-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۲ اسفند ۸, پنجشنبه

مریم رجوی: در کشور من، احترام به حقوق بشر و آزادی، جرم محسوب می شود.

ماهیت رژیم ایران غیر قابل تغییربوده، در مذاکرات ژنو فقط یک گام فرصت طلبانه به عقب گذاشته است.

سخنرانی مريم رجوی در کنفرانس در انستيتو نوبل- اسلو



آقای رئيس، خانمها، آقايان! 
من امروز می خواهم در مورد کشورم و نياز مردم ايران به صلح و آزادی صحبت کنم؛ صحبت در مورد کشوری با تمدن کهن، که 35سال حاکميت يک رژيم بنيادگرا آن را نابود شده کرده است؛ کشوری با منابع و فرهنگ غنی که ملاها آن را به کشوری تبديل کرده اند که 70% جمعيت آن زير خط فقر زندگی می کنند و مرکز توسعهٴ تروريسم و بنيادگرايی است. 
امروز در کشور من، احترام به حقوق بشر و آزادی، جرم محسوب می شود و با زندان طويل المدت، شکنجه و اعدام مجازات می گردد. ملاها چوبه های دار را در ملأعام برپا می کنند و قربانيان را برای ارعاب جامعه، بدار می آويزند. 
طی سه دهه گذشته، 120000نفر به دلايل سياسی اعدام شده اند. صدها هزار تن زندانی و شکنجه شده اند. در ماههای اخير، با روی کارآمدن روحانی، سر و صدای زيادی در مورد يک دولت و حرکت به اصطلاح اعتدالی در ايران، راه افتاده است. اين يک سراب است که توسط ملاها ايجاد شده و توسط لابی آنها تبليغ می گردد. زيرا نه روحانی يک مدره است و نه رژيم کنونی ظرفيت رفرم دارد. بن مايهٴ قانون اساسی ملايان، حاکميت مطلقهٴ ولی فقيه است که در تضاد بنيادين با همه ارزشهای دموکراتيک است. بنابراين هر گونه عقب نشينی در سياستهای سرکوبگرانه، نويد بخش آغاز پايان رژيم است.
اجازه بدهيد که چند کلمه يی هم در مورد مذاکرات هسته يی بگويم:
من می دانم که نظرات متفاوتی در مورد شيوهٴ برخورد با اين مساله، وجود دارد. ولی اجازه بدهيد با وجوه مشترک شروع کنم:
اول- يک اجماع وجود دارد که رژيم ملاها نبايد به بمب يا توانايی هسته يی، دست پيدا کند.
دوم- يک توافق عمومی وجود دارد که همه تلاشها بايد صورت گيرد که از جنگ ممانعت شود.
سوم- اين غيرقابل مناقشه است که رژيم ملاها تحت فشار، و نه به علت تغيير ماهيت، يک قدم به عقب برداشت و با توافقنامه ژنو، موافقت کرد. رژيم در هراس بود که افزايش نارضايتی توده های مردم، همراه با وضعيت وخيم اقتصادی و تحريمهای بين المللی، منجر به قيام های عمومی عليه رژيم گردد.
چهارم- همچنين يک توافق عمومی وجود دارد که توافقنامه موقت، از نقايص جدی، رنج می برد که بايد تصحيح شود. بنابراين، آنها که به واقع خواستار خاتمه برنامه سلاح هسته يی رژيم ملاها هستند، بايد درک کنند که کم کردن تحريمها و امتياز دادن به ملاها، نسخه يی برای يک فاجعه است، به ملاها وقت می دهد که در حالی که پروژه سلاح هسته يی شان را پيش می برند، بحرانهای اقتصاديشان را مهار کنند و مخالفت فزايندهٴ عمومی را سرکوب نمايند. متأسفانه جامعهٴ بين المللی، به بهانهٴ به مخاطره نينداختن مذاکرات هسته يی، چشمان خود را بر جنايات رژيم بسته است.
برای جلوگيری از چنين نتيجه فاجعه باری، اقدامات زير بايد انجام شود:
اجرای کامل قطعنامه های شورای امنيت ملل متحد شامل توقف غنی سازی اورانيوم، تعطيل پروژه آب سنگين اراک، امضای پروتکل الحاقی و شروع بازرسيهای سرزده. در عين حال، جامعهٴ بين المللی بايد خواستار خاتمه نقض حقوق بشر و توقف هر گونه دخالت در کشورهای ديگر، به ويژه در سوريه و عراق، شود.
اين تأسف آور است که جهان آزاد، چشمان خود را نسبت به جنايت عليه بشريت، به دليل اين توهم که استمالت منجر به تغيير ماهيت يک رژيم مستبد می شود، ببندد.
يک وجه ديگر اين سياست غلط، رويکرد در رابطه با نزديک به 3000تن از اعضای جنبش اپوزيسيون ايران در عراق است که، به دليل عملکرد غلط سازمان ملل و سياست اشتباه آمريکا، تبديل به يک موضوع انسانی اورژانس شده است.
از سال 2009، ساکنان در اشرف و ليبرتی، بارها مورد حمله قرار گرفته اند. در اول سپتامبر، 52تن از آنها در اشرف، توسط نيروهای عراقی، قتل عام شدند. بسياری از آنها دست بند زده شده و سپس اعدام گرديدند. هفت نفر نيز، که شش تن آنها زن بودند، ربوده شدند.
اخيراً خبردار شديم که دولت عراق به صورت پنهانی، پيکر های اين 52شهيد را مخفيانه و بدون اطلاع به خانواده هايشان به خاک سپرده و حتی محل دفن اين شهيدان را به خانوادها نگفته است.. اين اقدام، دليل اثباتی ديگری برای دست داشتن مستقيم دولت عراق در اين جنايت است.
عکس العمل جامعهٴ بين المللی در اين مورد چه بوده است؟ سازمان ملل و برخی از دولتها، فقط جنايت را محکوم کردند؛ بدون اين که هيچ اقدامی در جهت معرفی مجرمان و قرار دادن آنها در مقابل عدالت انجام دهند. آنها حتی يک تحقيقات مستقل را شروع نکردند. کما اين که هيچ اقدامی برای تأمين امنيت کمپ ليبرتی انجام ندادند
در همين جا از دولت نروژ می خواهم که مبتکر يک تلاش بين المللی برای آزادی گروگانها و انجام تحقيقات مستقل در مورد قتل عام اول سپتامبر باشد. شورای امنيت ملل متحد بايد اين موضوع را برای تحقيقات به دادگاه بين المللی جنايی ارجاع دهد. 
دوستان عزيز!
سازمان ملل و آمريکا قول داده بودند که بعد از انتقال به کمپ ليبرتی، خيلی زود ساکنان به جای امن در خارج عراق منتقل خواهند شد. بعد از گذشت دو سال، تنها 9 درصد به خارج منتقل شده اند.
اين در حاليست که همه ساکنان، افراد حفاظت شده تحت کنوانسيون چهارم ژنو هستند. آنها توسط کميساريای عالی پناهندگان، به عنوان پناهجو و پناهنده، اعلام شده اند که از حمايت قانون بين الملل برخوردارند. کجاست آن حفاظت؟ در ازاء هر سه نفر که به خارج منتقل شده اند، يک نفر جان خود را از دست داده است. اما واقعيت، از اين آمار نيز دردناکتر است. همه ساکنان در خطر جدی قرار دارند.
اما سؤال من امروز خطاب به جامعهٴ بين المللی است. چرا سکوت و بی عملی در قبال اين مسأله انسانی؟
من امروز به نروژ آمده ام تا از دولت نروژ بخواهم که مبتکر شکستن اين سکوت شود. نروژ يک سنت غنی در دفاع از حقوق بشر دارد و پيشتاز حفاظت از ارزشهايش و مدافعان حقوق بشر بوده است.
شما می دانيد که شورای ملی مقاومت، آلترناتيو رژيم ملايان است و به يک جمهوری دموکراتيک و کثرت گرا بر پايه جدايی دين و دولت، برابری زن و مرد و دموکراسی و آزادی برای مردم ايران و تمام جهان، به خصوص برای منطقه، معتقد است. به همين دليل، من معتقدم حمايت شما برای اعضای مجاهدين به خصوص در ليبرتی، به صلح و امنيت در منطقه و جهان، کمک خواهد کرد.
متشکرم.