-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۲ اسفند ۳, شنبه

می رود میخ آهنین بر سنگ؟

درس های سوریه و اکرائین برای رژیم ایران! 


اکرائین و پایتختش کیف جایی نیست که در آن بشود همچون وقایع سوریه کلیسایی را به توپ بست و یا گردن یک مسیحی (و حتا مسلمان شیعه) را در ملا عام زد. بنا به دلایل اجتماعی فرقه های تروریستی از نوع القاعده و النصره و گروهک هایی با اسامی مغشوش و نا مفهومی همچون "دولت اسلامی عراق و شام " امکانی برای ابراز وجود در اوکرائین ندارند ولی شکل و فرم کم رنگ ترشان را می توان در اغتشاشات کیف جا داد وشرایط نفوذ و تسلیح اغتشاشگران را توسط قوای آن فراهم ساخت. همان فرمی که گروهک های وابسته به اسراییل از بطن آن زاده شدند. یعنی همان جبهه موسوم به " ارتش آزاد سوریه"
هر چند حضور "ارتش آزاد سوریه " در اوکرائین کمی تعجب آور است ولی با ریشه یابی این ارتش و اوباشان آشوبگر اوکراین به راحتی می توان به آن محافل ذی نفع در اروپا و ایالات متحده رسید که ریسمان نابودی سوریه و اوکرائین به آنجا وصل است. دست هایی که یوگسلاوی را متلاشی و به خاک سیاه نشاندند و کماکان دندانشان برای جنگ و نابودی ایران تیزاست. و چه افسوس که هنوز سپاه و رهبر فکر می کنند با قدرت نظامی می توانند این دندان را کند کنند و یا حتی بکشند که اگر اینگونه می شد حریف این گرگ گرسنه و دندان تیز شد، سوریه با آن ارتش پرقدرتش می شد و یا اوکرائین که قوی ترین ارتش جمهوری های سابق شوروی را دارد. و روسیه چه با تجربه و عاقلانه این روزها عمل می کند و آهسته آهسته به اقتصادی بحران زده اوکرائین کمک می کند و از سوی دیگر از ماجراجوئی پرهیز می کند. و تجربه افغانستان و شکست های گذشته در تحمیل اراده حاکمیت ها به مردم چه درس آموز بوده است. آیا جمهوری اسلامی از فاجعه سوریه و اوکرائین درست لازم را خواهد گرفت؟ سرانجام خواهد فهمید که رضایت و حمایت مردم بزرگترین و قوی ترین ارتش است نه بسیجی پفکی و تظاهرات ساندیسی اش و نه سپاه و موشک های مونتاژی اش!