-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۳ شهریور ۶, پنجشنبه

مشکل تیم تحول با عطا است نه با عبدالله

یک نو آموز عرصه ی سیاست هم می داند که عطا محمد نور در مسند «شورای اجرائیه» وجنرال دوستم در مقام معاونت اول، یعنی تداوم همان جنگ های مزار؛ این بار در سطح رسمی و تشکیلاتی.


جین ساکی سخنگوی وزارت خارجه امریکا در تازه ترین ابراز نظر درباره ی خروج تیم اصلاحات وهمگرایی از چرخه ی بازشمارش آراء گفت که هرچند تیم دکترعبدالله از روند بازشمارش آراء خارج شده اما فعالیت های کمیسیون انتخابات تحت نطارت سازمان ملل متحد به کار خود ادامه می دهد. یعنی که  پس ازین همه چیز مطابق برنامه ی تدوین شده بدون حضور تیم اصلاحات به پیش خواهد رفت. این مسأله خبرناگواری برای اصلاحاتی ها باید تلقی شود.
درهمین روز، نتیجه مذاکرات پنجشنبه بین دو کاندیدا منفی بود.  ضمن آن که هردو جناح احساس می کنند هیچ ضمانتی درآینده، در مورد صلاحیت های رئیس شورای اجرایی در عمل، متصور نخواهد بود؛ مشکل اصلی تیم تحول با عطا محمد نور است نه با دکترعبدالله. تیم تحول با نصب والی بلخ در کرسی «شورای اجرائیه» حساسیتی دارد که غیر قابل درمان است. دلیل این امر افزون بر گروه خاص سکولار ها، حضور جنبش ملی اسلامی، رقیب سرسخت جمیعت اسلامی درنقطه ی مقابل صلاحیت های ریاست شورای اجرائیه است. اگردکتراشرف غنی کار مقابله و نظارت عطا محمد نور را به جنرال دوستم و احمدضیأ مسعود ارجاع کند و خودش را از صحنه دور نگهدارد، آقای نور از نظرفضا و محیط کار، کاملن دریک زندان اداری محبوس خواهد شد. بنا برین، دولت آینده نمی تواند پایدار ماند وبرای انجام کار های اساسی نفس راست کند.
 از همین رو امکان شکاف تشکیلاتی بین جریان بلخی ها و هسته ی کابل درتیم اصلاحات وجود دارد.  موضع گیری آقای عطا به حدی چند پهلو شده است که نمی توان فهمید که وی با امریکایی ها درتقابل است یا آن که بازی موازی را پیش می برد. ورقی که تیم تحول دربرابر رزمایش های استاد عطا در دست دارد، حمایت نسبی جامعه ی جهانی و قدرت مردمی ونظامی جنرال دوستم است. مگربعید است جنرال دوستم را قانع بسازند که درشمال برای به دست آوردن چیزی که هرگز به وسیله ی جنگ به دست نمی آید؛ در صورت نیاز، دو باره در خانه ی خود بجنگد.
جنبش اکنون یک قطعه ی سیاسی است. امکان این که برخی قوماندانان حزب اسلامی یا طالبان محلی آزاد شده از زندان را به جان عطا بیاندازند بسیار است. اما درحال حاضر چنین کسی که درشمال با عطا هم آوردی کند؛ درصحنه حضور ندارد. فقط زمانی موازنه برهم خواهد خورد که فاریاب در دست طالبان بیفتند و آنگاه جنگ در جاده های مزارشریف خواهد رسید. تا این دم، تدارکات عجیبی از سوی طالبان و از سوی واحد های تحت فرمان عطا محمد نور بی وقفه درشمال درحال انجام است. گزارش ها حاکی اند که درین تدارکات درواقع نشانی از هزینه گزاری بسیار سنگین دیده می شود که از توان مالی طالبان محلی و شخص عطا بسیار بالا است.
احتمال دارد امریکایی ها به این راضی شوند که روی همکاری ایران درمهاروضع موجود فکر کنند که البته ایرانی ها چشم انتظار چنین تحولی هستند؛ نظیرآن چه درعراق اتفاق افتاد. ایران ابتکار را در دست دارد وحمایت کرملین نیز حاصل است وجنگ اکرائین انگیزه های تنش در حوزه ی افغانستان را به آسانی و خود به خود فربه کرده است. دراظهارات اخیر پوتین هنوز در باره ی بستن دالان تدارکاتی وانتقالاتی ناتو وامریکا از بزرگراه حوزه ی حیاتی روسیه به سوی افغانستان چیزی گفته نشده است.

تهیج دو باره برگشته و گروه اصلاحات و همگرایی ادعای برنده بودن را از سر گرفته و از همین موضع با طرف مقابل به بررسی وضعیت پرداخته است. همه چیز به نقطه ی اول برگشته و ظاهراً سازمان ملل قصد دارد با اتمام مرحله شمارش آراء از جانب خود، برنده یا بازنده ی انتخابات را اعلان خواهد کرد. جریان هوادار تحت رهبری استاد عطا دو باره در شورای رهبری اصلاحاتی ها دست بالا یافته اما رویارویی گروه اصلاحات با سازمان ملل متحد و امریکا این بار بسیار عمیق است و دیگر میانجی گری های نرم  و آبرومندانه به شیوه ی جان کری نتیجه ای نخواهد داد واصلاً ممکن است دیگر تکرار نشود.

 هیچ کس به درستی نمیتواند درک کند که درهمین شب ها و روز ها چه چیزی ممکن است اتفاق بیفتند؛ اما همه احساس می کنند چیزی در راه است. سکوت ونرمخویی معنا دار تیم تحول نیز هیچ استنباطی را به دست نمی دهد وتمرکز مسلحانه در پنهدشت پروان وکاپیسا درحال انجام است. کسانی که درین مناطق به سرمی برند، از وقوع یک توفان سخن می گویند.
ظاهرن اصلاحاتی ها هیچ راه دیگری به جز پا فشردن برمطالبات خویش ندارند.گیرافتاده گی سیاسی آن ها، جنجالی تر از بن بست تخنیکی انتخابات است. اصلاحاتی ها چانس های زیادی را باخته اند وراهی جز مشارکت در تشکیلات جدید درچهارچوب آن چه برای شان داده می شود نه درمقیاسی که خود شان مطالبه دارند؛ ندارند. آن چه کرزی وفهیم خان در پنج سال پیش یک تنه انجام دادند و کار را بر حمایت بی دریغ ازطالبان ادامه دادند، سبب تغییر رفتار امریکا و ناتو در برابر تنظیم های دولتی مجاهدین شده است و آنان بار سنگین میراث اشتباهات جبران ناپذیر یاران خویش را باید به دوش بکشند.
مصیبت اصلاحات وهمگرایی آن است که راهی جز رفتن درهمان مسیری که ائتلاف کرزی وفهیم ترسیم کرده بود، ندارند. انتخابات چنان با بی نظمی از راه رسید، که به آنان اجازه ی هیچ بازبینی سیاست های شان را نداد. کاروان مبارزات انتخاباتی تحت نظر و فشار فهیم خان با همان سیاق و هدف خاص خودش به راه افتاده بود و همه مطابق سناریوی ارگ پیش می رفت مگر درگذشت ناگهانی مارشال فهیم، معادله را معکوس ساخت.
اصلاحات وهمگرایی همزمان با درگذشت فهیم خان چانس پیروزی ومانورهای سیاسی در برابر گروه رقیب و همچنان زور آزمایی در برابر مدیریت بین المللی را تا میزان زیادی از دست داد. تجربه ی اتحاد کرزی و فهیم خان درپنج سال پیش، برای امریکایی ها هزینه ی زیادی داشت و پس ازین اجازه ی تکراررفتار مشابه آن را نخواهند داد. بسیاری از کسانی که در برابر این نظریه و نتیجه گیری، عصبانی یا احساساتی می شوند؛ باید درنظر داشته باشند که این مسأله یک حرف هوایی نیست و یا موضوعی نیست که در زمانه های باستان اتفاق افتاده باشد. همه اش ظرف چند سال اخیر پیش آمده است. یک دانش آموز دبستانی هم می تواند درک که آزاد سازی هزاران تروریست طالب از سوی کرزی بدون موافقت و مشوره ی فهیم خان واستاد خلیلی و مشوره های خالص به خیرانه ی دکتر سپنتا و بدون رضایت آنان اتفاق نیافتاده است. هیچ یک ازآن ها نسبت به گشایش دروازه زندان ها به روی آدم کشان حرفه ای اعتراضی نشان نداد. وقتی نتیجه ی چنین خبط سیاسی معکوس شده و خطرات برآمده از آن خود مجاهدین و سرنوشت صلح وامنیت افغانستان را آماج گرفته است موضوع دیگر است.
من اطلاعات دقیق داشتم دردو سه سال پیش که حلقه ی نزدیکان کرزی، اوراق وپیغام ها از سوی بعضی قوماندانان درجه دو و سه طالبان را که عنوانی فهیم خان تنظیم می شد و درآن برای اغفال وی برای صلح و برادری بین طالبان و مجاهدین چراغ سبز داده می شد؛ نزد وی می آوردند و ظاهرن پاسخ یا عدم پاسخ به پیام های برادرانه و دروغین را برعهده ی مارشال می گذاشتند که: 
جلالت مأب شما تصمیم بگیرد که چه کنیم!

به این بسنده نمی شد و حتی هیأت هایی از طالبان درمهمانخانه ی فهیم برای ابراز حسن نیست میان «مجاهدین!!» می آمدند و راضی وخوشحال می رفتند و جناب میزبان نرم می شد و لبخند میزد و فکر میکرد کار های دنیا دردست ایشان است. وقتی تماس ها گرم تر شده بود؛ پیشنهاد هایی از جانب کرزی و نزدیکان به حضور مارشال مطرح می شدکه شرط طالبان این است که اگر خدا بخواهد برای شروع کار ( که آن ها هم زبان شان پیش مجاهدین شان دراز باشد!!) «بندی های شان» در چند مرحله رها شوند. همان بود که طبق فیصله درهای تمامی زندان ها را به روی آدم کشان اصلاح ناپذیر گشودند و این مصیبت دامن نسل جدید کشور را چسپیده و تمام دست آورد ها را که به بهای خون های بسیار به دست آمده؛ تهدید می کند.

بنا برین جریان اصلاحات وهمگرایی مطابق طرح مارشال فهیم فرصت تبارز انتخاباتی پیدا کرد تا درهمان خطی که فهیم ترسیم کرده بود، حرکت کند. حالا چه بخواهد چه نخواهد، وارث بالاستحقاق اشتباهات بزرگ وجبران نشدنی کرزی و فهیم خان است. شماری از وزیران و قوماندانانی که درتشویق کرزی و سناریوی آزاد سازی طالبان و مبارزه حق وناحق با امریکا اشتراک داشتند؛ در تیم تحول نیز تجمع کرده اند که شمار شان اندک است و استدلال می کنند که ما «مأمور معذور» بودیم؛ وچه آشکار، غذر می کنند و دروغ می بافند!  اما تیم اصلاحات حافظ اصلی تیم کرزی در سیزده سال اخیر به شمار می رود و ناتو امریکا به هیچ صورتی حاضر نیستند آنان را درصدر دستگاه دولت و سیاست افغانستان شاهد باشند.
جامعه ی جهانی ( چنان که بارها درپنج سال اخیرمکرر مطرح کرده ام) تحت هیچ شرایطی حاضر نیستند فرادستی «تنظیم» های جهادی را در اداره افغانستان قبول کنند. این گروه ها از نظر آن ها می تواند عوامل فشار تلقی شوند؛ نه مالک مدیریت سیاسی وشریک قابل اعتماد.
این که کدام افراد وحلقات با این چالش می جنگند یا کدام شان از درِ تعامل پیش می آیند؛ ظرف هفته های آینده مشخص خواهد شد.