-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۳ خرداد ۱۰, شنبه

اسد بودا- غفلت از فصلِ دشوارِ فردای انتخابات

 فصل‌ شیک‌پوشی و شیک‌نوشی و شیک‌گویی رو به اتمام است. کمک‌های بین‌المللی فروکش می‌کند، افغانستان برای جهانیان ملال‌آور شده است.

به رغمِ حماسی‌سازیِ بیش از حد انتخابات، می‌توان پیش‌بینی کرد که فصل دشواری در راه است. بر فرضِ استمرارِ روندِ معمولی و در هم نریختنِ کل وضعیتْ، در آینده‌یِ نه چندان دور، بحرانِ اقتصادی به موضوعِ اصلی بدل و برای مفاهیمِ ژارگونی چون «فرهنگ‌سازی» و «جامعه‌مدنی»، مراسمِ فاتحه برگزار خواهد شد. با پایان‌یافتنِ انتخاباتْ فصلِ زرینِ حیف و میلْ به پایان می‌رسد. نظمِ سیاسی و اداری گُه‌ در گُه است و نظمِ اقتصادی از پای‌بست ویران. برخلافِ طرف‌دارانِ پرشور کاندیداها که بحران‌را به پیروزیِ رقیب ربط می‌دهند، خطرِ اصلی بحرانِ اقتصادی است. در یک‌سو اقتصادِ غارتی قرار دارد که تمام‌ کمک‌ها را بلعیده است، در سوی دیگر مردمِ فقیر و در به‌دری که بی‌آن‌که کوچک‌ترین بهره‌ایِ برده باشند، با حسرت تمام این حیف و میل و بی‌شرمی را تماشا کرده‌اند. آمریکا کم‌کم می‌رود. اگرگاهی از «پیمان» سخن می‌گوید، هدف از آن رفتنِ آب‌رومندانه است. دیگر، دولتِ آمریکا نمی‌تواند هزینه‌ی مالی و جانی در کشوری را که مردمِ آن هیچ‌انگیزه‌ای برای آباد‌کردنِ کشورش ندارد و حتا برای آبادشدنِ کشور خود از جوامعِ بین‌المللی رشوه می‌خواهند، براي مردمِ خود توجيه كند.
 فصل‌ شیک‌پوشی و شیک‌نوشی و شیک‌گویی رو به اتمام است. کمک‌های بین‌المللی فروکش می‌کند، افغانستان برای جهانیان ملال‌آور شده است. جهانیان دوست ندارند که از افغانستان بشنود. از نظر بسیاری از مردمِ دنیا، افغانستان سرزمینِ انسان‌ها مفت‌خوری است که هیچ انگیزه‌ای برای ساختنِ کشور خود ندارند. از دنیا پول و اسلحه می‌گیرند تا همدیگر را نابود کنند. چنین مردمی نه ارزشِ فکر کردن دارد و نه ضرورتِ اخلاقی است که بیش از این به آن‌ها توجه شود. دولتِ ما جز رشوت‌خواری و فساد، میراثی بر جای نگذاشته است. انتخاباتِ کنونی، هم زد و خورد میان باندها و شبکه‌هایِ سیاسی است که با حیف و میلِ کمک‌های چندین ساله به نان و نوایی رسیده‌اند. فروکاستِ بحران در فرد و در نامزدها، چشمِ ما را به وضعیتِ حقیقی کور کرده است. شکست و پیروزیِ نامزدها، مسئله‌یِ اصلی فردا نیست، وضعیتِ اقتصادیِ غارتيِ ويران گر، خطري است كه سمت و سویِ بحران را نشان می‌دهد. معاشِ کارمندانِ دولت و نیروهایِ امنیتی، از کدام منبع تامین خواهد شد؟
این مشکلاتِ اساسی را نمی‌توان با حرف مفت حل کرد و به همین سبب است که کسی در این باره لب به سخن نمی‌گشاید. فحش‌دادن، حرف‌های مفت‌زدن و حتا تحلیل لباس و آمار دادن در باره دکمه‌هایِ پیراهنِ نامزدها آسان است، ولی سخن‌گفتن در باره اقتصاد ویرانِ فردای انتخابات آسان نیست. دلیلِ سیاسی‌سازی و برجسته‌کردنِ موضوعاتِ کوچک هم همین است. فرصتِ بزرگي را از دست داديم. نمی‌دانیم پایان فصلِ زرین حیف و میل دقیقا چه‌گونه خواهد بود؟ ولی به هرصورت فصل دشواری در راه است و حتا خطرِ فروپاشی تهدید می‌کند. عاملِ این فروپاشی، اما، نه بود و نبود نامزدها، نه بنیادگرایی و بی‌بندوباری‌های قومندان‌ها، بلکه اقتصاد خواهد بود. لزومی ندارد که مارکسیست باشیم تا بگوییم اقتصاد زیربنا یا پایه است. اگر کمی با خود صادق باشیم، سردیِ بحرانِ اقتصادیِ بی‌رحم و ویران‌گرِ فردای انتخابات را همین اکنون در گونه‌های مان حس می‌کنیم. خطر بزرگی در راه است. همان نظمِ اقتصادیِ ویران گر، ضد شهری و غارتیِ که همواره عاملِ بدبختی و فروپاشیِ حکومت‌ها بوده است، ما را در برابر وضعیتِ فردا بی‌زبان کرده است و نظمِ سیاسی نیم‌بندِ فعلی را به شدت تهدید می‌کند.