-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۳ خرداد ۲, جمعه

سایه ی روحانیت سنتی بر سیاست

فلسفه ی پیام حضرت مجددی به دکتر عبدالله


حضرت صبغت الله «مجددی» در روز پایانی لویه جرگه ی «مشورتی» که تأیید یا رد «پیمان امنیتی» با امریکا را در دستور کار قرارداده بود، آقای کرزی را مقابل دوربین ها غافلگیر کرد ونقل معانی سخنش این بود که «حالی که مردم تصمیم گرفتن، گپ زیاد نزن...کدام بهانه ی برت نمانده، پیمان را امضاء کن.» وقتی کرزی به صف نخست حضار کنار مارشال فهیم برگشت، دوربین او را دنبال می کرد و همه دیدند که مارشال دست به دست زد ( که حضرت گپ را خراب کرد) و دقایقی بعد، کرزی را جهت جبران سخنان ویرانگر حضرت، دو باره عقب میز خطابه فرستاد؛ کرزی با رنگ پریده دو باره روی ستیژ پرید و سخن به تردید گشود؛ اما کار بدتر از قبل شد و یک نوع فضاحت روی صحنه پیش آمد.
( برای اثبات نکته ی مهم درتاریخ افغانستان، این فیلم را میتوان دوباره دید.)
حضرت مجددی، وقتی می خواهد رگ اصلی یک موضوع را بگیرد؛ اصلاً درنگ و مصلحت را دربغل جیب خود می گذارد و راست به هدف می زند. حضور وی در مراسم پیوستن ضیاء مسعود به تیم «تحول وتداوم» آخرین میخ را بر تابوت تلاش های تیم ارگ برای بقای بیشتر در قدرت ( البته دراشکال جدید ) فرو کوبید. اما کاری ترین ضربه ی فتوا را به تیم «اصلاحات وهمگرایی» وارد آورد که سخت نا به هنگام ولی بغایت کار ساز بود. هیچ نیرو و نخبه ی سیاسی تا کنون جرئت ایستاده گی علیه فتاوی حضرت را نداشته است. دودمان حضرت ها آغاز گر جهاد و مالک دسته جات تشریعی درمملکت بوده اند. حضرت با آهنگی سخن می گوید که گویا شیشه ی حساس مسئولیتی تاریخی و گزینه ی زعامت برای افغانستان را همچنان در بغل دارد. وی اظهار داشت که روزها و شب‌ها به فکر بوده که از کی حمایت کند؟ به این نتیجه رسیده که از اشرف غنی حمایت‌کند، "بلکه به دست اینها خداوند خیر و سعادت افغانستان را فراهم کند."
آقای مجددی افزود که به دکترعبدالله درپیامی گفته است که "در این مرحله از تاریخ افغانستان او را برای پست ریاست جمهوری افغانستان مناسب نمی‌داند."
مجددی با اشاره ی کوتاه به عبارت « درین مرحله از تاریخ افغانستان» به طورمحتاطانه ونا گفته، گفتمان پیچیده ای را مطرح کرده است که نخست ماهیت تاریخی دارد و ثانیاً برای بسیاری از کسانی که  قدرت ومدیریت را از نظر زمان وظرفیت ها، خوشوشبینانه به نفع خود و گروه مورد نظر شان تعبیر می کنند، نا مفهوم، یا به گونه ای منفی واکنش برانگیز است. معنای سخن حضرت واضح است. او انتباه می دهد که گروه های مجاهدین، برای پیشبرد مدیریت جدید سیاسی، هنوز هم ظرفیت وکارآزموده گی درخور را ندارند واین امر از بیست سال به این سو اثبات شده است. رأس اشاره ی حضرت یکی هم چنین است که شاید ده سال یا درآینده هایی که افغانستان از روح ستیزه گری و مصایب کنونی خویش فاصله بگیرد؛ و دموکراسی واقتصاد شگوفان، وضع مطلوب ونسل های کارفهم و تربیت شده تر، پیش بیاورد؛ درآن صورت ممکن است یک هزاره، یک نورستانی، یک ازبک یا یک تاجک رئیس جمهور مملکت باشد و کسی هم ازین بابت کمترین نگرانی درخود احساس نکند. ( مثل ورود یک سیاه درکاخ سفید امریکا) و سیستم قانونمند، هرشهروند را در بیمه و حفاظ خود داشته باشد. اما حالا که تنور ده ها مصلحت و احتیاط وآسیب پذیری، و ده ها «بکن» و «نکن»، وهزاران زخم بی اعتمادی وبهانه در درون ما تازه است و نمی شود دقیقاً مشخص کرد که در مرحله ی «گذار»، ابتدایی، «گذار» پخته ونهادینه شده را انجام داد؛ یا بتوان انتظار داشت که همین حالا چنین امری محقق شود. یعنی ما به زمان نیازمندیم؛ افغانستان دست کم چهل سال زمان لازم برای توسعه و انعطاف فرهنگی واقتصادی را از دست داده است.
درضمن، جامعه بین المللی در رأس- امریکا- که اردوگاه جهادی را درمقاطعی معین از نظر مالی ونظامی یاری رسانید؛ درواقع نقشه ی خود را به مرحله اجرا درآورد و بحث شراکت استراتیژیک و ایجاد مدیریت شفاف وحسابده دریک دولت مدرن درافغانستان چیز دیگری است.
حضرت مجددی بسیار آگاهانه، پیشاپیش درنقش یک مفتی اعظم وارد میدان شده و می گوید:" اگر اشرف غنی پیروز شود او (عبدالله) به عنوان یک برادر از او پیروی کند و اگر عبدالله پیروز شد تیم ما از او پیروی خواهد کرد. در عمل باید همه متحد باشیم و افغانستان متحد باشد."
اما با همان سخن قبلی به دکتر عبدالله که «درین مرحله از تاریخ افغانستان» برای احراز پست ریاست جمهوری مناسب نیست؛ حجت خود را تکمیل کرده است. دکترعبدالله بی گمان عمق فرمایشات حضرت را درک می کند.