-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۳ شهریور ۵, چهارشنبه

عطا محمد «نور»؛ فرمانروای وزیرستان دوم است.

 سیاستگران افغانستان باید از استادان پاکستانی خود درست تر بیاموزند



جنگ افغانستان از شروع سال 2015 نقشه و مسیر اصلی خود را به سوی آسیای میانه تغییر می دهد. حضور امریکا در پنج پایگاه راهبردی درنقاط حساس جغرافیای افغانستان مصداقِ منطقی این امر است. استقرار قوت ها تکمیل شده است. ما افغان ها بعد ازین نباید چشم انداز کشور خود را در جنگ جهانی در حوزه ی افغانستان با توسل به کهنه بافی های از نوع شعار گرایی قرن نوزده هم، زیر پرده ی  «قهرمانی» های بی میداء و اگر ومگر های احتمالی مخفی کنیم. دخایرراهبردی انرژی گاز ونفت وطلا در ترکمستان، دریای خزر، قزاقستان ومیدان های قفقاز دست ناخورده وتقسیم ناشده باقی مانده و قدرت های چین وامریکا و روسیه به سوی همان گستره درحال نزدیک شدن هستند.
گردنه های هندوکش و دالان شمال افغانستان به حیث مسیرتدارکاتی ده ها هزار رزمنده ی اسلامی جاده صاف کن ( ازطالب پشتون، تخاری، بدخشانی، تاجکی گرفته تا داوطلبانه مرگ از چندین کشور عربی واسلامی)  به سوی سلسله جبال مشترک تاجکستان، قرغزستان وازبکستان اهمیت کلیدی خود را پیدا می کند. از همین سبب من فکر می کنم استقرار قدرت به رهبری عطا محمد نور درگستره ی راهبردی شمال، هم برای نظام مرکزی و هم برای متحدان بین المللی درعملیات به سوی حوزه ی انرژی آسیای میانه بسیار با اهمیت است.
مراکزتاریخی تمدنی بخارا وسمرقند، از 200 سال به این سو به عنوان ذخایرباروتی عقیده وهویت باقی مانده و آماده ی انفجار است. این انفجار از افغانستان سازماندهی خواهد شد نه از جای دیگر. گاهواره حرکت اسلامی ترکستان، شمال افغانستان تعیین شده است.  امریکا به قوم ازبک به رهبری جنرال دوستم در بستر حساس شمال، علاقه ای ندارد و احتمال میدهد که ازبک ها درهرحالت درشکستن دروازه ی دکتاتور تاشکند، با هم تباران شان درازبکستان همدردی نشان می دهند.
ازین قرار، سیاستگران افغانستان باید از وضعیت موجود به نفع زیربنا سازی و قدرت مداری درافغانستان هوشمندانه بهره برداری کنند؛ درست همان گونه که پاکستان از اوایل سال هشتاد میلادی همزمان به هجوم شوروی به افغانستان وشروع شیپور «جهاد» نقش تاریخی خود را برای ایجاد یک پاکستان اتمی و نیرومند درک کرد و ازآن به موقع استفاده برد. قریب چهل سال است که همسایه ها، به بربادی ودربدری واشک وخون ما نظاره کرده اند. ما از بازی های جهانی باید برای بقای خود بهره برداری کنیم. اگربا پروسه ی حاضر همگام باشیم یا نباشیم، امریکا وناتو، بازی را بدون ما هم به جلو خواهند برد.
درحال حاضر، وزیرستان ها درپاکستان، پشتوانه ی اصلی تدارکات نفری و عملیاتی به سوی میدان «بازی بزرگ جدید» درآسیای میانه است و دیری نخواهد گذشت که شمال افغانستان به وزیرستان دوم یا عقب جبهه ی اصلی درتقابل استراتیژیک منطقه مبدل شود. جنگ افغانستان آرام آرام بدون آن که خاتمه پیدا کند، به محور های فرا افغانستان انتقال می کند. اگر برخی سیاستگران نادان بازهم اشتباهات کرزی وفهیم را تکرار کنند، شمال بدون قید وشرط به طالبان واگذار خواهد شد. امریکا احمق نیست که این جا ده هزار نیروی عملیاتی را با مخارج بسیار سنگین، بدون هدف نگهدارد تا افغان ها را از شر تروریست ها حفاظت کنند. هرکه چنین خیال کند، به سرنوشت خود خواهند خندید.