-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۲ دی ۳۰, دوشنبه

اضطراب انتخاباتی بین دکتر عبدالله واستاد سیاف

روابط حکمتیار با جنرال دوستم حسنه است وامکان اتحاد مجدد میان آنها دوراز انتظار نیست.


رایزنی های جاری بین دکترعبدالله و استاد سیاف، ناگزیر، امکان هم آهنگی انتخاباتی میان دوطرف را تقویت کرده است. استاد سیاف پس از استاد ربانی فقید، خودش را بدیل غیرقابل نزاع در اردوگاه مجاهدین به محوریت جمیعت اسلامی وشاخه های ریز و درشت الحاقی آن میداند. اینک حزب اسلامی (غیرحاضر دایمی انتخابات ها) ناگه از در وارد شده است. این تحول، فرصت تازه ای را جهت ایجاد ائتلاف انتخاباتی بین جنرال دوستم - اشرف غنی و حزب اسلامی انجنیر حکمتیار ایجاد کرده است که نادیده گرفتنش از سوی گروه های مجاهدین دولتی، نا ممکن است. روابط حکمتیار با جنرال دوستم حسنه است و پس از فروپاشی «شورای هماهنگی سال 1372»امکان اتحاد مجدد میان آنها دور انتظار نیست.
ازسویی هم، عامل کلیدی گرایش استاد سیاف به مجمع تحت رهبری دکتر عبدالله، نتیجه یک رشته بندو بست هایی است که قبلاً با مارشال فهیم انجام داده و درقدم بعدی، ایشان حساسیت غیرقابل درمانی نسبت به جنرال دوستم دارد؛ حساسیتی که ریشه اش به دوران «جهاد» و دورۀ حکومت مجاهدین به رهبری استاد برهان الدین ربانی باز میگردد. سیاف بعد از نیم قرن فتوا وخط کشی اعتقادی، با محمدظاه- شاه مرحوم- دریک سفره نشست و اختلاط کرد؛ مگر قاش پیشانیش هرگز در برابر دوستم باز نشد. دردگرگونی های دو دهۀ اخیر، همه دسته های سیاسی با هم دشمن، حداقل یک یا دو بار دست دوستی وتفاهم (هرچند مؤقت) به سوی یکدیگر دراز کرده و درکنار هم قرار گرفتند؛ اما خط سرخ بین استاد سیاف و مجمع سیاسی زیر فرمان جنرال دوستم، هیچگاه زایل نشد. استاد سیاف، جنرال دست ودلباز سکولار را هنوز هم به چشم یک کابوسی می بیند که باردیگرخیال دارد محاسبه های «کلان» را به هم بزند.
ظرف 12 سال اخیر، غیر از شیخ محمد آصف محسنی و پیرسیداحمد گیلانی، تمامی رهبران ردۀ اول ودوم وسوم «مجاهدین» پس ازآن که درگیرودار رقابت برسر قدرت از خط مشارکت بیرون افتادند، بی استثنا عضویت در نشست های گاه گاهی رهبران در ارگ را غنیمت الهی دانستند و یا با سقوط از چند پله، تا مرتبۀ «پارلمان» فرو افتادند و حداقل جای پایی برای خود شان یافتند؛ مگر جنرال دوستم هیچ گاه خودش را از مرتبۀ رهبری که جامعه ترک تبار برایش تعریف کرده و خودش دردرازای زنده گی تجربی از آن تصویری بی غش در ذهن دارد؛ کاری انجام نداد تا اقتدار کاریزماتیکی اش کمرنگ شود. از همین رو، مجامع رهبران پس ازهرچرخش وائتلاف های نا پایدار، بازهم ازحضور زندۀ جنرال حساب میبرند. به مصداق این گفته:
بی همه گان به سر شود
بی تو به سر نمی شود.

استاد سیاف، دربارۀ دکتراشرف غنی طوری می اندیشد که شرط انصاف نباشد که میراث سه دهۀ جانفشانی گروه های اسلامی، در اختیار سیاست ورز سکولاری سُست ریشه ای قرار گیرد که قافله دار اصلی اش، جنرالی است که بدون حضورش، هیچ ائتلافی پا برجا نمیماند. هرچند سرنوشت قدرت آینده بیشتر در دست نظام تعامل درسطح منطقه و بین الملل است، استاد سیاف و محور پیوندی مجاهدین- وغیرمجاهدین به رهبری دکترعبدالله به یکدیگر نیاز حیاتی پیدا کرده اند. اکنون تیم دکترعبدالله با وارد شدن مجمع اصلی حزب اسلامی (محورحکمتیار) به میدان انتخابات، نگران تر شده است، این نگرانی با پیوستن استاد سیاف به آن ها، تا اندازه ای فرومیکاهد. درغیرآن، ارزیابی چنین است که ممکن است شرایطی پیش بیاید که درین انتخابات، حاکمیت سنتی «مجاهدین» درافغانستان برای همیشه خاتمه پیدا کند. استاد سیاف احساس میکند که اگرمجمع انتخاباتی سکولار ها ستون اصلی قدرت سیاسی را صاحب شوند، وی تنها وبرای همیشه از زیر سقف قدرت ناپدید نخواهد شد؛ بلکه آسیب پذیری های پس ازفروافتاده گی از قدرت، برای وی خطرناک وبس محنت افزا خواهد بود.