-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۳ مرداد ۳۰, پنجشنبه

استراتیژی بزرگ آمریکا در منطقه


لیدل هارت، اندره بوفر، هنری کسینجر، سوزان رایس، پری ماکوف، دیوید پتراووس، قاسم سلیمانی، پرویز مشرف، همه براین نکته اجماع دارند که...

 استراتژی وسیله است تا هدف در طرح استراتیژی، فرض بر این است که تعیین اهداف سیاسی وظیفه اصلی سیاستمداران است و توجه طراحان استراتژیک تنها به این معطوف است که چگونه می توان به نحو موثری از منابع نظامی مشخص، برای تحصیل آن اهداف سیاسی استفاده کرد.

حال عمق استراتژیک آمریکا در منطقه و افغانستان براین سه مولفه شکل گرفته است، امنیت ملی، منافع ملی و موقعیت ژیوپلتیكی کشور. هدف، وسیله های که عمق راهبردی آمریکا را جهت تامین منافع در منطقه و افغانستان تعریف می کند. همانا تنش آفرینی و بحران آفرینی برای تثبیت قدرت تک قطبی آمریکا برجهان در ساختار تیوری خاورمیانه جدید است.

سناریوی خاورمیانه جدید، برای زیر کشیدن قدرت های یک دست و ایجاد دولت های ضعیف مرکزی برای تداوم هرج و مرج است، چنانچه در عراق روی استقلال کردستان، خودمختاری اقلیم سنی ها، در بغداد به شدت کار می شود . عمران خان وقادر طاهری دقیقا در راستای دور زدن قدرت ارتش و دولت ملکی پاکستان به جاده های اسلام آباد ریخته اند، در سوریه این استراتژی تکمیل شد.

چنانچه دولت مرکزی بشار اسد با ارتش آزاد سوریه و جبهه النصره آنقدر جنگید که داعش و کردهای سوریه با خیال راحت حاکمیت سوری را شکست داد و هرکدام بر قسمت از خاک سوریه ادعای حکومت کردند.

حال درافغانستان ـ عبدالله و اشرف غنی در سناریوی یک دولت مرکزی ضعیف زیر عنوان دولت وحدت ملی، جور آمد کردند اما سناریو های دولت موقت، دولت موازی، کودتای ارتش، دولت اضطراری، طالبان ،شمال و جنوب، دولت در قیمومیت ازبکستان، دولت اسماعیلی در منطقه پامیر و بدخشان، یکی پشت دیگری روی صحنه خواهد آمد تا امنیت ملی آمریکا و منافع ملی این کشور از آدرس ژیوپولیتکی چون افغانستان دچار صدمه نشود.

امنیت ملی آمریکا را پروژه فربه سازی جریان های رادیکال سلف گرا ضمانت می کند و منافع ملی آمریکا را پروژه اسلام هراسی در میان غربی ها و اسلام ستیزی در میان شرقی ها بیمه می کند آنهم از ژیوپولیتیک "تقاطع فرهنگ ها و تمدن ها" در قدم اول خاور میانه بعد افغانستان، از آمیزش این سه پروژه استراتیژی بزرگ امریکا که تسلط برمنطقه است در قالب دخالت های بشردوستانه به دست می آید.

اینگونه است که من همیشه آیه یاس می خوانم و دچار یک نوع نهیلیسم و پوچ انگاری سیاسی شده ام.


رضا مهسا