-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۳ شهریور ۸, شنبه

«داکتر» یا بیمار لاعلاج مغزی؟

بین سخنان قیوم خان «کوچی» وحمایت دولتی حامد کرزی از شبکه ی القاعده چه  تفاوت است؟


درعُرف خود سرانه ی «جهاد» ی ها و «طالبان» مظاهر حقیرانه ای وجود دارد که حالا به نوعی فرهنگ فرادست و تغییرنا پذیر تبدیل شده است. یکی ازین مظاهر، نشاندن القاب «داکترصاحب»، «انجنیرصاحب» ومولوی صاحب و ... در پیشوند نام بعضی افراد که وقتی می بینی، نه داکتر است؛ نه انجنیر؛ نه ازدین چیزی می داند ونه رسم مروت دنیا را فراگرفته است. این سمارق ها از توهم جامعه ی ره گم کرده، سر بالا زده اند.
در 13 سال اخیر، صدها داکتر، مولوی وانجنیر دروغین ازوزارت تا سفارت و از ولایت تا ریاست ها را غصب کرده اند و حالا حتی خود شان عقیده پیدا کرده وجامعه را قانع کرده اند که واقعن داکتر یا انجنیر بوده اند!! یکی ازین حضرات، داکترعبدالقیوم کوچی است که معلوم نیست کارنامه اش در علم پزشکی ازچه قرار است؛ یا داکتر چه رشته ای است که عملن بر گرده ی مقام «دپلوماتیک» چندی سواری داده؛ اما صحبت هایش را که دربرنامه «پرس وپال» شنیدم؛ قطعاً «مدلل» شدم که از شبکه داران اصلاح ناپذیر طالبانی، توجیه گرتباهی و جنایت داعشی درافغانستان است و ازین سِلک، به دفاع برخاسته است.
وی درتوصیف موقعیت طالبان اظهار داشت که آن ها در سنگر داغ درحال مبارزه هستند؛ خودم درامریکا آرام زنده گی دارم تحصیلات اولاد ها خلاص شده؛ اما من طرفدار شان هستم.
تصورکنید که محتوای فکری یک شخصیت امریکا نشین به ظاهر «دپلومات» با آن کسی که از وزیرستان حرکت کرده و به تنش واسکت بم بسته، چه تفاوتی دارد؟
این داکتر صحرایی صاف و ساده، در در داخل افغانستان از سربریدن، کشتار، ماین گزاری و انتحاری های هولناک مدافعه می کند. او می گوید که دیگران هم اشتباه کردند. حزب اسلامی و دیگر گروه ها هم کابل را ویران کردند. 65 هزار کابلی را کشتند. معلوم نیست درکشوری بی صاحب که قید وبست واداری وآمارگیری اش فلج است و تا امروز کسی شمار جمیعت ساکن آن را نمی داند، این آمار دقیق 65 هزار نفر از کجا شده است. این ادعا به همان ارقام جنگ هرات در زمان نورمحمد تره کی مشابه است که فرزندان جنگ سرد هی میگویند که در هرات طی سه روز 24 هزار نفر کشته شده است. داکترکوچی هم حالا نمی گوید وقتی امروز جلال آباد به خاک وخون کشیده شد، کدام امریکایی حضور داشت و مبارزه طالبان برضد کی است؟ نگفت که طالبان ازبهر چه جوانان مظلوم را درغور سربریدند؛ پاهای کارگران امداد را اره می کنند. برای این جنس آدم ها تیرباران کردن هفده جوان کارگر در فراه به تاریخ 30 آگست، حادثه ی مهم به شمار نمی رود. مگر آن جوان ها فرزندان این خطه نبودند که طالبان به تنهایی جز پیکر «این ملت»!! هستند؟ مبداء حرکت فرزندان ملت کابل وقندهار است یا کویته و وزیرستان؟
 مبارزه از نظر عبدالقویم کوچی چنین است. طالب، پشتون و هزاره و ازبک را با یک تیغ و یک قومانده می کشد. مشروعیت مبارزه ی طالب از نظر کوچی خان از کجا نشأت می کند؟ از مغز متوهم و پوپنک زده ی کوچی امریکا نشینِ بی رحم که خود می گوید زنده گیم آرام است و اولاد ها هم به خیر به ثمر رسیده اند.
بین فرمان حامدکرزی برای رهایی کادرهای آتش خور القاعده و سخنان کوچی خان متهم به داکتر، چه است؟ درقانون اساسی افغانستان که این جماعت، دروغ و راست آن را به سینه می زنند، موضع گیری کوچی و فرمان کرزی مبنی بر همکاری رسمی ودولتی با سازمان دهشت افگنی القاعده، مشروعیت یافته است؟

سخن قیوم کوچی به این معناست: یک نفر مواد فضله ی خود را نوش جان می کرد. برایش گفتند که این کار قبیحی است که می کنی؟ گفت: چرا دیگر بزرگان این دهکده که همین قباحت را انجام می دادند، او را مورد سوال قرار ندادید؟