-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۳ تیر ۳, سه‌شنبه

گزارش اشپیگل از بغداد

وحشت از رسیدن داعش به غرب و جنوب عراق
اشاره: شب گذشته بزرگترین پالایشگاه نفت عراق به دست «داعش» افتاد ونوبت بغداد است. ایران آماده ی جنگ نجاتبخش است. با یگان های سپاه قدس و فتوای جهاد.

 "سرتیپ سعد معان" با گام های سنگین و در گرمای طاقت فرسای ظهر به "اتاق عملیات" ارتش عراق وارد می شود. آجودان هایش اخبار را به او می دهند و زیر گوشش زمزمه می کنند. موبایل سرتیپ هم بلا انقطاع زنگ می خورد.
مرکز فرماندهی نیروهای مسلح عراق در قصر عدنان در بغداد قرار دارد، قصری که زمانی یکی از کاخ های باشکوه صدام بود و در فاصله اندکی از بنای یادبود قادسیه و ساختمان جدید سفارت آمریکا واقع شده است.
ژنرال معان چهره عمومی و آشکار دستگاه امنیتی عراق به شمار می آید و تا همین چندی پیش وظیفه او در این خلاصه می شد که برای عراقی ها در مورد اقدامات ارتش و پلیس علیه حملات تروریستی در بغداد توضیح دهد. اما ژنرال معان از دو هفته پیش دیگر در مورد"رویدادها" صحبت نمی کند زیرا ارتش عراق از دو هفته پیش در حال جنگ است و حالا این مرد فقط از "جبهه ها" می گوید. او در حالی که مسیری را بر روی نقشه نشان می دهد می گوید: "بزرگترین خطر در شمال نیست بلکه در غرب و جنوب است، یعنی میان مزارع و کانال های استان بابل و در میان اراضی و نخلستان های انبار".
این روزها در جاده منتهی به فرودگاه بغداد صف بلند ماشین های کسانی که در حال خروج از کشور هستند دیده می شود. سفارت خانه ها دیپلمات های خود را و شرکت های خارجی مهندسین خود را از عراق خارج می کنند. شرکت های خصوصی امنیتی در بغداد نیز این روزها دستمزد های خود را به بیش از دو برابر افزایش داده اند. از زمانی که جنگ برای تصرف مهم ترین پالایشگاه نفت عراق در شمال این کشور یعنی پالایشگاه بیجی آغازشد، بهای بنزین و همراه با آن قیمت موادغذایی نیز چند برابر شده است.
شبه نظامیان گروه تروریستی "دولت اسلامی عراق و بلاد شام" یا همان داعش روز دهم ژوئن شهر چند میلیون نفری موصول، روز یازدهم ژوئن زادگاه صدام یعنی شهر تکریت و روز18 ژوئن پالایشگاه بیجی را به اشغال خود درآوردند و تا به این جای کار توانسته اند که خود را به چند ده کیلومتری بغداد برسانند. این ارتش تروریستی که تا همین چندی پیش تنها از چند گروه شورشی در سوریه تشکیل می شد ودر جنگ داخلی سوریه فعال بود، امروز در کشورهای زیادی موجب ترس و وحشت شده است. نام داعش و رهبر اسرارآمیز آن که یک عراقی به نام "ابوبکر البغدادی" است در عرض مدتی بسیار کوتاه شهرت جهانی پیدا کرد.
تصاویری اندک و با کیفیت پایین از این مرد با صورت گرد وجود دارد، مردی که از نظر بسیاری از مردم رهبر جدید به اصطلاح جهاد جهانی است و موفق ترین و اسرارآمیز ترین میراث دار اسامه بن لادن به شمار می آید. حتی سرویس های اطلاعاتی و جاسوسی نیز اطلاعات اندکی در مورد وی دارند. بر اساس این اطلاعات می توان گفت که البغدادی زمانی به سازمان القاعده پیوسته بوده و سپس با آنها دچار اختلاف شده و از آن مشهورترین سازمان تروریستی جهان جدا می شود. البغدادی و یارانش در حال حاضر منطقه ای در سوریه را درکنترل خود دارند که مساحت آن با کشور اردن برابری می کند.
حال دو کشور به بخشی ازحوزه جنگ البغدادی وبه عبارت بهتر به امپراطوری بغدادی پیوسته اند: تروریست های داعش تانک های به غنیمت گرفته شده در عراق را به سوریه منتقل می کنند و جهادی های عراقی تباری که در سوریه می جنگند به راحتی به زادگاهشان باز می گردند. "داگلاس اولیوانت" از تینک تنک بنیاد آمریکای نوین در واشنگتن می گوید:" مناطق تحت اشغال داعش در عمل به یک کشور بدل شده است. با اطمینان می گویم که این کشور درست به مانند افغانستان پیش از حملات یازدهم سپتامبر 2001 است".

ژنرال معان در آن مرکز فرماندهی ارتش عراق می گوید که تروریست های البغدادی قصد داشتند که جنگ را به پایتخت بکشانند اما به دو دلیل موفق به این کار نشدند:" ما به اندازه کافی سرباز داریم و حضرت آیت اله سیستانی نیز از نفوذ بالایی در میان شیعیان عراق برخوردار هستند. ایشان همه را به دفاع از شهرهای مقدس فرا خواندند و هزاران داوطلب آماده جنگ هستند. اما دولت عراق نیز تنها نیست. ما از آمریکا سلاح های هوایی دریافت خواهیم کرد و تروریست ها را از بین خواهیم برد. و دنیا خواهد دید که آمریکا از ما حمایت می کند. بغداد کاملا امن است".
اما ظاهرا تنها ژنرال معان و افسران زیردستش تا این اندازه از امنیت بغداد مطمئن هستند. زیرا در شمال این کشور نیروهای ارتش از مقابل نیروهای داعش فرار کرده و عراق برای حل این مشکل درمانده نشان می دهد.
از نظر بسیاری از کارشناسان غربی مساله تنها بر سر لشگرکشی داعش علیه دولت بغداد نیست بلکه بر سر مناقشه ای است که می تواند میان پیروان دو مذهب بزرگ اسلام آغاز شود.اگر چه که شیعیان در عراق از اکثریت قابل توجهی برخوردارند اما تنها 15 درصد مسلمانان جهان را شیعیان تشکیل می دهند. متاسفانه بسیاری از اهل سنت عراق از دولت نوری المالکی رضایت ندارند و داعش نیز از همین مساله سوءاستفاده کرده و حوزه نفوذ خود را به سرعت گسترش می دهد.
مردان البغدادی از سوی شبه نظامیان سنی و شیوخ محلی پشتیبانی می شوند و البته از حمایت های هواداران دیکتاتور سابق یعنی صدام حسین نیز برخوردار هستند. همین هفته پیش بود که دختر صدام به نام رقد از محل زندگی اش در تبعید خطاب به عزت ابراهیم الدوری نوشت:" عمو عزت از این که به خانه باز می گردم خوشحالم". عزت ابراهیم الدوری که معاونت صدام را بر عهده داشت هرگز بازداشت نشد و در این میان به نفع جهادی های داعش وارد عمل شده است.
مشکلات سیاسی عراق در عرض دوهفته پس از اشغال موصل تشدید شده است. شیعیان به شدت نگران تخریب اماکن مقدس خود درشهرهای سامرا، کربلا و نجف به دست داعش هستند و بسیاری از اهل سنت نیز نسبت به عملیات انتقامی داعش و بروز یک جنگ داخلی وحشت دارند. رهبران کردهای عراق آشکارا از عدم امکان تداوم دولت واحد می گویند و "نچیروان بارزانی" نخست وزیر دولت اقلیم کردستان عراق ادعا می کند:" حال یک عراق قبل از اشغال موصل و یک عراق بعد از اشغال موصل داریم. من فکر نمی کنم که عراق بتواند به عنوان یک کشور متحد باقی بماند".
وضعیت عراق به دلیل بازیگران و قدرت های منطقه ای پیچیده تر نیز می شود. هفته پیش ایران ضمن محکوم کردن اشغال شهرهای عراق توسط تروریست ها اعلام کرد که برای دفاع از شیعیان و اماکن مقدس شیعه آمادگی دارد. در همان حال وزیر خارجه عربستان سعودی بدون این که از ایران نام ببرد نسبت "به هر گونه مداخله خارجی" هشدار داد. و این در حالی است که بازرگانان عربستان سعودی و قطر از جمله مهم ترین حامیان داعش به شمار می آیند.
در این میان آمریکا که در سال 2003 صدام حسین را سرنگون کرد و به مدت هشت سال نیروهای نظامی خود را به بهانه برقراری نظم و امنیت در عراق مستقر کرده بود کاملا در برابر تحولات این کشور ناتوان نشان می دهد. از نظر باراک اوباما هر گونه جنگ و خیزش در عراق در حکم یک فاجعه است و او زمانی با این وعده که نیروهای خود را به سرعت از عراق خارج می کند توانسته بود رییس جمهور شود و حال بار دیگر به همان نقطه آغاز بازگشته است.


اوباما هفته پیش به عنوان اولین اقدام سیصد مشاور نظامی آمریکایی را به بغداد اعزام کرد و افزون بر آن نهادهای اطلاعاتی آمریکا نیز با تمام قوا در حال جمع آوری اطلاعات در عراق هستند. اوباما تا این لحظه با حملات هوایی موافقت نکرده است زیرا به گفته وی اخبار در مورد نیروهای تروریستی ناقص و مبهم است و امکان دارد که در صورت حمله هوایی جان شیوخی که زمانی متحد آمریکا بودند و همین طور جان غیر نظامیان به خطر بیافتد. حتی ژنرال پترائوس فرمانده سابق نیروهای آمریکایی در عراق نیز هشدار می دهد که آمریکا نباید به عنوان نیروی هوایی شیعیان علیه تروریست ها وارد عمل شود زیرا این کار پیامدهایی ناگوار دارد.
آیا تروریست های داعش موفق خواهند شد که قبل از عملی شدن این تهدید های خونین به اهداف خود دست یابند؟ آیا عراق به همان هرج و مرجی دچار می شود که در دوران سلف اوباما یعنی بوش پسر به آن گرفتار شده بود؟ این جهادی ها دقیقا چه کسانی هستند که مالکی نخست وزیر عراق و سازمان های اطلاعاتی غرب از حملات آنها باخبر نبودند؟ ابوبکر البغدادی رهبر داعش واقعا کیست؟
بغدادی بر خلاف اسامه بن لادن همواره در پشت پرده فعالیت می کند و به همین خاطر برای هوادارانش به یک افسانه بدل شده است. و بر خلاف گذشته جهادی های امروز چندان نظر خوشی به رهبر فعلی القاعده یعنی ایمن الظواهری ندارند و سازمان القاعده را سازمانی پدر سالار، انعطاف ناپذیر و ناخوشایند می دانند.
نام اصلی رهبر داعش "ابراهیم البدری" است. او در سال 1971 در شهر سامرا متولد و در رشته الهیات از دانشگاه بغداد فارغ التحصیل شده است. البغدادی بعدها در مسجدی واقع در شمال عراق به عنوان یک روحانی سنی به موعظه مشغول بود. کوتاه زمانی پس از حمله آمریکا به عراق، البغدادی در آن زمان 22 ساله به نیروهای مقاومت پیوست و درآن زمان یکی ازاعضای ساده این گروه ها به شمار می آمد. در فوریه سال 2004 توسط نیروهای آمریکایی در استان انبار بازداشت و به اردوگاه بدنام بقا در نزدیکی شهر بندری ام القصر واقع در جنوب عراق اعزام شد. این اردوگاه که برای حداکثر 5000 زندانی گنجایش داشت، خیلی زود با جمعیت 9000 نفری زندانیان روبرو شد، زندانیانی که تحت شرایطی دشوار و غیر انسانی در آن بیابان واقع در جنوب عراق نگهداری می شدند. اما آمریکایی ها درپایان سال 2004 مرتکب اشتباه فاحشی شدند و کمیسیونی متشکل از کارشناسان نظامی آمریکا پس از بررسی پرونده البغدادی، حکم به آزادی فوری و بدون قید وشرط وی داد. این مساله از سوی یکی از سخنگویان پنتاگون نیز تأیید شده است. و بدین ترتیب بغدادی در آغاز دسامبر 2004 آزاد شد و از آن زمان به فعالیت های زیرزمینی روی آورد.
برای بررسی ریشه های داعش اما باید به کمی عقب تر بازگردیم یعنی به سال 2003 و کوتاه زمانی پیش از حمله آمریکا به خاک عراق. در آن زمان یک مرد اردنی 36 ساله که بدنش پر از خالکوبی بود و سابقه زندان داشت وتحصیلش را نیمه تمام رها کرده بود، نقشی مهم در به وجود آمدن داعش ایفا کرد. آن مرد ابومصعب زرقاوی نام داشت و با همین نام شهرتی جهانی پیدا کرد. زرقاوی در واقع یکی از اسلاف اولیه بغدادی به شمار می آید و بغدادی تازه مدت ها بعد در کسوت یکی از سربازان او در آمد. زرقاوی چند روز پیش از حمله آمریکا به عراق با یک چمدان و مقداری پول و البته با یک طرح خودش را به بغداد رساند. آرمان او نیز برپایی یک نظام خلافت سنی در سوریه و خلیج فارس بود و قصد داشت که با حملاتی بی محابا و خونین به شیعیان یک جنگ مذهبی برپا کند، جنگی که همه نیروهای سنی در آن حضور داشته و شیعیان را از منطقه بیرون کنند. پنج ماه پس از حمله عراق به آمریکا بود که یک رشته حملات با بمب در بغداد انجام شد و از جمله مقر اصلی سازمان ملل نیز مورد حمله قرار گرفت. پس از آن به ویژه شیعیان و اماکن مقدس تنها هدف اصلی حملات بعدی بودند. زرقاوی برای رسیدن به هدف خود یعنی برپایی نظام خلافت، ائتلافی از نیروهای عراقی برای مقابله با نیروها ی آمریکایی تشکیل داد و شبکه ای برای قاچاق اسلحه و پول از سوریه به عراق به راه انداخت و حامیانی در این دو کشور برای خود پیدا کرد.
زرقاوی تا سه سال بعد یعنی تا زمان مرگ خود جنگی را به راه انداخت که تا به امروز نیز منطقه خاورمیانه از پیامدهای آن مصون نمانده است. البته او نتوانست سازمان خود یعنی "دولت اسلامی در عراق" را حفظ کند زیرا آمریکایی ها دست به تشکیل ائتلافی با شبه نظامیان قبایل سنی مذهب علیه زرقاوی زدند. و کوتاه زمانی قبل از شورش ها در سوریه در سال 2010 بود که ابوبکر البغدادی به رهبری آن سازمان تروریستی رسید. بدین ترتیب البغدادی امروز به هدفی رسیده است که زمانی رزقاوی در رویای آن بود یعنی از بین رفتن مرزهای میان عراق و سوریه. به گفته "بروس ریدل" کارشناس آمریکایی امور تروریسم، "دولت اسلامی عراق و بلاد شام" در واقع به نسل بعدی آنچه که وی "القاعده ایسم" می نامد تعلق دارد. داگلاس اولیوانت کارشناس اهل واشنگتن نیز از گروه دولت اسلامی یا همان داعش به عنوان "ستاره" صحنه گروه های جهادی یاد می کند و می گوید:" اگر یک پسر 16 ساله تونسی باشی و بخواهی در جهاد شرکت کنی دیگر به پاکستان و نزد ایمن الظواهری نمی روی بلکه به داعش در عراق می پیوندی".
اما اگر جنگ داخلی سوریه اتفاق نمی افتاد هرگز البغدادی نمی توانست تا این اندازه قدرتمند شود و در واقع جنگ سوریه برای او در حکم یک هدیه بود. بغدادی در آغاز کار یعنی در اوایل سال 2012 جنگجویان خود را به سوریه اعزام کرد تا در آن جا سازمانی تحت عنوان جبهه نصرت که در واقع یکی از شاخه های القاعده محسوب می شود تأسیس کنند. در آن زمان بغدادی هنوز از دستورات ایمن الظواهری رهبر القاعده پیروی می کرد. جبهه نصرت درسال بعد قدرتمند تر شد و بغدادی تصمیم گرفت که آن را با سازمانی به نام دولت اسلامی عراق تلفیق کند. اما رهبران سوری جبهه نصرت از این که تحت امر بغدادی قرار بگیرند ابا داشتند و اطاعت از دستورات ظواهری را ترجیح می دادند. و بدین ترتیب بود که بغدادی و ظواهری دچار اختلاف شدند.
اما درآوریل 2013 بود که سازمانی جدیدی و شورشی و ظاهرا از هیچ در سوریه به وجود آمد. این سازمان جدید "دولت اسلامی عراق و بلاد شام" نام گرفت و وظیفه آن گسترش نفوذ درجنگ داخلی سوریه بود. گروه دولت اسلامی یا همان داعش، نیروهای اپوزیسیون سوریه را وادار کرد که در دو جبهه بجنگند یعنی جنگ همزمان علیه اسد و جنگ با گروه داعش.
علت اصلی اختلاف میان بغدادی و جبهه داعش نیز بر سر این موضوع بود که فردی که به عنوان "امیر" یا خلیفه جدید انتخاب می شود می تواند تقریبا همه جهادی های خارجی را به گروه دولت اسلامی منتقل کند و این مساله از نظر رهبران جبهه نصرت قابل پذیرش نبود. دلیل دیگر این اختلاف نیز پرداخت مبالغ ماهیانه وچند صد دلاری از سوی بغدادی به شورشیان وامکانات بهتر وی از نظر اسلحه و وسایل حمل و نقل بود.
هنوز هم هیچ اطلاعی در مورد شمار دقیق نفرات داعش وجود ندارد و همچنان کارشناسان تعداد آنان را بین 7 تا 15 هزار نفر ارزیابی می کنند. حلقه رهبران عراقی داعش که غالبا از افسران و کادرهای سابق حزب بعث صدام تشکیل شده است بسیار بسته عمل می کند و چندان مشخص نیست. و اگر چه که بسیاری از پیکارجویان داعش عراقی هستند اما نزدیک به سه هزار پیکار جوی خارجی و از جمله شمار زیادی از اتباغ چچن و نزدیک به300 فرانسوی نیز در میان آنان حضور دارند.
بر پایه آمارهای منتشر شده از سوی نهادهای امنیتی آلمان، احتمالا شمار پیکار جویان آلمانی تحت امر بغدادی یک عدد سه رقمی است اما درمورد تعداد آلمانی های حاضر درجنگ سوریه اتفاق نظری وجود ندارد. گفته می شود که احتمالا بین شصت تا هفتاد آلمانی جنگ آزموده در سوریه می جنگند اما شمار آنان در عراق به مراتب بیش از این است.


گروه دولت اسلامی در مورد پذیرش پیکارجویان سیاست دست و دلبازانه ای دارد و مردانی بدون آموزش های نظامی را جذب کرده و از آنان با عنوان "خرج توپ" در حملات انتحاری و آدم ربایی ها استفاده می کند. همین هفته پیش بود که این گروه یک فیلم ویدئویی حرفه ای را منتشر کرده که در آن از جهادی های اروپایی خواسته شده بود که به این جنگ ملحق شوند.
از قرار معلوم آن مرد به نام "محمد حیدر زمار" 52 ساله که درشهر هامبورگ بزرگ شده و "محمد عطا" از جمله چهره های اصلی حملات یازدهم سپتامبر نیز به داعش پیوسته اند. به گفته محافل امنیتی آلمان از قرار معلوم زمار به عنوان جذب کننده نیروهای جدید برای القاعده فعالیت داشته و در اکتبر 2001توسط نیروهای آمریکایی و در مسیر سوریه ربوده وبعدها سر از زندان مرکزی شهر حلب درمی آورد. زمار پس از آزادی در پاییز 2013 به گروه ظاهرا میانه روتر احرار شام می پیوندد اما بعدها به عضویت گروه دولت اسلامی درمی آید.
گروه داعش از بدو تأسیس خود با تلفیقی از رهبریت مرکزی، وحشی گری و اخاذی در واقع پاشنه آشیل شورشیان سوریه را هدف قرار داده است. این پاشنه آشیل همان عدم اتحاد درمیان این نیروها است. داعش به واحدهای ضعیف تر شورشیان حمله می کند و با دیگر گروه ها قرارداد همکاری امضا می کند. داعش در شهر رقعه گروه های کوچک شورشی را در واقع از میان برداشت و زمانی که یکی از تیپ های ارتش آزاد سوریه از پیوستن به داعش خودداری کرد، حمله کنندگان انتحاری داعش بلافاصله دست به کار شدند ومقر اصلی آنها را مورد حمله قرار دادند. هنگامی که نیروهای داعش پس از هفته ها درگیری بار دیگر شهر مرزی سوریه یعنی جارابلوس را به اشغال خود درآوردند نه تنها اولین اسرای خود یعنی شورشیان ارتش آزاد بلکه افراد خانواده های آنان را نیزبه قتل رساندند و در برخی از موارد سرهای بریده شده و بدن های مثله شده آنان را به نمایش گذاشتند.
جالب آن که بغدادی علیه نیروهای دولتی سوریه چندان نمی جنگید و ارتش سوریه هم چندان با آنان درگیر نمی شد اما این وضعیت پس از اولین پیروزی های داعش در عراق تغییر کرد و نیروهای اسد برای نخستین بار به مواضع داعش حمله بردند.
پیروزی داعش در مناطق شورشیان، جریان کمک های غرب به این گروه ها را نیز متوقف کرده است و سازمان های کمک رسان غربی نیز به دلیل نگرانی از این که کمک هایشان نصیب داعش بشود از ادامه ارسال کمک ها خودداری می کنند. حال اپوزیسیون سوریه از نظر اخلاقی تحت فشار قرار دارد. آنها به چشم خود می بینند که داعش از قدرت تهاجمی بیشتر و خشونت کور و وضعیت مالی بهتر برخوردار است اما در خارج از سوریه نام این گروه یادآور سرهای بریده شده و تن های مثله شده است. و البته این همان چیزی است که بغدادی می خواهد.
گروه داعش در ژوئن 2013 حضور خود در بسیاری از مناطق شمال سوریه را تثبیت کرد اما پس از آن تنها صبر کرد. دراواخر تابستان 2013 اما این وضعیت تغییر کرد و داعش در مرحله اول به صورت خزنده و سپس به صورت گسترده و سریع قدرت را در بسیاری از شهرهای واقع درامتداد مرز ترکیه مانند شهر مرکزی رقعه به دست گرفت. و همه این مناطق همان مناطقی بودند که ارتش سوریه مدت ها پیش ازآن بیرون رانده شده بود. وبدین صورت داعش به پرنفوذترین سازمان شورشی در سوریه بدل شد و در شهر رقعه شریعت اسلامی را به مورد اجرا گذاشت.
این موقعیت های داعش البته بر مبنای یک الگوی مشخص صورت می گیرد. در آگوست 2013 بود که بنیادگرایان پایگاه هوایی حلب را اشغال وسپس دیگر گروه های شورشی را از چهار شهر مرزی سوریه بیرون راندند، همان شهرهایی که برای دسترسی به شمال سوریه به کار می آیند. افزون بر آن داعش نه تنها چاه های نفت را تحت کنترل خود درآورد بلکه به رژیم سوریه نیز نفت می فروخت. سپس هواداران ثروتمند آنان از کشورهای عرب خلیج فارس از راه رسیدند و سیل پول به سوی داعش سرازیر شد و بسیاری از هواداران نیز از موصل و دیگر شهرهای سنی نشین عراق با پول و کالا به کمک آنان آمدند. و بدین صورت بود که داعش به ثروتمندترین سازمان تروریستی جهان بدل گشت و این ثروت بسیار قبل از آن که آن 425 میلیون دلار از بانک مرکزی عراق به سرقت برود و غنیمت های جنگی تقسیم شود، نصیب این گروه شده بود.
با این حال قدرت واقعی این گروه همان ترسی است که با وحشی گری هایش ایجاد می کند. هیچ کس در برابر داعش مصونیت ندارد و از کودک گرفته تا روحانی قتل عام و فعالان و روزنامه نگاران محلی ربوده می شوند. داعش هر منطقه ای را که اشغال می کند در وهله اول به سراغ نقاط حساس آن مانند تصفیه خانه های آب، سیلوها و یا نیروگاه های برق می رود. به عنوان مثال نیروهای بغدادی پس ازاشغال شهر رقعه بی درنگ نانوایی های اصلی شهر را تحت کنترل خود درآوردند. به گفته یکی از فعالان شهر رقعه به نام ابوابراهیم، داعش درزندگی روزمره همه شهروندان نیز مداخله می کند و با کوچک ترین بهانه ها مردم را به باد شلاق می گیرند. فروشگاه های لباس توسط افراد داعش تفتیش می شوند و همه کافه ها تعطیل شده و حال تماشای فوتبال آنهم در بحبوحه جام جهانی ممنوع اعلام شده است زیرا از نظر داعش فوتبال عملی حرام به شمار می آید.در طول روز فقط دو ساعت آب جاری وجود دارد و برق به طور کلی قطع شده است. و در همان حال که بسیاری از مردم شهر از گرسنگی رنج می برند، افراد داعش در رستوران ها به بهترین وجه از خود پذیرایی می کنند.
تا به امروز هیچ گروه تروریستی دیگری مانند داعش در شبکه های اجتماعی فعال نبوده است. تروریست های این گروه توییت می کنند و پست های خود را در فیسبوک می گذارند و اینستاگرام و تامبلر هم پر از عکس های داعش است. در این عکس ها تصاویر اعدام ها، قطع عضو و بی احترامی به اجساد دیده می شود و سلفی ها و دیگر تروریست های ماسک زده با لباس های سیاه خود در مقابل دوربین ژست های مختلف گرفته اند. در فیلم های ویدیویی که این گروه در اینترنت قرار می دهد نیز صحنه هایی از جنگ ها و حمله ها و دهکده های اشغال شده توسط داعش به نمایش گذاشته شده است.
پیشروی ها و اشغالگری های داعش در عراق موجب تقویت بیشتر این گروه در سوریه نیز می شود. زیرا نیروهای داعش تجهیزات جنگی و تانک ها و مهمات به غنیمت گرفته شده را طی روزهای گذشته به شهر رقعه منتقل کرده اند و برخی از آنها را به دیرالزور برده اند. موفقیت های داعش موجب گرایش بیشتر دیگر نیروهای شورشی در سوریه به این گروه می شود زیرا آنها نیز می خواهند در طرف نیروی پیروز قرار گیرند. از سوی دیگر همین دو هفته پیش بود که پنج تن از فرماندهان ارتش آزاد سوریه استعفای خود را اعلام کردند زیرا پول و سلاحی برای جنگیدن در اختیار ندارند.
در این میان نباید از نقش ترکیه در پیروزی های اخیر داعش غفلت کرد. از طریق مرزهای ترکیه بودکه پیکارجویان مسلح از سراسر جهان به خاک سوریه وارد شدند و بعدها حتی در بیمارستان های ترکیه تحت درمان قرار می گرفتند. ظاهرا رجب طیب اردوغان قصد داشت که دشمن خود یعنی بشار اسد را به دست این نیروهای رادیکال سرنگون کند اما آنکارا زمانی پی برد که دیگر کنترلی بر این متحد احتمالی خود ندارد که نیروهای داعش هشتاد شهروند ترک را در موصل گروگان گرفتند.


داعش با افتخار آماری از دستاوردهای خود منتشر کرده است که بر اساس آن تنها در سال 2013 ده هزار عملیات در عراق انجام داده و هزار مورد قتل عام و چهار هزار حمله با بمب توسط این گروه انجام شده است و صدها زندانی رادیکال آزاد شده اند. تغییر مذهب "کفار" و برپایی پاسگاه های ایست بازرسی نیز از جمله این دستاوردها به شمار می آید. بر پایه همین گزارش ها می توان گفت که داعش نه به مانند یک گروه تروریستی بلکه به مانند یک سازمان برخوردار از ساختار نظامی و استراتژی مشخص سیاسی عمل می کند و هدف آن تأسیس یک کشور سنی مذهب جدید است. به این ترتیب بغدادی و سازمانش یعنی داعش نقش یک کاتالیزور را برای برقراری نظمی جدید در خاورمیانه بر عهده گرفته اند. عراق از ده سال پیش و به دلیل حمله و مداخله اشتباه آمریکا در این کشور و پیامدهای آن دچار ناآرامی و بی ثباتی است. این هرج و مرج با آغاز جنگ داخلی در سوریه یعنی از سال 2011 تشدید شد و این بار غرب تمایلی به کمک به عراق نشان نداد. و این بازی دوگانه مداخله جویی و سپس بی عملی بود که سراسر منطقه را دستخوش اتفاقات ناخوشایند کرد. امروز سوریه از مدت ها پیش یک کشور به معنای واقعی آن به شمار نمی آید و عراق تا همین چندی پیش در برخی موارد یک کشور از هم گسسته بود. درحال حاضر این امکان وجود دارد که در پایان این تحولات آن مرزهایی که پس از جنگ اول جهانی کشیده شد دچار تغییر شود. هیچ دور از ذهن نیست که عراق و سوریه خیلی زود به چهار کشور جدید تبدیل شوند، کشورهایی که بشار اسد و علوی ها در بخش سواحل مدیترانه، سنی ها در بخش هایی از عراق و سوریه امروزی، شیعیان در جنوب عراق امروز و کردها در شمال شرق عراق حکومت هایی در آن تشکیل دهند. اما به همان میزان که تغییر مرزها بر روی نقشه آسان است، در مقام عمل چنین تقسیم بندی جدیدی بدون خونریزی های گسترده امکان پذیر نخواهد بود.
از یک طرف داعش کمر به قتل شیعیان می بندد و در طرف دیگر آیت الله سیستانی بنا بر وظیفه دینی خود فتوا می دهد که هر کس توانایی حمل سلاح را دارد باید به جنگ علیه تروریست ها برخیزد و از کشور و اماکن مقدس دفاع کند. این فتوای آیت الله تأثیرات زیادی دارد که در هفته های آینده اثرات آن بیشتر معلوم خواهد شد زیرا آیت الله سیستانی نه تنها در میان شیعیان عراق بلکه در میان برادران ایمانی در ایران و لبنان و بحرین و شیعیان شرق عربستان سعودی نیز از پیروان و مقلدان زیادی برخوردار است. آیت الله سیستانی تا مدت ها چهره ای معتدل به شمار می آمد و دیپلمات های غربی در بغداد این پرسش را مطرح می کنند که چگونه آیت الله سیستانی به چنین تصمیم مهمی رسید. اما برای این مرد یعنی "صالح المطلق" شک و شبهه ای در این مورد وجود ندارد. اگرچه که او نیز از این فتوا شگفت زده شده اما می داند که آیت الله به چه دلیلی این فتوا را صادر کرده است. صالح المطلق آخرین معاون سنی مذهب نخست وزیر نوری المالکی است زیرا دیگر معاونان سنی مذهب از دولت مالکی خارج شده اند. مطلق در مهمانخانه ای واقع در نزدیکی سفارت آمریکا نشسته است و در حالی که سیگار می کشد به دور دستها خیره شده است. او در روزهای آینده امکان زیادی برای استراحت نخواهد داشت. دیوان عالی عراق به تازگی نتایج انتخابات پارلمانی 30 آوریل را تأیید کرده و حال نمایندگان 15 روز فرصت دارند که اعضای کمیسیون ها و رئیس پارلمان را انتخاب کنند. پس از آن پارلمان تعیین می کند که چه کسی باید بر صندلی نخست وزیری تکیه بزند، همان صندلی که از هشت سال پیش در اختیار نوری المالکی است. پس از سقوط صدام، قانون اساسی جدید عراق تدوین شد و بر مبنای آن پست های عالی کشور میان مذاهب اصلی و اقلیت ها تقسیم شده است. نخست وزیر باید از میان شیعیان به عنوان اکثریت غالب در عراق انتخاب شود و پست ریاست جمهوری و ریاست مجلس به ترتیب به کردها و سنی ها اختصاص دارد.
آمریکا قصد دارد نوری مالکی را وادار کند که نقش و سهم بیشتری در مقایسه با گذشته برای دیگر گروه ها قایل شود. اما صالح المطلق امید خود را در این مورد از دست داده و می گوید:" ما سنی ها دیگر نمی توانیم با مالکی کار کنیم. او به صورتی سیستماتیک نه تنها سنی ها بلکه کردها و حتی شیعیان را نیز محدود می کند. مالکی هر گونه اختیاری را از ما سلب و جایگاه ما را درحد کارمندان دولتش تنزل داده است".
مطلق پیشنهاد یک آغاز سیاسی جدید را مطرح می کند:" پست ریاست جمهوری باید به سنی ها واگذار شود. اما مهم تر از آن نخست وزیر جدید است". در هفته گذشته چهار نام برای این پست عنوان شد:" عدیل عبدالمهدی" معاون سابق رئیس جمهور، "بایان جابر" وزیر اقتصاد، "حسین الشهرستانی" وزیر سابق نفت و "احمد چلبی" یا همان چهره سیاسی منزوی در بغداد که در آغاز دوست و سپس دشمن آمریکا شد، همان بانک دار ورشکسته ای که مدت ها با سرویس های اطلاعاتی در بغداد و واشنگتن و تهران در ارتباط بوده است.
بدین صورت ظاهرا دولت عراق همزمان با جنگ علیه شبه نظامیان داعش به پایان کار سیاسی احتمالی رییس خود نیز نزدیک می شود، همان مردی که هشت سال در عراق حکومت کرد و به عقیده مخالفانش قدمی در مسیر اتحاد برنداشت. باراک اوباما رییس جمهور آمریکا نیز در پایان هفته گذشته به نوعی روشن کرد که از کنار گذاشتن مالکی استقبال می کند. اما پرسش این است که آیا کنار گذاشتن مالکی به تنهایی برای حفظ انسجام عراق کافی است؟
این درحالی است که در شمال این کشور، کردها از مدت ها پیش فکرهای دیگری در سر دارند. این ژنرال سه ستاره نیروهای پیشمرگ کرد که "سرهاد قدر" نام دارد با واحدهای خود در مزارع گندم در نزدیکی پل های رودخانه مشروعه در کنار منطقه جنگی کرکوک مستقر است. و در حالی که عراق در معرض فروپاشی قرار دارد، کردها خود را برنده این بحران می دانند. او با عینک آفتابی و کلاشنیکف و جلیقه ضد گلوله همراه با افرادش به سوی مناطقی در حرکت است که در کنترل داعش قرار دارد. نور آفتاب بر شهر کوکوک می تابد و ژنرال قدر از عشق خود به کردستان می گوید. البته او از زمانی که نیروهایش در هفته گذشته جایگزین نیروهای فراری ارتش عراق شدند حاضر به مصاحبه نیست. ژنرال وقت این کارها را ندارد و فقط می خواهد یک کشور جدید تأسیس کند. در واقع بر اساس قانون اساسی عراق، کردستان از سه استان اربیل، داهوک و سلیمانیه تشکیل می شود اما پس از سقوط موصل و عقب نشینی ارتش، دولت خودمختار کردستان قلمرو خود را گسترش داده است. حال کردستان در جنوب به کوه های حمرین در نزدیک تکریت، در غرب تا ساحل دجله و به دور دست های مرکز عراق می رسد و ژنرال از این بابت بسیار خوشحال است. تأمین امنیت کرکوک را 3500 پیشمرگ کرد بر عهده دارند و ژنرال از کرکوک به عنوان "اورشلیم ما" یاد می کند. نیروهای پیشمرگ همه مواضع مهم استراتژیک را در اختیار گرفته اند یعنی فرودگاه های نظامی، یک ایستگاه تصفیه آب ویکی از حوزه های بزرگ نفتی عراق.
" حکمت ملاعلی" سخنگوی وزارت دفاع دولت خودمختار کردستان عراق درحالی که در دفتر خود در اربیل نشسته است می گوید:" رسیدن به این مناطق آرزوی ما بود". او که در مقابل پرچم کردستان نشسته است می گوید:" عراق به صورت غیررسمی همواره از سه بخش تشکیل شده بود و حالا این مساله صورت رسمی به خود گرفته است".
این روزها در شهر اربیل نشانه های بارزی از یک ناسیونالیسم جدید دیده می شود. دو دختر جوان در مقابل آن فواره های مسجد مرکزی شهر در مورد دختر شایسته جدید کردستان صحبت می کنند که شب پیش در هتل لوکس دیوان انتخاب شده است، یعنی در همان روزی که شبکه های اجتماعی آکنده از عکس های کشتار جمعی شیعیان به دست شبه نظامیان داعش بود.
(ترجمه فارسی این گزارش را خبرگزاری ایلنا منتشر کرده است)