-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۳ تیر ۲, دوشنبه

استعفای امرخیل پیروزی دکتر عبدالله نیست.

رقیب دکتر عبدالله تقلب نیست؛ شرایط ویژه ی کنونی و پالیسی منطقه ای و بین المللی است. 


دکتر عبدالله رهبرتیم اصلاحات وهمگرایی بلافاصله پس از شنفتن خبر استعفای ضیأ الحق امرخیل چنین گفت: 
استعفای امرخیل ثابت کرد که تقلب یگانه رقیب ما بود!
دکترعبدالله به اجتماع هواداران خود نگفت که یگانه رقیب وی، پالیسی منطقه ای وجهانی است که درین برهه ی زمانی، حاضر به پذیرش یک رئیس جمهور غیرپشتون نیستند. وقتی دوره ی گذاراز بحران بی اعتمادی، فقر عمومی، عامل تروریزم وطالبان سرآید و روحیه ی عمومی براساس ارزشهای حقوق شهروندی، امنیت وکار هم آهنگ شود، بی هیچ چالشی، یک هزاره، تاجک، پشتون، ازبک وبستگان دیگر رگه های تباری بر سکوی ریاست جمهوری خواهند رسید؛ اما حالا، رؤیا ها حرف اول را نمی زنند؛ واقعیت های جهانی رؤیا ها را مدیریت می کند.
استعفای امرخیل نمادی روشن از مصادیق اثبات جرم است. یک شخص بی گناه، هیچ گاه حاضر به پذیرش ظلم درحق خود نمی شود؛ برعکس، به جای مظلوم نمایی، مدعی را به میدان اثبات وثقات فرا میخواند. این به نوعی حاشیه روی از دادن پاسخ به قوانین ناقذه ی مملکت است. استعفای یک شخص (رأس الخیمه) به معنای فرو افتی سقف غدر وتقلب که تشکیلات آن به شکل خود کار عمل می کند، سخت کوتاه مدت و بیهوده است و باعث عود هرچه بیشتر حساسیت ها و حرکت دادگرانه ی معترضان درآینده می تواند شود. 
با این حال جناح اصلاحات و همگرایی زیاد مطمئن نباشند که به مطالبات کامل خویش نزدیک شده است. به نظر من اهمیت دستاورد «اصلاحات وهمگرایی» درین است که تا اندازه ی فرصت ایجاد کرد تا به خاطر جلوگیری از نهادینه کردن معیوب سازی ساختار انتخابی و هسته های وفادار به حقوق شهروندی نوپا درکشور، ازین پس مطالبات مردم منظم تر بازتاب می یابد؛ اما باعث تغییر نقشه ی اصلی نمی شود؛ یعنی دکترعبدالله چانس رفتن به کرسی ریاست جمهوری را ندارد. جامعه ی بین المللی که طراح اصلی این جریان ها می باشد؛ حاضر نیست دکترعبدالله را درصدر مقام افغانستان کنونی تحمل کند. محوراصلی قدرت باید گزینه های امریکا باشد و اردوگاه اصلاحات وهمگرایی موقعیت خود را درارکان دولت، حکومت و یا کمپ اپوزیسیون فعال و تأثیر گذار حفظ خواهد کرد.
این نظریه ممکن است کام بسیاری از ناظران و هواداران احساساتی را که دماغ خود را از قیاس های رسانه ای چاق نگه میدارند؛ تلخ کند؛ مگر تجربه وسیاست بین المللی و عملیه ی که درداخل جریان دارد؛ واقعیتی تعیین کننده است.
امرخیل درنتیجه ی مشورت «مشران» تقلب از صحنه حاشیه رفت تا سیستم عیار شده، صدمه نبیند. سازمان ملل متحد و  کانال های بین المللی نیز علی العجاله خواستار استعفای وی بوده اند. خنده آور است که آقای احمد یوسف «نورستانی» مدعی است که  استعفای امرخیل با فایل صوتی ارتباط ندارد. پس به چه موضوعی ارتباط دارد؟ 
آیا همین سخنان، اثبات کننده ی تلاش برای دست نخورده ماندن سیستم قبلاً عیار شده ی تقلب نیست؟ خوب چه گونه می توان بررسی کرد حال کشوری را که از هرجهت، به مانند یک کشتی لرزان وشکننده روی دست امواج خروشان و سرکش تا وبالا می رود.

جناح اصلاحات وهمگرایی، فقط درین مدت موفق شده حرکت سیستماتیک تقلب را کمی آهسته تر کند و به نظر من در نتیجه ی عمومی انتخابات تأثیری نخواهد داشت. یعنی دکترعبدالله در صدر قدرت سیاسی کشور قرار نمی گیرد. تیم اصلاحات هنوز این قدر چانس دارد که رفتار واعتقادات مدنی خود را درآینده درچهارچوب قانون پذیری و پرهیز از خاصیت های «جهادی گری» تعدیل واصلاح کند.جایگاه وموقعیت خود را درحاکمیت آینده مشخص تر کند. جناح اصلاحات وهمگرایی، بار سنگین و ( جبران ناپذیر) اشتباهات محاسباتی شخصیت های سیاسی ونظامی «تنظیمی» را به دوش می کشد. باراصلی مسئولیت بحران کنونی که دامنگیر اقتصاد وساختارهای سیاسی مملکت شده، متوجه شبکه های قدرت «تنظیمی» است که درنقش دیوار حفاظتی خود سری های لاینقطع حامدکرزی علیه امریکا و متحدان بین المللی درمرکز قدرت شریک بودند و اکنون بدنه ی اصلی آن در تیم اصلاحات وهمگرایی بسیج شده اند.