-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۳ خرداد ۱, پنجشنبه

چرا روسیه و چین می خواهند بهترین دوست هم باشند؟

«مردیخی» کرملین دنبال مقابله ی پایدار با غرب است.

به گزارش سرویس بین الملل فرارو به نقل از تایم، ولادیمیر پوتین این روزها نیازمند داشتن دوست است و توانسته دست کم یکی در چین پیدا کند. رئیس جمهوری روسیه به خود استراحتی داده و با جدا شدن از بحران اوکراین به شانگهای سفر کرده تا در  کنفرانس تعامل و اقدامات اعتمادسازی در آسیا (سیکا) شرکت کند. وی روز سه شنبه با شی جین پینگ که به گزارش رسانه های دولتی «استقبال گرمی» از پوتین داشت، دیدار کرد. شی گفت که روابط نزدیکتر چین-روسیه «انتخاب اجتناب ناپذیری» است و برای «تحقق رفاه در هر دو کشور» اهمیت دارد.
این کلمات چیزی بیش از احترام دیپلماتیک است. با وجودی که روسیه و چین به طور معمول مدعی روابط دوستانه طی دو دهه گذشته بوده اند، بی اعتمادی ناشی از اختلافات ایدئولوژیک و اختلافات مرزی جنگ سرد، میان آنها تداوم داشته است. اما این زخم های قدیمی رو به بهبود هستند. پوتین در صحبت های خود پیش از آغاز این سفر چین را «دوست معتمد ما» خواند و گفت که روابط میان دو کشور «به بالاترین سطح در تاریخ طولانی دو طرف رسیده است.»
این احساسات گرم برای دو رهبری که خود را به طور روزافزونی منزوی می بینند، موجب آرامش است. روسیه کریمه را از چنگ اوکراین درآورد و همین مسئله باعث شد غرب این کشور را تحریم کند، این در حالی است که موضع تهاجمی چین بر سر اختلافات ارضی باعث بیگانگی آن با بسیاری از همسایگان از جمله ژاپن و فیلیپین شده است.
شورش های ضدچینی هفته گذشته در ویتنام رخ داد و باعث فراری شدن هزاران ساکن چینی شد و دلیل آن مناقشه دو کشور بر سر چاه نفتی بود که اخیر در آب ها یافت شده بود. اختلافات در همین موارد به روابط روسیه و چین با آمریکا ضربه زده است. به همین دلیل است که مسکو و پکن نیازمند حمایت دیپلماتیکی که می توانند در عرصه جهانی به یکدیگر عرضه کنند، هستند.
الزامات اقتصادی نیز دو کشور را به هم نزدیکتر کرده است. اقتصاد خروشان روسیه دیگر خروشان نیست. رشد اقتصادی این کشور طی سال گذشته تنها 1.3 درصد برآورد شد و کارشناسان صندوق بین المللی پول عملکرد ضعیفی را برای سال 2014 پیش بینی کرده اند. همین مسئله باعث شده پوتین نیاز شدیدی به سرمایه گذاری تازه و مشتریان جدید برای صادرات خود داشته باشد و چین می تواند این نیاز را تامین کند. تجارت میان دو کشور از دهه 1990 میلادی گسترش یافته و شرکت های چینی روسیه را مقصد بالقوه تجارت های جدید می دانند. 
از دیدگاه روسیه، بحران اوکراین تنها باعث ضرورت بیشتر تقویت روابط اقتصادی با چین شده است. پویتن پیش از این هم گفته بود که آینده اقتصادی کشورش را در شرق می بیند، نه غرب. وی در سال 2012 نوشته بود آسیا «مهمترین عامل برخورداری از آینده ای موفقیت آمیز برای کل کشور» است. عواقب اقدامات پوتین در اوکراین بر فوریت این چرخش به سمت شرق افزود. اتحادیه اروپا شریک تجاری اصلی و منبع سرمایه گذاری روسیه محسوب می شود و با ضربه ای که به روابط دو طرف وارد شده، سرمایه جدیدی که از چین وارد می شود، بیش از پیش اهمیت دارد.
در مقابل چین نیز همواره به دنبال منابع جدید مواد خامی مانند نفت، الوار و مواد معدنی برای دستگاه تولید خود بوده و روسیه دقیقا همان چیزی را دارد که چین آرزو می کند. پوتین با امید به نهایی کردن قرارداد گازی که مدت ها است به تعویق افتاده به چین سفر کرده است. این قرارداد شامل عرضه گاز طبیعی از شرکت گازپروم به چین برای مدت 30 سال می شود. 
در عین حال، روسیه و چین می توانند برای رهایی از محرک آزاردهنده ای که هر دو با آن روبرو هستند- غرب- تعامل کنند. در حالیکه آمریکا و اروپا همواره از شرایط حقوق بشر شکایت داشته اند، این مسئله هیچ جایی روی میز مذاکرات روسیه و غرب ندارد.
افزایش نزدیکی روابط روسیه و چین، مفاهیم ژئوپولتیک مهمی نیز برای غرب دارد. اگر مسکو بتواند منابع سرمایه گذاری، تجارت و حمایت دیپلماتیک پکن را جذب کند، تلاش های واشنگتن و بروکسل برای افزایش فشار بر روسیه در بحران اوکراین سخت تر خواهد شد. چین هم مشکلات خود را با غرب دارد، از اختلافات تجارتی تا جاسوسی سایبری. روز دوشنبه وزارت دادگستری آمریکا در اقدامی بی سابقه پنج مقام نظامی چین را به هک کردن کامپیوترهای آمریکایی با هدف ربودن اطلاعات محرمانه متهم کردند. پوتین و شی در این نظم جدید جهانی، همدیگر را دارند.