------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

ه‍.ش. ۱۳۹۳ خرداد ۱, پنجشنبه

معاون جمیعت اسلامی به دکترغنی پیوست.

 تحولی که تیم دکترعبدالله را به بحران تولید انبوه متحدان به ظاهر داوطلب غوطه ور ساخت، موجی بود که از کانال ارگ به راه افتاد. 


احمد ضیاء مسعود – برادرشهید احمدشاه مسعود- واز معاونان «جمیعت اسلامی»، پس از رایزنی های فشرده، موضع انتخاباتی خود را در دور دوم، مشخص ساخته و به جرگه ی رهبری تیم «تحول وتداوم» وارد شد. ویگفت: هر قدر قدرت قوم گرایی قوت پیدا کند همان قدر نهادهای سیاسی کشور ضعیف خواهد بود. این حادثه برای همگرایان «تنظیمی» بسا مایه ی تعجب تلقی شده؛ اما در فرهنگ دموکراسی امری پذیره ای واستفاده ازحق شهروندی برای گزینش به شمار می رود. محور انتخاباتی «تحول وتداوم» درحساس ترین موقع، فتح بزرگی را نصیب شد و ازجهت این که ساختار تیم به خاطر غیابت یک سیاست ورز تاجک (مبرا ازکشتار، آدم ربایی و جنایات جنگی) ظاهراً با انتقاد هایی رو به رو بود؛ اکنون دردور دوم انتخابات، با اعتماد به نفسی بیشتر راهی کارزار خواهد شد.
احتمال آن وجود دارد که شماری از تجدید نظرطلبان «تنظیمی» شامل احمد ولی «مسعود» که دیدگاه شان درنتیجه ی تجارب تلخ انحصارگرایی های «تنظیمی» متحول شده، نیز با آقای ضیأ مسعود همرکاب شده باشند. برادران مسعود، سال ها از بابت این که یک گروه کوچک شخصی باز، نام و میراث فکری وسیاسی احمدشاه مسعود را درقبضه ی خود گرفته و حتی برادران مسعود را تهدید می کردند؛ رنج های جانفرسا را تحمل کرده اند. انتخابات سوم ریاست جمهوری برخلاف آن چه قبلاً تصور می شد، از ابتداء چندان ماهیت «قومی» نداشت؛ درعوض، ماهیت وسازه ی «تنظیمی» به خود گرفته بود و اینک، پیش از برگزاری دور دوم انتخابات، برجی از قلعه ی همگرایی تنظیم ها نیز فروغلتید.

رانش ضیاء مسعود به سوی اردوگاه عمدتاً میانه رو های جهادی و سکولار های «متخصص»، پدیده ای یک شبه و تصادفی نیست و این مسأله به طرح اولیه ی دکترخلیلزاد- عنصرمهم حزب جمهوری خواه امریکا- مرتبط است. خلیلزاد شش ماه قبل از شروع پیکارهای انتخاباتی به کابل آمد و درگفت وگویی اظهار داشت که شماری از حلقات دولتی ( منظوروی کرزی وفهیم بود) تلاش دارند «وضعیت موجود را حفظ کنند» و بدین ترتیب، برطبل حکومت مادالعمر یک دسته ی خاص بکوبند.
اعلام جنبش «اتحاد انتخاباتی» درماه های قبل از انتخابات، واکنشی به تلاش های خلیلزاد بود که سعی داشت چوب بست های نظام انتخاباتی وحکومت آینده را برپایه ی رویکرد بر تحول به وجود آورد؛ تحولی که با منافع ملی افغانستان و سیاست امریکا درحوزه ی کشورما هم آهنگی داشته باشد. اما دسته جات تنظیمی طبق عادت، عامل بین المللی را به سخریه گرفتند.
 دکترعبدالله چهره ی میانه رو، با اصول و از نظر درک روند بین المللی بحران افغانستان، شم حساس دارد؛ اما وی درگیرودار هیاهوگری های «سیاهی لشکر» وپهلو گیری دسته جاتی (دعوت ناشده) که مدت ها تاریخ زده شده و خیال خزیدن سینه کش به سوی قدرت را در سرداشتند، درموقعیتی قرار گرفت که بحث مدیریت پرخاش های غیرضروری کاملا به فراموشی سپرده شد و موجی از انگیزه چاق کن های انفرادی و خود سر، از تربییون های مختلف، بدون صلاحیت و دستور، بی جهت انگشت در چشم دیگران کردند و گرد بادی از تهدید، و ادبیات نفرت به راه انداختند که خود به خود ناظران رقیب و نهاد های بین المللی را نگران کرد.
بدترین عامل ناخواسته ای که ناگهان بر تیم عبدالله یورش بُرد، قرارگرفتن زیر آوار همدمی و همگرایی«کرزی ها» بود که به گونه ای معنی دار، هسته های خود را به سوی عبدالله هُل دادند و اکنون تیم اصلاحات و همگرایی، چوب ائتلاف با تیم حامد کرزی را می خورد؛ تیمی که افغانستان را برلبه ی فراموشی وحقارتی فزونتر از دوره های قبلی نزدیک کرده است. امریکا به هیچ وجه مایل به ابقای کرزی در قدرت نیست. احمدضیآء مسعود یک ضربه ی تعین کننده را بر تیم تنظیم ها وارد آورده و تابوی سختی را شکسته که اهمیت تاریخی آن چه در صورتی که نتایج اشتباه به بار بیاورد و یا درنظام سازی دموکراتیک پیروزی درخشانی حساب شود، بر تاریخ جنگ وصلح افغانستان اثری دیرپا خواهد داشت.