-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۳ خرداد ۲۶, دوشنبه

قهقهه ی بحران درسخنان دکترعبدالله

امکان اتحاد معقول میان تیم «تحول وتداوم» و«اصلاحات وهمگرایی» هنوز هم از میان نرفته است. اقتصاد کشور وفضای اعتماد عمومی خرابتر از گذشته است و این به ما می آموزد که به شیوه گذشته نباید فکر کرد و به شیوه گذشته نمی توان حکومت کرد.

از مدت ها پیش انتظار می رفت که  نخستین شلیک (آغاز ناملایمت) درصبح فردای انتخابات از استقامت کمپ «جهاد» اجرا شود. متأسفانه حتی پیش از برگزاری انتخابات، تهدید های لفظی، از سوی برخی چهره های شناخته شده تر «مجاهدین» و سپس از سوی جنرال دوستم شنیده شده بود. از نظر روانی، هریک از کارگزاران «اصلاحات وهمگرایی» به نوبه ی خود از طریق رسانه ها بعد از واژه ی شرطیِ «اگر...» از احساسات بعدی خویش پرده برمی داشتند. یکی از مؤلفه های سیاست، فن نشان دادن سیاه به رنگ سفید و بالعکس است واین مستلزم بردباری ودرعین حال، پیگیری سرسختانه ی هدف است. برخی ها بی آن که کسی از آنان سوالی کرده باشد؛ اضطراب وبی اعتمادی درونی خود را با گفتن کلماتی هراس آمیز تسکین می دادند که اشتباهی بود ترمیم ناپذیر.
انتخابات افغانستان در تیر رس محاسبه و برنامه های کلان بین المللی قرار دارد و «افغانیزه» پنداری این جریان یک رؤیای نازا و پوچ است وما باید تعامل تلخ با دنیای مسلط  را  بیاموزیم و درغیرآن، هیچ کسی به انگشت های بریده، سرهای قطع شده واشک های کودکان و گرسنه گان له شده زیر سم بیرحمی های زنده گی، کمترین تأسفی نخواهند داشت.
مثل این که همه چیز مطابق برنامه ونقشه پیش رفت. چون نوبت به تب وتاب انتخاباتی وهیجانات «بُرد وباخت» رسید؛ سخنان دکترعبدالله یکشنبه شب ( 25 جوزا- 1393) شلیک رسمی برای اعلام یک مرحله ی جدی تر بحران وبی اعتمادی به حساب گرفته می شود. دکترعبدالله در اردوگاه جهادی ها، سیاستگری متوازن، محتاط و قطعاً باورمند به رفتار مدنی وسیاسی است. اما امواج داوطلبان مرموز که دور وی تاب می خورند، ازحوادث گذشته چندان درس مفیدی نگرفته اند. تنظیم جمیعت اسلامی درنقش هسته ی اصلی حمایت از سیاست های کرزی علیه امریکا، بعد از مرگ استاد ربانی و مارشال فهیم، نیاز داشت سیاست گذشته ی خود را به طور واقع بینانه مورد نقد وبازنگری قرار دهد. ظاهراً چنین فرصت از دست رفته است.
جریان «اصلاحات وهمگرایی» درین مسأله بازهم قربانی «مشورت ها» با رئیس جمهور کرزی شده و سخنان دکترعبدالله برای اعلام برکناری ضیأالحق امرخیل رئیس دبیرخانه ی کمیسیون انتخابات، از نظر زمانی نا مناسب است. دیگر دیر شده است؛ برکناری امرخیل هیچ چیزی را نمی تواند تغییر بدهد. تیم اصلاحات از شروع ماجرا با مدیریت بین المللی درتضاد افتاده بود ومارشال فهیم، سلف اصلی «اصلاحات وهمگرایی» در مشورت با رئیس جمهور کرزی، نمایه ی آینده ی انتخابات را از قبل ترسیم کرده بود که آقای امرخیل یکی از مجریان نقشه ی قبلی است.
یک مراجعه گذرا به حوادث قبلی، نگاره ی قضیه را برای ما روشن تر می سازد.
به روز چهارشنبه ۲۲ جوزا ۱۳۹۲ مارشال فهیم در جلسه ی والیان گفت:"فرمانده امریکایی، جنرال جوزف دانفورد، پیش من آمد. دو و نیم ساعت با من صحبت کرد. در آخر گفت که مردم تشویش دارند، چطور میشود که این تشویش را رفع کرد ـ او از انتقال و این گونه مسایل حرف زد. من گفتم: مردم از انتقال [مسئولیت نظامی و امنیتی] تشویش ندارند، از انتقال سیاسی تشویش دارند."
مشخص است که وقتی فرمانده کل نیروهای بین المللی دونیم ساعت وقت می گذارد تا از ناحیه ی چالش «انتقال سیاسی» اطمینان حاصل کند؛ موضوع عادی نیست ونشان میدهد که این مسأله با منافع امریکا رابطه دارد. آقای فهیم همان جوابی را به جنرال دانفورد داده بود؛ بعد تر ادامه ی همان دیدگاه خود را درتوصیف خلیلزاد به کار برد. مارشال فهیم ضمن رد هویت دکترخلیلزاد «امریکایی» درمباحث انتخاباتی، راه خود را از هرگونه مفاهمه با جامعه بین المللی جدا کرده بود. این درحالی است که درکنفرانس بن که کرسی ها و نهاد های دولت وحکومت تقسیم می شد، همه رهبران درایجاد دوستی ورفاقت با خلیلزاد، به رقابت شدید مشغول بودند وپنجشیر به مهمانخانه ییلاقی آن «امریکایی» تبدیل شده بود.
تیم اصلاحات وهمگرایی نا گزیر، روی همان خط سلبی «تنظیمی» و مخالفت با طرح خلیلزاد پیش می رود وگزینه ی دیگری ندارد. به طرح خلیلزاد خصوصاً بعد از اعلام شتاب آمیز «اتحاد انتخاباتی» دست رد زده بودند. گزینه ی خلیلزاد، این بود که برای ایجاد یک نظام همه پذیر وانتخابی برای افغانستان جدید، ایجاب می کند سلطه ی انحصاری و سنتی«تنظیم ها» که همیشه به وسیله ی یک تعداد محدود سران نظامی وسیاسی تمثیل می شود؛ خاتمه یافته و یک حاکمیت فراگیر ایجاد شود.
خلیلزاد با اشاره ی سر پوشیده به سران تنظیم ها یاد آور شد که آن ها بار ها «وعده ی خدمت کرده، به قرآن سوگند خورده؛ اما درعمل جیب های خود را پُر کرده اند.» و درین مرحله، باید براساس یک «تفاهم وسیع» یک شخص به حیث کاندیدای مشترک برای ریاست جمهوری معرفی شود.
این طرح با واکنش اعتراض آمیز اردوگاه «جهاد ومقاومت» رو به رو شد و چندی بعد تیم رقیب به رهبری دکتر اشرف غنی اعلام موجودیت کرد.
ازین قرار، تیم اصلاحات وهمگرایی به نقش و نیات ناظران «خارجی» سخت بی باور است و واکنش دکتر عبدالله در پایان روز برگزاری دور دوم انتخابات، اثبات این نکته است ومعنای گفتارش این بود که نیازی به مداخله ی شما نیست؛ ما خود دانیم چه کاری را انجام دهیم و از چه کاری پرهیز کنیم.
درحالی که رویارویی، از گذشته تا حال به چنین شکلی ادامه یافته، باورمندی به این مسأله که راه نجات افغانستان از میدان تنظیم ها می گذرد، توقعی است که از چند جهت با واقعیت های جاری درتضاد است.
درحال حاضر اگرچه خطر یک بحران و آشوب غیرمدنی بالا گرفته، بازهم می توان به تفاهم عمومی دست یافت. امکان اتحاد معقول میان تیم «تحول وتداوم» و«اصلاحات وهمگرایی» هنوز هم از میان نرفته است. اقتصاد کشور وفضای اعتماد عمومی خرابتر از گذشته است و این به ما می آموزد که به شیوه گذشته نباید فکر کرد و به شیوه گذشته نمی توان حکومت کرد.
به تاریخ افغانستان نگاه کنید؛ سهل درمی یابید که باخت سیاسی همیشه از آدرس نخبه گان قدرتمدار بیرون آمده؛ ورنه مردم، درصحنه پیکار های سرنوشت ساز، اعجاز کرده اند. باخت نخبه گان، ضعف «سیاست خارجی» بوده است. گویا «دعای پیر» است که این آسیب پذیری از زمان شاه زمان ابدالی تا عصر کرزی لاعلاج باقی مانده است. جامعه ی بین المللی با استفاده از رهبران نظامی وسیاسی تنظیم ها در ده سال اخیر به طور اعظمی استفاده کرد تا پای خود را در سوق الجیش افغانستان محکم کند. استقرار حاکمیت تنظیمی هیچ گاه گزینه ی متحدان بین المللی افغانستان ( چه از زمان جهاد وچه پس ازسقوط طالبان) نبوده است. کمپ جهاد، وظیفه ی نیابتی و عملیاتی داشت که از نظر محاسبه از صبح فردای سقوط دکتر نجیب الله (بهار 1371) به بعد، مأمویتش ختم شد و ازآن تاریخ به بعد، غرب از هر گردش بحران ویرانگر درافغانستان به نفع خود سود برده است. بدون همسویی مثبت ومفید با جامعه جهانی، هرگونه اتحاد و حرکت سیاسی با شکست مواجه می شود.
ما به دیدگاه واقع نگرانه نیازمندیم. تأمین کننده ی مخارج انتخابات، بخشی از بودجه ی توسعه ای و حقوق ماهوار و مصارف اردوی ملی، امریکا و ناتو است. این عامل، برای ثبات افغانستان وساختن یک دولت دموکراتیک، تعیین کننده است. پس امریکا و ناتو با کدام جناح انتخاباتی به طور خاص کار خواهد کرد؟
پاسخ به این سوال چنین نیست که امریکا به طور اختصاصی روی اشرف غنی تکیه می کند. تا این مرحله، دکترعبدالله ودکتراشرف غنی، درطلسمات آقای کرزی دست و پا می زنند. هردو تلاش داشته اند تا درمراحل حساس انتخاباتی، از حمایت وی محروم نشوند. این ها خود شان کرزی را به حیث مرشد و بابا قبول کرده اند. این دو که سرشان در ریشه یابی بحران یا در متن بحران سفید شده، باید ملاحظه داشته باشند که کرزی دیگر یک مهره ی سوخته است واز نظر رهبری سیاست خارجی کارنامه ی زیانبار به میراث گذاشته است. سخن را این طور جمع بندی می کنیم که اگر بحران کنونی به خرد ورزی وواقع نگری مدیریت نشود، هردو نامزد پیشتاز بازنده ی انتخابات خواهند بود. یا شورشی درمی گیرد که همه چیز را زیر و زبر می کند و یا آن که کرزی مطابق پلانی که دارد برای ادامه ی قدرت در ارگ، با اعلام حالت فوق العاده، قدرت را تا موعدی نا معلوم دو باره قبضه می کند. اما این احتمال ضعیف است و عامل بین المللی همه چیز را درکنترول خود دارد.
گفتار  استاد احمد ضیاء رفعت را به یاد می آورم که می گوید:
تمام عمر به واکردن گره شد صرف 
مگر هنوز ز هر رشته ناگشوده تریم