-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۳ شهریور ۶, پنجشنبه

کرزی؛ درجنگ با امریکا، انتخابات را کُشت.

او از امریکایی ها تا اخرین لحظه تداوم قدرت اش را در مقابل توافقنامه امنیتی میخواست و مطمین بود که برایش میدهند.
تحلیلی هوشمندانه از قلم احمد ادریس «رحمانی»

یک بار دیگر کوشش کردم این مساله را برای یک تعداد دوستان تشریح کنم. باز هم میپرسند که چرا فکر میکنم حامد کرزی برای بقا در قدرت انتخابات و کشور را به گروگان گرفته است؟

جواب اصلی این سوال را زمان برای همه ما خواهد داد. چون صحت و قدرت پیشی بینی علوم اجتماعی در مقابل پیچیده گی طبیعت انسان خیلی بدوی است. به هیچ وجه نمی شود مطلقاً حکم کرد که چنین خواهد شد و یا چنان چون علم هنوز انسان را مهار نساخته است. آنچه من مینویسم صرف به اساس حوادثی است که هر روز اتفاق میافتد. اگر قرار باشد حامد کرزی از سر تدوام قدرت بگذرد نشانه هایش را حتماً مشاهده خواهیم کرد و در صورت وقوع در وقت اش بازگو خواهیم کرد.
برای فعلاً، چرا من فکر میکنم او به جنگ تداوم قدرت مصروف است:
1. از شروع 2012 به بعد کدام حرکتی از حامد کرزی بخاطر ایجاد یک تیم قوی برای انتخابات 2014 دیده نشده است (یا شاید من ندیده ام). برعکس هر وقتی قرار بود یک تیم قوی ایجاد گردد او با شدت تمام از بوجود آمدن اش جلوگیری کرد. بطور مثال، دو تیم انتخاباتی برای فعلاً به نسبت حضور و موقف استاد عطا و جنرال دوستم در یک تنگنا قرار گرفته اند. مگر در جابجایی این مهره های قوی در تیم های متضاد کسی دیگر به جز حامد کرزی رول داشت؟ مگر او جابجایی این اشخاص را برای حفظ منافع ملی و به خاطر خیر کشور انجام داد؟
2. بازی با زمان یکی از تاکتیک های خیلی معمول دنیای سیاست است. حامد کرزی از آغاز انتخابات بازی کشتن زمان را به بسیار وضاحت انجام میدهد. در زمانی که لازم بود تیم های انتخاباتی ایجاد شود، در بین تیم ها به کشتن وقت دوام داد تا این که در آخرین روز های موعود برای راجستر نمودن کاندید ها همه را با یک سر درگمی جدی مواجه ساخت. در آخرین لحظه برای همه مشوره غلط داد. سیاست تفرقه بیانداز و حکومت کن اش بخوبی قابل ملاحظه بود. مثلاً تا آخرین روز موعود (تقریباً بعد از ظهر روز اخیر برای راجستریشن) برای زلمی رسول نگفت که او هم میتواند یک تیم انتخاباتی داشته باشد. اگر زلمی رسول منحیث یک کاندید سومی دو سال قبل از انتخابات مطرح میشد، به احتمال قوی مهره هایی کلیدی تیم های دیگر در آن ادغام میشدند و یک تیم قوی بوجود میامد و حامد کرزی اینرا خوب میدانست. اولین شکار سیاسی اشت رقیبان قندهاری اش بودند.
3. انتخابات در دور اول نتیجه میداد اما یک سال قبل از انتخابات برای این که انتخابات در دور اول نتیجه ندهد حامد کرزی سخت کار میکرد. جابجایی اعضای کمیسیون و اشاره نمودن به چنین روی کردی حتی در بیانیه هایی لویه جرگه کاملاً مشهود بود. هدف اصلی اش برای بی نتیجه گذاشتن دور اول انتخابات همان است که فعلاً هم وجود دارد. مثلی که قبلاً گفتم، او بازی از بین بردن فرصت را انجام میدهد؛ چون با امریکایی ها در جنگ خودش است. او از امریکایی ها تا اخرین لحظه تداوم قدرت اش را در مقابل توافقنامه امنیتی میخواست و مطمین بود که برایش میدهند (به همین دلیل برای انتخابات اساساً تا اخرین لحظه هم فکر نمیکرد. او منتظر یک تغییر نظام و یک آغاز جدید بود که امریکایی ها از آن پشتیبانی کنند) اما چیزی که خیلی او را به غضب آورد نه گفتن تیم اوباما به چنین تحول بود. حامد کرزی روزی شروع به تیاری های انتخاباتی کرد که در واشنگتن با جواب رد محکم ریس جمهور امریکا روبروشد. این جلسه اگر فراموش نکرده باشم تقریبا دو یا سه ماه قبل از زمان موعود برای آغاز فصل انتخاباتی افغانستان صورت گرفت.
4. این که نزدیک ترین کسان اش چون برادر اش و دیگر سیاست مداران حالا میایند و میگویند که او از آغاز برای بن بست انتخاباتی کار میکرد، یک گوشه دیگر این مساله است که شاید امروز حرف کهنه به حساب بیاید. اما در اکتوبر 2013 وقتی من برای سیاست مداران دست اول افغانستان میگفتم حامد کرزی انتخابات را به بن بست مواجه خواهد کرد همه مثل آغای یاسین رسولی فکر میکردند که من به مشکل تفکر توطئه گرفتار شده ام.
5. دلیل خیلی بزرگتر از همه اینست که انسان بعد از 10 سال در قدرت معتاد قدرت میگردد و این در طول تاریخ استثنا نداشته است. او هم از این امر مستثنا نیست.
6. حامد کرزی تبدیل شده است به یک دیکتاتور تمام عیار که خود نشان جدی اعتیاد به قدرت است. کسانی که با او نزدیک کارمیکنند حتماً این حرف را از بقیه شما بهتر درک میکنند.
7. حامد کرزی برای زنده ماندن در افغانستان راهی به جز ماندن در قدرت ندارد. این مساله را غیر خودش و یک تعداد محدود نخبه گان قندهار دیگران درست درک کرده نمیتوانند. و گر نه سر اش را مار نگزیده است که در داخل ارگ برای خود خانه جور کند؛ در حالی که بنیاد سیاسی اش در قندهار است و اگر قرار باشد سیاست مدار باقی بماند باید در بین مردم خود در قندهار زندگی کند.
به هر صورت اگر دوام بدهیم این لیست خیلی به دراز ها میکشد. صد ها حرکت دیگر حامد کرزی دال به بازی کشتن زمان دارد که اگر تا اینجا مساله را دنبال کرده بتوانید از این به بعد اش را خیلی به ساده گی میتوانید دریابید.
باز هم تکرار میکنم، آنچه من میگویم صرف نظریه است که به اساس اتفاقات حوادث شکل میگیرد (شاید دیگران حوادث را زود فراموش کنند اما برای کسانی که بخواهند نظریه پردازی نمایند لازم است تا حوادث را پیوسته پهلوی هم قرار داده و یاداشت بگیرند). ممکن است او در آخرین لحظه به کدام مسیر دیگر برود اما تا به حال من آثار اش را نمی بینم. اگر روزی چنین شد از همه پیشتر به آن اشاره خواهم کرد.
برای فعلاً او در مسیر حفظ و تدوام قدرت به سرعت روان است. فراموش نکنید قدرت اصلی در ریس جمهور ماندن نیست.