-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۳ اردیبهشت ۲۸, یکشنبه

تعصب یا تعقل؟


"اگر عقیدة مخالف، شما را عصبانی می کند، نشانة آن است که شما ناخودآگاه می دانید که دلیل مناسبی برای آنچه فکر می کنید، ندارید".
برتراند راسل(1)


نگارنده: سید حسین اشراق
تعصب(2) از ریشة عصب و عصبانیت به معنی تشدد، خشونت وجزم اندیشی تعبیر شده است .
در کسوتِ تعریف: تعصب، اصرار بر پیشداوری های تنقیح ناشده و دفاعِ یکسویه است که مجالِ کوچک ترین امکانِ تجدید نظر در آن به نظر نمی رسد، بنابراین اشخاص و گروه های متعصب، علاوه بر اینکه ایده ها و تجارب دیگران را موردِ پذیرش قرار نمی دهند، نگاه و آراء خود را نیز محورِ حقیقت تلقی می کنند.
تحلیلگران تأکید می کنند که تعصب از یک نوع "تک ـ بینی" ی تدافعی ناشی می شود و همچنان از یک حسِ خود ستایی برخاسته از دنیای درونی تحریف شدة آلوده به تنفر حکایت می کند، این تحریف درونی منجر به فقدانِ اعتماد به نفس می شود که خود را به صورتِ یک جهت گیری و خود محوری نشان می دهد، انحرافی که اگر با ارجگزاری به دیگران، احترام به گفتگو، نوعدوستی، همپذیری و انعطاف پذیری منطقی متعادل نشود، می تواند مشکل آفرین گردد.
با وقوف از مشکلِ مخربِ تعصب، آیا زمان آن فرا نرسیده است که از تعصب به تعقل و از تضاد به تفاوت گذار نماییم؟، احتمالاً پرسشی پیش خواهد آمد که "چگونه"؟؛ بی جا نخواهد بود که به آموزة برتراند راسل عنایت نشان داده شود، ایشان گفته است: جهتِ دوری از تعصب بی‌جا و عقایدِ ابلهانه‌ که معمولاً گریبان گیر نوع بشر می‌شود، هیچ نیازی به نبوغ فوقِ بشری نیست، بلکه با رعایت چند نکتة ساده می‌توان از بسیاری اشتباهاتِ مضحک (و نه همة اشتباهات) بر حذر بود.
تأکید ایشان بر این نکته متمرکز است که: پیش از هر چیز، اگر شبهة وجود دارد که با مشاهده برطرف می شود، خودتان باید آن مشاهده را انجام دهید، به عنوان مثال اگر ارسطو از همسرش خواسته بود که دهانش را باز کند تا او دندان هایش را بشمارد، هرگز نمی گفت که "تعداد دندان های زنان کمتر از مردان است!" و این اشتباهِ فاحش را مرتکب نمی شد، اما او این کار را نکرد؛ چون فکر می کرد حقیقت را می داند، تصور کردنِ اینکه : چیزی را می دانیم در حالیکه در حقیقت آن را نمی دانیم، خطای مهلکی است که همة ما مستعد آن هستیم!
پی نوشت:
1. ( Bertrand Russell (1872- 1970
2. Fanaticism