-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۳ شهریور ۹, یکشنبه

بذری که ترکیه پاشید داعش حاصل آن را درُو می کند!

با سلام و امید آنکه این میل بدستتان برسد- 2 هفته پیش فرصتی دست داد تا در آنتالیا باشم.

پیک نت: در یک عصر گرم و شرجی در حال گردش در ساحل بودم که تیپ و قواره چند جوان نظرم را جلب کرد. انگاری لاجوردی را کلون کردهباشند. از زبانشان دریافتم که عربند و تا جاده کنار دریا دنبالشان کردم. برادران رزمنده سوار یک رنو اسقاطی شدند که شماره عربی دمشق داشت. این اتفاق موجب شد با صاحبان اصلی اخبار شهر یعنی رانندگان تاکسی صحبت کنم. اشاره کنم که آنتالیا یکی از شهرهای مخالف اردوغان در ترکیه است و در انتخابات اخیر 55 درصد آرا را رقیب انتخاباتی اردوغان کسب نمود. باری صحبت که به سوریه ای ها میکشید آه و فغانمردم بلند میشد. یکی از رانندگان می گفت که دو اتاقش را به آنها اجارهداده است و هر بار بیش از ده نفر را می بیند که در آن اتاق ها می لولند. محله هایی که در آنها سوریها مقیم شده اند از نا امنی و جرم و جنایتاشباع شده و به قول وی دو سال طول نخواهد کشید که ترکیه باید فکری برای مقابله با این بزهکاران بکند.
از در باغ سبزی که اردوغان به این فراریان نشان داده بود امروز  تنهاتلاش برای کسب محل کاری با درامدی بسیار پایین به عنوان ماشین پا یاماشین شوی باقی مانده است. هیچ کمکی به این آوارگان از سوی دولت تعلق نمیگیرد
در اینجا و در ادامه گزارشی را که در سایت "سل" یا همان چپ درج شده را نیز ترجمه و تقدیمتان میکنم.
در محلات فقیر نشین آنتپ جوانی به نام کامیل (نام مستعار) همانند هم محله ای های خود زاده اورفا، با تشکیل کاروان "جهادی هارا هر دو ماه یکبار به سوی سوریه گسیل می کند. در همان حال نوبت خود را انتظار می کشد: یا به سوریه یا عراق خواهم رفت.
دیدن اتومبیل هایی که در شهرهای ترکیه به شیشه عقب عبارات اسلامی چسبانده اند، به عادت روز تبدیل شده است. اینک آکسیونها ی خیابانی و جمع کردن پول سازمانیافته تر صورت میگیرد.
چند صباحی است که اینگونه اقدامات برای یاری دادن به جهاد آغاز شده است. آنتپ از جمله شهرهایی است که شبکه های حامی القاعده با تشکیل کلاسهای قرآن از آغاز فعالین سازمانیافته را در خود پذیرا گشته است. اهالی برای اولین بار در سال 2008 میلادی در پی یورش پلیس به مخفیگاهای القاعده با این پدیده مواجه شدند. در این حمله یکی از ساکنان محل در درگیری با پلیس به قتل رسید. وی نانوای محله بود.
باری، از کامیل دلیل رفتنش را می پرسیم. میگوید در آنجا که خواهم رفت محل کارم آماده است. هیچکدام از مشاغلی که سازمان در آنتپبرایش در نظر گرفته بود باب طبع وی نشد. خبازی، قنادی، قصابی، حتی کار با ماشین آلات. در این تابستان قرار بود با دوست دخترش ازدواج کند اما در پی مخالفت سازمان از آن چشم پوشید: زمانیکه داریمخلافت اسلامی تشکیل میدهیم این افکار منطقی نیست.تابستان تمام نشده میروم در سوریه سر کار خودم و آنوقت عروسی هم می کنم.
کامیل تا اخر رویا های خود را دیده است. از آنکارا تا رقعا  که در کنترلدولت اسلامی است، همه راهیان جهاد در پی این رویا قدم بر میدارند، در کنار آن به بازی والیبال و شنا هم ادامه می دهند. البته کامیل مومن است و به جهاد اعتقاد کامل دارد: دولت اسلامی خودمان را داریم بنا می کنیم.کاملا مورد پسند من!
این آتیست ها را باید کشت. علوی ها را هم. قتل آنها برای ساختن آن دنیای زیبای مورد نظر ما الزامیست. از سیستم امروزی دنیا ناراضیاست: ببین همه جوانان محله که معتاد و مجرم بودند امروز انسانهایی با دستنماز کشیده و پاکی شده اند.
در یکی از محلات برای ردیابی شرکای دولت اسلامی، اهالی محل بقالی را نشانمان می دهند که محل تردد و خرید و فروش جهادی هاست. جوانان محل اما از بقال به عنوان قاچاقچی مواد مخدر یاد می کنند. یکی از اهالی در پی ملحق شدن پسرش به جهادی ها و سپس زخمی شدن و انتقال وی برای درمان به ترکیه از این گذشت پسرش به نیکی یاد میکند و می گوید جهاد در این راه بهتر از تلف شدن در ورطه اعتیاد است که همه جوانان محل را تهدید میکند. هنگام تهیه این گزارش، شبها میشود در حین تردد در کوچه ها و محلات آنتپ بوی انواع مواد مخدر را استشمام کرد. به گفته بسیاری از اهالی بیشتر جوانانی که به داعش می پیوندند اغلب به لودگی، استفاده از مواد مخدر و ضرب و جرح مشهور بوده اند.
در محله دیگری پدری که پسرش را در یکی از مدارس تعلیم قرآن ثبت نام کرده بود پس از شنیدن آنکه به پسرش سفارش کرده بودند برای جهاد به سوریه اعزام شود، از رفتن او به آن مکتب جلوگیری  میکند.
در ادامه تهیه این گزارش با فراریان سوری مواجه میشویم که می خواهند هرچه زودتر شهر را ترک کنند: ما تهدید میشویم. امنیت نداریم و مردم این شهر از ما تنفر دارند. اگر میدانستیم کشور خود را ترک نمی کردیم. می پرسیم پس چرا آمدید؟ پاسخ میدهند که به ما گفته بودند در ترکیه دولت از شما حمایت خواهد کرد. ما خود را مهمان اردوغان حساب میکردیم. آنتپ شهری که از دیرباز سر در مغازه ها به عربی نیز نوشته میشد، در اولین اعتراض بدستور شهردار از حزب عدالت و توسعه نوشته های عربی را حذف کرد. آن شعارهای پوچ و تبلیغات اسلامگرایانه اردوغان و دخالت در مسائل داخلی سوریه، امروز جای خود را به سرگردان کردن فراریان سوری و نا امن کردن هر چه بیشتر موقعیت آنان داده است. این خود نیز به زمین حاصلخیزی بدل شده است که داعش با فراغ بال  به کاشت تخم دولت اسلامی در آن مبادرت کرده است. برداشت این محصول برای ترکیه بسیار گران تمام خواهد شد.