-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۲ اسفند ۵, دوشنبه

یاناکوویچ گریخت، کرزی درکاخ است...

 اگراردوی ملی کنترول خود را در دست نگیرد، متلاشی می شود.


حکومت کابل دررابطه به کشتار سربازان ارتش در غازی آباد کنر، از مقابله با وضعیت پیش آمده، خلع سلاح شده است و زیر ضربه ی فزاینده از سوی مردم قرار می گیرد. فرجام دشمنی جاهلانه با امریکا و ناتو و تسلیم شدن به احساسات بومی وشخصی، تازه پسامد های خود را به زیان مردم آشکار می کند. دولت دردام سیاست های عامیانه ی خود گرفتار آمده و محکوم کردن پاکستان یا امریکا سبب تغییر در واقعیت جاری نخواهد شد. پچ پچ های بچه گانه با سیاستگران کهنه کار پاکستان، (که خود فرزندان انگلیس وامریکا اند) تیم کابل را به بازیچه ی آنان تبدیل کرد و تحریکات سفیران ومقامات ایران درجریان سالیان اخیر، همان نتیجه ای را به وجود آورد که باید می آورد. افغانستان فرصت های طلایی را برای پیوستن به مدیریت جهانی درحال از دست دادن است.
مقامات ناتو وامریکا با زبان دراز، درقبال کشتار سربازان ارتش ساکت اند ومنتظر خروش افکارعمومی برضد تیم حاکم هستند. حیرت آور است که مردم افغانستان سی وپنج سال است به نفع این و آن جنگیده و خشونت به فرهنگ عمومی بدل شده، اما دربرابر تیم حاکم که قدم به قدم منافع و مصالح زنده گی شان را به نابودی می برد، سر به زیر وگوسفند وار شده اند وقوه ی اعتراض از آنان سلب شده است. این درحالی است که مردم اوکرائین که درشرایط مدنی ویک زنده گی پیشرفته به سرمی برند، برای رسیدن به اهداف مشروع شان، با دست خالی، سنگرهای خیابانی درست کردند و خیزش خونبار وظفرامندانه ای را ثبت تاریخ مبارزات مدنی کردند و حامد کرزیِ کاخ کیف را بیرون راندند.
اما درکابل وهرات ومزارشریف و... همه چیز ساکت است وستم وزور وبی عدالتی از درودیوار می بارد. این سکوت پاینده نیست. زیر پوست زنده گی خون تلخ نا امیدی درجریان است. چرا که بازیگران بحران افغانستان آرام آرام جلو میروند وبسیارسنجیده می روند تا انفجار درهمان نقطه ای پیش بیاید که مقرر شده است.  کرزی ومعاونینش سرگرم رنده کاری سازوکار انتخابات هستند و به خیال خود شان، همه چیز درکنترول است. هیچ چیزی درکنترول نیست... حتی همین آرامش کابل یک واقعیت فریبنده است... به جوش آمدن مردم افغانستان یک پروسه است اما یک دم مثل شیر سرمی آید. وضع موجود یک هسته ی باروتی در خود دارد. هیچ چیز به غیراز تحول اساسی حلال معضل کنونی نیست. هیچ راه حل، جز بیرون کردن کرزی وفهیم قسیم از کاخ غنیمتی وجود ندارد. آن زمان سپری شد که ناتو دردفاع ازتیم حاکم، پاسگاه های ارتش پاکستان را بمباران می کردو سیاستگران پنجاب را درقوطی ساخته بود. از برکت سیاست های قبیله ای کرزی و سرقافله های وند بازی (معاونانش) قرعه ی گشایش بخت بار دیگر به نام پاکستان زده شد و حالا پاکستان در سیاست کابل تعیین کننده است و درمزایده ی پروژه ی تغییر، برنده شده است. کرزی و فهیم برتاریخ جدید مملکت تیشه زدند و حالا منتظرباشند که ماشین حساب وکتاب لحظه به لحظه به سوی شان نزدیک تر می شود. با آن که ارتش ملی از خودکامگان «خاندانی» و«تنظیمی» فرمان می برد، اگر به حساب خود را با سیاست بازان «شخصی باز» جدا نکند، درخطر فروپاشی قرار میگیرد.