-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۳ خرداد ۵, دوشنبه

گزارشی که مرا بُهت زده کرد.

کودک ۳ ساله زندگی قبلی خود، قاتل و بدن گذشته‌‏ی ‌‏خود را شناسایی می‌کند.



جهان مملو از اسراری است که دانش کنونی ما را به چالش می‌کشد. اپک تایمز در بخش ماوراء دانش، داستانهایی از پدیده‌های خارق‌العاده را گردآوری کرده تا راه را برای باور مسائل ممکنی که قبلاً انکار می‌شدند باز کند. آیا آنها واقعیت دارند؟ تصمیم با خود شماست.
یک پسر سه ساله عنوان کرد که در زندگی قبلی خود با تبری کشته شده‌. او به بزرگان روستا، محلی که قاتل در آنجا جنازه‌ی مقتول را دفن کرده بود نشان داد و آنان با اطمینان توانستند اسکلت یک مرد را در آنجا بیابند. وی همچنین به آن‌‏ها مخفی‌‏گاه سلاح قاتل را نشان داد و آنان پس از کندن محل توانستند یک تبر را در آنجا بیابند.
در کتاب «کودکانی که زندگی قبلی خود را به یاد می‌آورند، بازپیدایی در امروز»، درمانگر آلمانی «تراتز هاردو» داستان این پسر را همراه با داستان کودکانی که به نظر می‌رسد زندگی‌های قبلی خود را با دقت قابل تأیید به یاد می‌آورند، آورده است. داستان این پسر توسط دکتر «الی لاسک» مشاهده شده است؛ شخصی که بیشتر به خاطر توسعه‌ی سیستم پزشکی  شناخته شده است. دکتر لاسک که در سال ۲۰۰۹ درگذشت، این رویدادهای حیرت‌انگیز را برای هاردو بازگو کرد.
این پسر از قومیت و فرهنگی با نام «دروز» بود که در آن تناسخ به عنوان یک واقعیت پذیرفته شده بود. با این وجود داستان او قدرتی داشت که به جامعه‌ی او شوک وارد کرد.
وی با یک علامت مادرزادی بلند و قرمزرنگ بر روی سر متولد شد. مردم دروز مانند مردم فرهنگ‌های دیگر معتقد هستند که علائم مادرزادی به نحوه‌ی مرگ در زندگی‌های قبلی مربوط است. زمانی که این پسر به اندازه‌ی کافی بزرگ شد به خانواده‌ی خود گفت که از طریق یک ضربه‌‌ی تبر بر سر کشته شده است.
در دروز مرسوم است که بزرگان کودک را چنانچه بتواند مسائلی را به یاد آورد، به خانه‌‏ی زندگی قبلی‌‏اش ببرند. چون این پسر دهکده‌ی محل سکونت خود را در زندگی قبلی به یاد می‌آورد، به آنجا رفتند. به محض رسیدن به آنجا او توانست اسم خود را در زندگی قبلی‌‏اش به یاد آورد.
یکی از اهالی روستا گفت که مردی که این کودک ادعا می‌کرد که بازپیداشده‌‌ی او است چهار سال پیش گم شده بود. دوستان و خانواده‌ی او تصور می‌کردند که به طور اشتباهی به خاک دشمن در آن نزدیکی رفته است؛ از آنجایی‌که این گاهی اتفاق می‌افتد.
پسر نام کامل قاتل را نیز به یاد ‌آورد. لاسک به هاردو گفت زمانی ‌که کودک با مردی که ادعا می‌شد قاتل است روبرو شد رنگ صورت مرد مانند گچ سفید شد؛ ولی با این وجود نپذیرفت که قتل را به گردن بگیرد. سپس پسر به بزرگان گفت که می‌تواند آنان را به جایی‌ که جنازه دفن شده است ببرد. در آن محل آنان اسکلت یک مرد را با زخمی بر سر که مطابق علامت مادرزادی کودک بود پیدا کردند. آنان همچنین تبر را که سلاح قاتل بود یافتند.
پس از مواجه شدن با این مدارک قاتل به جنایت خود اعتراف کرد. دکتر لاسک تنها فرد غیر دروزی بود که طی تمام این ماجراها در محل حضور داشت.
برای مطالعه‌‏ی بیشتر داستان‌های هاردو، کتاب « کودکانی که قبلاً زندگی کرده‌اند» را بخوانید.
اپک تایمز در ۳۵ کشور و به ۲۱ زبان منتشر می‌شود.