-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۳ خرداد ۷, چهارشنبه

دستپاچه گی شدید کمپ های انتخاباتی

دکتر عبدالله، خطر را زود تر از دیگران حدس زده است.


درافغانستان همه به شنیدن اخبار ناگوار عادت کرده ایم. متأسفانه، هیچ کس صدای نرم تباهی و فروپاشی را باور نمی کند؛ چرا که همه به غرش موشک یا ترکش خمپاره عادت کرده و هشدار درهم شکننده را از ورای اکشن ظاهری باور می کنیم. براساس آخرین هشدار سازمان های بین المللی به تیم حاکم درکابل جهت تصویب قانون مبارزه با پولشویی، سه هفته وقت باقی مانده است؛ درغیرآن  بانک های دولتی وخصوصی افغانستان درسطح جهان، درج فهرست سیاه می شوند. اجرایی شدن چنین طرحی، روزگار افغانستان را سیاه می کند.
 دکترعبدالله در هفته های اخیر که ناگهان با سیلابی از حامیان ظاهراً رضا کار انتخاباتی رویاروی شده وشاهد پیروزی را دریک قدمی خویش قیاس می کند، از تحریم بانک های افغانستان درسطح بین المللی مضطرب شده است. وی می داند که درصورت ادامه ی  توقف گردش معاملات بانکی درسطح بین المللی، حکومت جدید کاملاً فلج خواهد بود. نگرانی شدید دکترعبدالله قابل درک است. چون اکثر مقامات و «نخبه» هایی که سرمایه های شان درچرخه ی معاملات سیاه شامل است، اتفاقاً به دور تیم وی حلقه زده اند تا جایگاهی درخور برای خویش درنظام آینده، ریزرف کنند!
این مسأله به عنوان خطر حیاتی، بنیان سیاست واقتصاد عمومی را ویران می کند. حکومت حامدکرزی، درتبانی با گروه های معلوم الحال قاچاقچیان دولتی، اختلاس چی ها، دزدان گمرکات، انحصارگران واردات وصادرات، اسلحه ومهمات فروشان و ده ها رشته پولسازان سیاه در کشور، خیانت بزرگی را به سرنوشت مردم و کشور مرتکب شده واکنون همه چیز به شمول خود شان، با عملیات حسابدهی و تصفیه ی مالی مواجه شده اند. ده سال تمام از تصویب قانون مقابله با درآمیزی پول سیاه درگردش مالی بانک ها جلوگیری صورت گرفت. علتش آن است که  دارایی هایی نجومی هیچ مقام حکومت و دولت، از حساب پول مشروع و سفید نیست.
مهره های درشت نظام درحکومت و دولت که قرار تخمین های عمومی، پنجاه میلیارد دالر سرمایه  را به شکل نقدی در اختیار خود دارند؛ حالا سخت دستپاچه اند و پس ازده سال، خواب برایشان حرام شده است تا حداقل قانون استندرد مبارزه با پولشویی را به زودی ( روی کاغذ) تصویب کرده و روند سقوط گریز ناپذیر سیاسی و اقتصادی خویش را مهار بزنند.
اما از سقوط و حسابدهی نمی توان فرار کرد. بعد از تصویب قانون، مرحله ی تحقق واجرای مفادات آن فرا می رسد؛ آنگاه گریزگاه سران مافیا به کجا خواهد بود؟ 
شخص رئیس جمهور، معاونان، برادران شان، وشرکای بازرگانی انحصاری سیاه شامل والیان، قوماندان های جهادی، کنتراکتچی ها، زمین خواران بزرگ، انحصارچیان نفت وگاز، اسلحه و مهمات فروشان برای اردوی ملی و شبکه ی دولتی مواد مخدر که زنجیره ی کلانی از بدخشان تا قندهار و از زابل تا بلخ و از هرات تا خوست و سراسر کشور را پوشش می دهد، طی ده سال، از تصویب شفاف قانون مبارزه با سفید سازی غیرقانونی پول های سیاه (برمعیارجهانی) شانه خالی کردند وامریکا همانند ببری پیر وخونسرد، بی صدا، با خزشی پیوسته اما آهسته، همه امور را در دست خود داشت و اکنون درحساس ترین مقطع تاریخی، درآستانه ی بحران وتب وتاب انتخاباتی، دُم غارتگران مالی- دولتی را سخت زیرپا گرفته است.
تا رسیدن به پرتگاه سقوط درقهقرای اقتصادی وامنیتی، فاصله ی طولانی باقی نمانده و هیچ کس نمی تواند آینده ی انتخابات، تشکیل حکومت نو و خط السیر واکنش های مردم را نسبت به بحرانی وحشتناک، حدس بزند. آن چه روشن است، احساس خطری است که مافیای دولتی را درپیچیده؛ اما هیچ راهی برای ادامه دادن به شیوه های تاراج گذشته برای شان باقی نمانده است.
مأموران معذور درنهاد های قانون گزاری، رئیس بانک مرکزی وگرداننده گان بانک های خصوصی، همه تصویرغلط، تخطئه شده، آمیخته با فساد مالی و دروغ را به گوش مردم می رسانند؛ واقعیت این است که بحران شدید در راه است.
ما وقتی از تصفیه حساب، واکنش بین المللی و رانش ناگهانی نظام اجتماعی و اقتصادی هشدار می دادیم، دزد زاده ها، بی دردها، قوماندان بچه ها وعناصری که خون وگوشت وجود شان محصول پول های حرام وحاصل ازرنج های بیکران مردم است ، دهن کج می کردند و می گفتند که این خواب هایی است که یک شبه مغز تان را چپه کرده است. پروریده شده گان دست های غارت وظلم، فکرمی کردند که جامعه ی بین المللی می آید با زبان تفنگ با ایشان معامله خواهد کرد و آن ها هم تفنگ دارند و فتاوی مفت از زبان مفت خورانی پیر و حریص هم آماده است و همه به «کوه های بالا می شویم.»
به جای جدی انگاری مدیریت بسیار سخت گیر و نرم دنیای امروز که ده ها تُن دالر را در بسته ی سرمایه ی راهبردی در افغانستان به کار انداخته، بر مرکب ذهنیت عقب مانده و محلی خویش سواری می دادند. حالا کم کم تب به جان شان افتاده است و می دانند که منابع اصلی پول های سیاه یا سفید دقیقاً می دانندکه چه اندازه سرمایه ی سیاه نزد چه کسی و درکجا ذخیره شده است.
وقتی سخن از تغییر سیاسی درافغانستان به میان می آمد، هدف از آن، حمله ی نظامی و گرفتن یک پوسته ی بلند یا موضعی درخط اول جنگ های کوچک نبود؛ حرکت سیلابی عظیم اما خاموش و برباد گر مدیریتی ومالی بود.
برتولت برشت می گوید: آنان که می خندند، هنوز خبر بد را نشنیده اند.