-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۳ شهریور ۵, چهارشنبه

ظهور تدریجی «مسعود» دوم در شمال

 علایم دو انشعاب در «اصلاحات وهمگرایی»


بربنیاد اطلاعات به روز شده از منابع مختلف، دراردوگاه جریان انتخاباتی- سیاسی «اصلاحات وهمگرایی» دو شاخصِ جدید درحال علنی شدن است. این جریان در تنش های انتخاباتی به همان میزانی که برای احراز مقام اول قدرت سیاسی، تحرکات شکلی و سخت سرانه از خود ظاهر ساخت؛ به مرور، دستخوش دو نوع انشعاب که در واقع خصلت ریشه ای و انشقاقی دارد، نیز شده است. حالا از درون صفوف نا منظم جهادی ها، صدایی بلند شده است که از ظهور «مسعود دوم» در شمال افغانستان خبر می دهد. عطا محمد نور، شعار نظامی را وارد جریان رسانه ای می کند اما درعمل، سیاست دکترعبدالله را دنبال میکند. نتیجه این شده است که پرگار توجه روز به روز از دکتر عبدالله به سوی آقای نور میچرخد!
اصلاحات وهمگرایی، ترکیبی از چند طیفِ سیاسی و منفرد زاده های عرصه ی ثروت است که بعد از چرخیدن درگردابه ی مبارزات انتخاباتی، دریک محور گردهم آمدند. از یک طرف بعد ازمرگ مارشال فهیم، عروج عملیاتی عطامحمد«نور» هم درسطح «جمیعت اسلامی» وهم دررابطه با متحدان آن، به گونه ای گریز ناپذیر آغاز شده، درسوی دیگر، محورهای متحدان عمده شامل حزب وحدت مردم افغانستان به رهبری حاجی محمد محقق و حزب اسلامی شاخه ی انشعابی به رهبری ارغندی وال دروسط ماجرا، تا زمان روشن شدن نتیجه ی رقابت میان استاد عطا و حلقه ی یونس قانونی، دکترعبدالله و بسم الله محمدی بلاتکلیف مانده اند.
فرزندان استاد ربانی تحت نظر صلاح الدین «ربانی» درتفاهم با اسماعیل خان، شاخه ی قندهار جمیعت اسلامی، و شورای کوهدامن خواستار ختم تاریخ گروگان گیری جمیعت از سوی نظامیان «شورای نظار» هستند. خاندان ربانی عقده ی تلخی از کارنامه های عبدالله، فهیم، بسم الله و قانونی دارند. حتی مدعی اند که روش غاصبانه ی آن ها، استاد ربانی را به کشتن داد. آن ها درصدد ایجاد رهبری جدید برای جمیعت و حکومت اند. این موضوع رهبری قراردادی هسته ی موسوم به «پنجشیری ها» را با شدتی بی پیشینه به چالش کشیده است.
به طور عمومی، تقابل انتخاباتی سبب شده است که اصلاحات وهمگرایی به دو گروه میانه رو و تند رو تقسیم شود. به اضافه ی متحدان سیاسی (معاونان انتخاباتی) که دکترعبدالله را مدیریتِ مشورتی می کنند، فشار بردکترعبدالله از دو جهتِ دیگر ( هواداران تحریم انتخابات و گروه تعامل با وضعیت موجود) رو به افزایش است.
بدین ترتیب یک جریان کامل تجدید نظرطلبی به رهبری عطا محمد نور تشکیل شده است که میخواهند خطوط اصلی سیاست اصلاحاتی ها را مشخص کنند. درحالی که بحث معامله با جناح تحول وتداوم گرم است، حزب وحدت وحزب اسلامی نسبت به دخالت یا حضور درکش وگیرهای داخلی جمیعت وشورای نظار چندان علاقه ای به ادامه چنان جنجال هایی ندارند وهرلحظه امکان دارد که رهبران این جناح ها درجریان تعامل با گروه رقیب، راه خود را از جناح اصلاحات جدا کنند و یا ترجیح بدهند دست وفاداری به گروه نوظهور وتوانمند تر تحت رهبری عطا محمد نور دراز کنند. آن ها متوجه شده اند که عطا محمد نور هم با امریکا و آلمان و هم با ایران و روسیه و هند، بند وبست هایی را ایجاد کرده است. انتقاد عطا محمد نور بر«پنجشیری ها» آن است که قدرت کوتاه مدت را به بهای از دست دادن «اقتدار» ترجیح داده اند. 
تیم تحول سعی دارد وفاداری جناح معتدل تر به رهبری دکترعبدالله را به هرقیمتی با خود همراه سازد تا بدین وسیله، عطا محمد نور را منزوی سازد. عطا محمد نور به استاد محقق و انجنیرمحمد خان افاده داده است که با چنین سیاستی که عبدالله پیش گرفته، به جایی نخواهند رسید وگروه های جوان تر که بیشترمسایل پیچیده ی کنونی را با نگاه داغ وعملیاتی می بیینند؛ انتقاد بر رفتار دکترعبدالله را آغاز کرده اند.
اشتباه جریان «بلخ» و دسته های جوان ترشاید درین است که موقعیت عبدالله را درفضای فشرده ی گیرو گرفت های دپلوماتیک به درستی نمی توانند درک کنند. دکترعبدالله از با آن که نازکی وحساسیت وضعیت کنونی حساب می برد، از نقش سرنوشت سازِ سیاست بین المللی نیز به درستی آگاه است؛ این نکته ای است که او را زیر ساطور قضاوت های نا همگون قرار داده است.
 تیم تحول وتداوم منتظر است که از همزمانی پیکار درونی درجبهه اصلاحات و مبارزه بر سرقدرت با جناح مقابل، چه چیزی برون خواهد آمد؟ آن ها سوال می کنند که حاجی محمدمحقق درین گیرودار چه گم کرده است که نیرویش را بی جهت دریک انتظارموهوم قرار داده است؛ درحالی که معاونت دوم درهردو تکت انتخاباتی، مال هزاره هاست. اما تیم تحول نمی داند که حاجی محمد محقق از چند جهت ( ازنظرخصلت وروحیات) و شگردِ عملیاتی خویش در رسیدن به قدرت، با والی بلخ شباهت های انفکاک ناپذیر دارد.