-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۳ اردیبهشت ۱, دوشنبه

"سینما" زینت دهندهء گنگ مطبوعات افغانستانی


آسیا تایمز- شماره نخست- ستون هنر هفتم 

نوشته : صحرا کریمی
کارگردان و استاد دانشگاه

پرداختن به مقولهء سینما، یکی از جذاب ترین پرداخت هاست. اما متاسفانه این پردازش در افغانستان برابر شده است با نوعی کلیشه نگری. اگر به مطبوعات افغانستانی نگاهی گذرا اندازیم، همواره ستونی و یا بخشی به سینما یا هنر هفتم اختصاص داده شده است؛ اما متاسفانه تنها از نگاهی سطحی
 و گذرا. هیچگاه به سینما به عنوان موضوعی حساس، قابل توجه و تامل پرداخته نشده است. مقالات جسته و گریختهء سینمایی که از این سوی و آن سوی دنیای مجازی به عاریت گرفته میشوند، تنها جنبهء پر کردن ستون مطبوعات نوشتاری را دارد و به نوعی شانه خالی کردن از پرداختن عمیق به مسایل مهم فرهنگی و هنری بوده است. در مطبوعات افغانستانی هرگز گفتمان ها، بحثها و یا موضوعات اساسی در مورد سینما چه در حوزهء سینمای افغانستان و چه درعرصهء سینمای بین الملل به وجود نیامده است و یا به آن توجه قابل تاملی نشده است. دیدگاه سینمایی و داشتن سینمایی اندیشه گرا وتاثیر گذار در جامعه ای چون افغانستان مساله ای حایز اهمیت و قابل بحث است. متاسفانه در مطبوعات افغانستان به جای پرداختن به این نوع دیدگاه و ایجاد بحث ها و گفتمان ها، تنها به اشاره هایی حاشیه ای به فیلمها و اثرهای سینمایی و چند خبر و یا مطالب کلی بسنده میکنند که اکثریت به اتفاق آنها برگرفته از منابع اینترتی می باشد تا ماحصل مطالعه ای دقیق و تحقیقی؛ وقت و زمان دقیق و کافی بر روی تحلیل و بررسی این مقوله مهم که یکی از تاثیر گذارترین صورتهای هنری ست هرگز گذاشته نمی شود.

اثر هنری در کل و اثر سینمایی به طور خاص دارای پتانسیل و نقاط قوت فراونی می باشد که میتواند در افکار و نوع دید فرهنگی و هنری جامعه تاثیر بسزایی داشته باشد. هرگاه دید فرهنگی جامعه ای ارتقاء یابد، به همان نسبت شعور و درک فرهنگی آن نیز رشد پیدا میکند. اگر نگاهی به تاریخ هنر و همچنین انقلابهای هنری بیندازیم، میتوان به وضوح ارتباط مستقیم و غیرمستقیم انقلابهای فرهنگی و هنری را با انقلابهای تاریخی و سیاسی مشاهده کرد. سالهای 60 میلادی و تحولات گسترده ای که در زبان فیلم، نوع روایت در فیلم، تنوع در پردازش به قصهء فیلم، در هم آمیختن موضوعات اجتماعی با موضوعات سیاسی و اقتصادی و درگیر کردن تفکر و اندیشه جمعی با این مقوله ها و تحولات، همگی باعث این شدند تا در بنیادهای اساسی فکری در حوزه های مختلف دگرگونی و تغییرات اساسی ایجاد گردد؛ که تاثیرات آن تا سالهای بعد همچنان باقی ماند. همچنین اگر به تحولات هنری و بخصوص سینمایی بعد از جنگ جهانی دوم در کشورهای اروپایی از جمله ایتالیا نگاهی کوتاه داشته باشیم، سینمای "نئورئالیسم ایتالیا" و سبک منحصر به فرد آن که بعد ها تاثیر مهمی در جنبشهای دیگر سینمایی از جمله " موج نو فرانسه" و " سینمای آزاد انگلستان" گذاشت، خود گواه بر این است که سینما و اثر سینمایی به عنوان مدیومی تاثیر گذار تا چه حد میتواند در درون اجتماع و اذهان جمعی رسوخ کند و در انعکاس دادن واقعیتهای دوران و زمانهء خود سهم به سزایی ایفا نماید؛ کماینکه هر اثر سینمایی نئورئالیستی خود سندی محکم برای کوبیدن تضاد طبقاتی و اجتماعی جامعه آن دوران ایتالیا بود.

اگر افغانستان را جامعه ای پسا- جنگ و یا در حال گذر از این مرحله بدانیم، تا چه حد سینما و هنر سینما توانسته است به عنوان مدیومی موثر دچار تغییر و تحول در دیدگاه اجتماعی و به امتداد آن در دیگر دیدگاههای جامعهء افغانستانی شود؟ سینما و بحث های سینمایی تا چه اندازه از جدیت برخوردار و برخوردی که با آن صورت گرفته است آیا متناسب و درخور این هنر بوده است؟ متاسفانه و بدون هیچ حاشیه پردازی میتوان گفت که در افغانستان در نوشتارها و گفتارها، در مطبوعات و دیگر رسانه های نوشتاری، دیداری و شنیداری نه تنها به سینما به عنوان مدیومی موثر و دارای بینش فکری مستقل نپرداخته اند، بلکه این هنر با دید کاملاً سطحی و عامیانه مواجه شده است و بارها مورد توهین و حتی تحقیر واقع گردیده است. و در این میان حتی سینماگران و سینما پژوهان دست در دست هم نداده اند تا هنر سینما را از این منجلاب توهین و تحقیر نجات دهند و آن را به جایگاه اصلی اش بازگردانند. به موازات این نوع دید، نگرشی منفی و سنتی نیز نسبت به سینما و سینماگران در میان عام مردم وجود دارد که ترویج دهنده ی افکاری پوسیده در مورد هنر سینما بوده است.

با توجه به این تفاسیر یکی از راهکارهایی که میتوان پیشنهاد کرد، ایجاد گفتمان و پرداخت و ترویج نوشتارهای سینمایی به طور جدی در این عرصه می باشد. اینکه سینما تنها به چند خبر و نقدهای عاریتی از این سوی و آنسوی اینترنت بسنده نکند. بیشتر تمرکز شود روی تولید و نوشتن نقدها، مطالب و نوشتارهایی که عمیق تر به این مقوله بپردازد، بیشتر در دنیای هنر سینما کنجکاوی و تحقیق کنند و از دیدگاههای مختلف و متفاوت به بررسی هنر سینما بپردازند.

اگر به هنر سینما و همچنین اثر سینمایی تنها با دید تفریحی و سرگرمی دیده نشود، و به آن به طور جدی از زوایه و ابعاد مختلف پرداخته شود، مورد تحقیق و تحلیل قرار بگیرد، نه تنها در این عرصه ی هنری پیشرفتهای قابل توجهی بدست خواهیم آورد، بلکه همچنین از این طریق گامی جدی در راستای بالا بردن اندیشه و دیدگاه فرهنگی و هنری در جامعه خواهیم برداشت. و سینما تنها به عنوان موضوع و مقوله ای حاشیه ای و پیش پا افتاده و زینت دهندهء تیترها و ستونهای مطبوعات افغانستان نخواهد بود.