-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۳ شهریور ۲۷, پنجشنبه

این مردِ برهنه سخن، پشت پرده را می بیند.

وقتی بشردوست بسم الله محمدی را دمِ نقد آماج می گیرد و خادم «ملاعمر» میخواند در واقع، کلیت سیستم تقسیم شده و فاسدِ دولت و حکومت را چوب می زند. 



به روزچهارشنبه، 26 سنبله، درمشاجره ی ناگهانی درپارلمان، دکتررمضان بشردوست به جنرال بسم الله محمدی وزیردفاع، «قاتل» خطاب کرد واو را «ملاعمر» خواند. شرط اثباتی چنین سخن، آن نیست که بسم الله محمدی حتماً به دست خودش کسی را از زنده گی ساقط کرده باشد. راه های اتباتی دیگری است که فردی درسطح بشردوست آن را می تواند درک کرده و توضیح دهد؛ و افراد عادی از دریافتِ ته وتوی آن بی خبرند و بیشتر به سوی دهان مردم می نگرند. بسیاری ها ازسخنان دکتربشر دوست، بوی «تهمت زنی» شنفته اند؛ جمعی قضاوت وی را برخاسته از «حالت روانی» وی دانسته و شماری هم با کلمات به ظاهر حق به جانب، به نکوهش وی پرداختند که گویا بشردوست از شناخت فرماندهان «مقاومت» دربرابر طالبان خبر ندارد و درخارج بوده است.
دکتر رمضان بشردوست از نظربسیاری از مردم، در مقام وجدانِ عدالت درسرزمینی بدون عدالت وندای غریب نوازی درمقابل پایه گذاران نخوت واستحقارگری، شناسه شده است. وی درولسی جرگه بارِ تنهایی وکوه های مسئولیتِ دفاع ازرنجبران وفراموش شده ها و گرسنه گان را یکجا بردوش میکشد. هماره زورمندانی که «منطق» را درخدمت خود دارند، بشردوست را همچو سایه ی بی منطقی از صف خویش میرانند. اما چرا خورشید محبوبیت بشردوست رنگ نمیبازد و گرایش مردمی نسبت به بشردوست روز تا روز همه گیر تر می شود؟ بشر دوست محکوم به رنج کشیدن درجمع خواصی است که با بهره وری از وضعیت نا به سامان سیاسی وامنیتی، از نام نماینده ی مردم، برای پرکردن جیب های شان درآینده، قانون می سازند. چرا در دورانی که  قومی گری همچو بیماریِ واگیر بسیاری از افراد کم خون را به گرداب تقلا های جنون آمیزی فروکرده؛ هرکه او را می ستاید، اولش پشتون، دومش تاجک، سومش ازبک وهزاره اند؟
وقتی بشردوست بسم الله محمدی را دمِ نقد آماج می گیرد و «قاتل« وخادم «ملاعمر» میخواند در واقع، کلیت سیستم تقسیم شده و مافیایی دولت و حکومت را چوب می زند.
آیا مجموعه ای اقدامات «تیم ویژه» در ارگ که بسم الله محمدی وزیرارشد دفاعی آن است، منجر به اعتلای طالبان نشده است؟ آیا رهبر تیم ویژه (حامدکرزی) به اشاره ی فهیم خان وخلیلی، یخن جان آلن را نگرفت که زندان بگرام را به ما بسپارید تا ما با دادن امتیاز یک جانبه به ملاعمر، «فرزندان افغان!» را به مشی صلح تشویق کنیم؟ تمام شرایط ملاعمر را به خاطر آزادی مرگ آفرینان بدون قلب لبیک نگفتند؟ آیا همین هسته، یک میلیارد دالر «کابل بانک» را به حساب های خود و بسته گان تجارتی خویش واریز نکرده و اکنون خزانه ی خالی را به حکومت بعدی تحویل نمیدهند؟ این وضعیت همان چیزی نبود که ملاعمر به خاطر آن مبارزه می کند؟
 در به در، وخاک به سر، به خاطر ملابرادر، بین کابل واسلام آباد سرگردان نبودند؟ شخص بسم الله سال گذشته پنج شب و روز مهمان خاص آی ایس آی نبود و آیا کسی تا امروز مطلع شده است که حاصل مفیدِ آن همه گوشکانی ها چه بوده است؟ ملاعمر بودن تنها لازمه اش این نیست که ریشی داشته باشی و یک چشمت خشکیده باشد! بشردوست، کرداراهالی ارگ را هدف گرفته است. صلاح الدین ربانی که هنوز گور والدِ ایشان سرد ناشده، برای رهایی ملابرادرودیگر قوماندانان طالب، یک پا به کابل وپای دیگر به دفاترآی اس آی نداشت؟ همین دسته ی برسراقتدار، دامنه ی عملیات قوای ناتو را برای انهدام دسته جات متحرک وپناه گیر طالبان خاتمه ندادند؟ همین دسته، بدون آوردن اصلاحات و تهیه ی ملازمه های اقتصادی ومدیریت کارا، دهل «انتقال مسئولیت های امنیتی» را با خام طمعی و نوعی توطئه به گردن نیاویختند؟
پس کجای سخن گزنده ی بشردوست، گزافه است که می گوید: تو خود «ملاعمر» هستی وقاتل هستی؟
همین دسته ی برسراقتدار که بسم الله مجری دست اول شان است، زمینه را برای رخنه ی تروریست ها برای کشتن افسران ونظامیان خارجی درقطعات مساعد نکردند؟ ذخایر عظیم اسلحه ومهمات دوره ی مقاومت را به گروه های طالب نفروختند؟ ( اسناد ومدارک زیادی درین باره نزد امریکایی ها وجود دارد) همین مجموعه، به خاطر انتقال محموله های بزرگ مواد مخدر به سرحدات به وسیله ی طیارات وزارت دفاع، هشت نظامی امریکایی را در میدان هوایی کابل تیرباران نکردند؟ همین مجموعه، هزاران نفر را به نام نماینده های با صلاحیت مردم در لویه جرگه به مسخره نگرفتند و میلیون ها دالراز کیسه ی بیت المال به تاراج برده نشد؟
همین حلقه، براساس فرمان مستقیم کرزی، ماشین «دزد گیر» امریکایی را که درمیدان هوایی نصب می شد تا مافیا نتواند میلیارد ها دالر را به بانک های خارجی منتقل کند؛ ازطریق دستور رئیس جمهور به کنار نزدند؟ همین دسته، اعلام نکردند هرکه با پاکستان بجنگد درمقابلش خواهیم جنگید؟ این گروه دربرابر یک وکیل زن که از سوی برادرش به منظور اخاذی، به چنگ طالب داده شده بود، زبده ترین قوماندانان طالب را با عز واحترام به جبهات شان نفرستادند؟ همین گروه نبود که والی شان درغزنی خود اعلام کرد برای بهترساختن موقعیت طالبان «افغان» به آن ها اجازه داده که به سوی خانه های مسکونی راکت پرتاب کنند؟
هرچه فهرست این فاکت ها را مطول بسازیم برملالت خواننده ها وبرذلالت تیم حاکم افزوده می شود. بنا برین، متوجه می شویم که دکتربشردوست حرفی خلاف یا سرسری به زبان نیاورده است. اگر بسم الله زمانی قوماندان «مقاومت» درشمالی بود؛ دردوره ی قدرت، عملاً دردفاع ازاجندای طالبی تیم حاکم قرارداشته وفقط از جیب خود دفاع کرده  و آن دوره ی قبلی، دیگریک ماضی بعید است که هیچ ربطی به اتحاد نا گفته- درسطح دولتی- با ملاعمر- ندارد. این گروه درظرف ده سال، با اشاعه فساد، دزدی، قانون شکنی و زورگویی، چنان گردبادی به راه انداختند که چنین هرج ومرجی درتاریخ افغانستان سابقه نداشته است. این گروه به رؤیا های فنا شده ی ملاعمر و آی اس آی به هدف کشاندن مردم به صفوف طالبان، خدمات بزرگی انجام دادند.
 ملاعمر و آی اس آی به سختی تلاش داشتند که امریکا ونظم جدید درافغانستان را با جمله دست آورد هایش به چالش وافتضاح بکشند؛ دیدیم که موفق شدند. مگر این همه دست آورد های طالبان، به طورکامل مدیون تلاش ها وسیاست های تیم حاکم به شمول کرزی و یارانش نیست؟ حکمت سخنان بشردوست که سر راست وبدون مقدمه به طرف می گوید که تو نفر ملاعمر هستی، درهمین نکته مضمر است. حالا وجدان خود را برکرسی داوری بنشانید که آیا بشردوست سخن نادرستی بر زبان رانده است؟
.