-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۳ شهریور ۹, یکشنبه

کرزی درنظارتِ جنرال کمپل قرار دارد.


توازن سیاسی برهم خورده و فرصت توافق دو نامزد برای پایان دادن به بحران درحال صفر شدن است. پس کرزی کجا می رود؟


پیشاپیش اعلام شد که جنرال کمپل فرمانده ناتو در نشست سران غرب در ویلز انگلیس اشتراک نخواهد کرد. علت این امر، آشفته گی و احتمال افزایش خطرات اضطراری امنیتی در داخل افغانستان عنوان شده است. گزارش ها می رسانند که جنرال امریکایی، نگرانِ خلاء قدرت درکابل است.
این درحالی است که رئیس جمهور کرزی باروبندیل بسته و قرار است زودهنگام، دفتر کار درارگ را ترک کند. درپس خروج شتاب زده ی رئیس جمهور آن هم دردقایق نود و درشرایطی که خلاء قدرت به میان آمده و بن بست درانتقال مسالمت آمیز قدرت جدی تر شده؛ چیز هایی دیگری درجریان است که گزارش های خبری رسانه ها، پوشش فریبنده ی آن به شمار می رود. پرسش عاجل این است که چرا رئیس جمهور که دربرگزاری انتخابات های گذشته، ماه ها تأخیر می کرد و هیچ وسوسه ای از بابت مشروعیت و نقض قانون اساسی نداشت؛ این بار بی پروا به تاریخ و مصالح ملی کشور، کمر را محکم به ترک ارگ بس بسته است.
«گزارشنامه ی افغانستان» دو روز پیش خبری را که از کانال های نزدیک به ارگ و جریان اصلاحات و همگرایی دریافت داشته بود، درباره ی خروج شتاب زده ی رئیس از قلعه ی ارگ و تلاش های مرموز داخلی وخارجی به خاطر جلوگیری از فرار وی، منتشر کرد. اکنون تحول تازه ای روی داده است و ستار سعادت فرد خاص وابسته به تیم حاکم تایید کرده که حامدکرزی تصمیم دارد روز سه شنبه ارگ را ترک کند.
وی گفته است که ، این کاررییس جمهور خلاف قانون اساسی بوده و زمینه کودتا را فراهم میسازد، سعادت میگوید: این خلاء قدرت زمینه را برای نامزدی که نتیجه انتخابات را نپذیرد؛ فراهم میکند. بدون تردید منظور آقای سعادت، گروه اصلاحات وهمگرایی مجری چنین کودتا خواهد بود. اما اصلاحاتی ها پیوسته اعلام می کنند که آنان درواقع حرکت ضد کودتا را که از سوی ارگ و کمیسیون انتخابات تدارک شده است، قبلن بی اثر ساخته و پروژه را تا آخر دنبال خواهند کرد.
منابعی که با «گزارشنامه ی افغانستان» درتماس هستند، درواکنش به خبر اخیر چنین ابراز نظر کرده اند.
یکی از نظریه های این است که فرار آقای کرزی در آستانه ی یک هرج و مرج، به فرار ناگهانی و ناکام دکتر نجیب الله در سال 1371 مشابه است. درآن زمان، فرار دکتر نجیب الله از سوی نیروهای خودی عقیم گذاشته شد. فرار کرزی نیز یا از سوی متحدان دیروزی خودش ( جمیعت اسلامی ودسته های مؤتلفه) و یا از سوی نیروهای خارجی بی اثر خواهد شد.
منبع دیگری احتمال داده است که برای امریکایی ها فرار کرزی یا رفتن وی به جبهه طالبان یک چالش نا مطلوب خواهد بود و پیشاپیش سعی دارند او را متوقف کنند. همین منبع گفته است که تاکیدات بیش از حد کرزی برای خروج ازارگ، در واقع اعمال فشار بر نیروهای خارجی و قانع ساختن آنان برای انحلال پارلمان و اعلام حالت فوق العاده است که در رأس حکومت (نه خودش) بل رئیس دادگاه عالی قرار داشته باشد.

منبع دیگر، درتماس نامه برقی اظهار داشته است که اصلاحاتی ها و امریکایی ها به نحوی وقت کشی دارند تا فضای متشنج تا روز هجده سنبله سالروز ترور احمد شاه مسعود به همین شکل ادامه یابد و درآن روز ممکن است یک خیزش خشماگین خیابانی، به داستان انتخابات و کارنامه های ارگ نشینان پایان دهد. هیچ نشانه ای از ثقه بودن این نظر در دست نیست. اما آن چه می توان نگاشت این است که  تکراز تاریخ در افغانستان پیام مطلوب ندارد؛ همه اش تکرار تراژدی است.