-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۴ خرداد ۱, جمعه

عقب نشینی تاکتیکی حکومت

اشاره گزارشنامه افغانستان: پاکستان حاضر به دادن امتیاز استراتیژیک به افغانستان است. جام زهر، برای رهبران اسلام آباد روی میز است.

نجیب منلی، سخنگوی شورای امنیت ملی، گفته‌ است که تفاهم‌نامه همکاری‌های استخباراتی با پاکستان هنوز امضا نشده و آنچه به امضا رسیده، پیش‌نویسی است که تنها مراحل فنی آن طی شده است.
ظاهراً حکومت تا امرثانی، بدین وسیله خواسته است گردوخاک واکنش های عمومی علیه این پیمان را فرو بنشاند.

 برخی شخصیت ها، کاربرهای عادی شبکه های مجازی وبرخی کسانی که در سیاست، ظواهر را مبداء تحولات عالم میدانند؛ پیش از وقت، انگشت اهانت، هیاهو و اختلاف نمایی های روتین برعلیه حکومت بلند کردند.
پیمان با پاکستان، به زیان پاکستان است.

 آی اس آی دربرابرسازمان اطلاعاتی هند درچندین مرکز شکست خورده و هنوز از تهدید وحشتناک «وزیرستان» کمرراست نکرده است. تقابل بین هند وچین (همچنان ناسازگاری هند با امریکا) برسر احداث جادۀ جنگ درکندز و بدخشان،ای اس آی را واضحاً از نظر لوژستیک، تقابل عملیاتی و مانور پیروزمند در قلمرو افغانستان دریک بن بست قرار داده است. پاکستان، قرار است به افغانستان امتیاز بزرگ بدهد.
برای دادن امتیاز، دولت نوازشریف نیاز به رضایت عمومی دارد. برای رسیدن به قناعت عامه، یک رشته نمایش های رسانه یی شرط است. ورنه، یک کودکِ کار، در بازارچۀ مرزی تورخم هم میداند که دریای خون بین پاکستان وافغانستان را نمی توان با یک ورق کاغذ خشک کرد.
این چیزی نیست که مثلاً احمد شاه رمضان با تفنگچه یی که خود وارد شده از بازار اسلحه فروشی پاکستان است، بیاید و با خیال این که مردم کور و کر اند؛ درباب مضارِ دوستی با پاکستان ارشاد بفرماید.
آنچه به حکومت کابل رابطه می گیرد، فراهم آوری نوعی مقدمات برای ختم دوسیۀ بی فایدۀ «دیورند» است. درافغانستان همه واکنش ها مثل یک جرقه است که دوام ندارد و همان جرقه ممکن است هستی عمومی را به خاکستر بدل کند. بسیاری کسانی که زود واکنش نشان میدهند؛ با انکشاف اندک حوادث، با موج تازه همراه می شوند و تلوارکشی های قبلی را فراموش می کنند.

مردم ما هنوز حوصلۀ سیاسی و صبوری متکی برتجارب و عقلانی اندیشی سیاسی را فرا نگرفته اند. درین شب و روزها، کسانی برعلیه خبر امضای پیمان اطلاعاتی با پاکستان را بیشتر محکوم کرده اند که همه خوراک اطلاعاتی شان خبرهای رادیو و تلویزیون است واز نفس قضایا بی خبر اند.
درتقابل با پاکستان، سه نسل سیاستگران افغانستان استخوان شکن شده و آرزوی شکست پاکستان را به گور برده اند. نباید کسی ساده لوحانه فتوا دهد که دکترغنی، منافع مملکت را به پاکستان فروخته و دوسیه تمام. آنانی که ظرف بیشتر از 40 سال در دارالاسلام پاکستان لانه کرده و درچندین نوبت، هم خود و هم زیرساخت های مملکت را به پاکستان فروختند؛ نباید فکر کنند که تاریخ و یا حافظه جمعی، چهره های شان را از یاد برده است.

حالا ورق های بسیاری از سرنوشت جنگ برگشته است. پاکستان دیروز، قدرت دیروز را ندارد و یک جبهه کامل طالبان را درشکم جای داده است. آی اس آی هر روز از آتش و خون و خونابه درون خویش تغذیه می کنند. امنیت ملی افغانستان با حمایت هند، دریک موقعیت کاملاً مسلط قرار دارند.
آتش و ویرانی «موج برگشت» خود را شروع کرده است و این البته از اثر فعال شدن قدرت های قوی تر از پاکستان ( هند وایران و روسیه) در بحران افغانستان است. ایران، از گستره بلوچستان با یک جبهه جدایی خواهانی که در پاکستان مرکز گرفته اند؛ رو به رو است. هند، هم از کشمیر و هم از نوار مرزی 2500 کیلومتری از استقامت افغانستان، فشار بر پاکستان را مضاعف کرده و انگیس وامریکا، آن قدر اقتصاد ندارند که مانند سال های هشتاد، پاکستان را به حیث یک تخته خیز تروریزم، طوری حفظ کنند که آتش آن به هند و ایران وروسیه بزند.
درین قضیه، مقامات امریکایی و هندی ها ناظر جریان استند. دکترغنی مکلف است طبق اجندای بین الملل، ابتداء به غائله «دیورند» که درصد سال اخیر پس از عبدالرحمان خان سه بار دیگر رسماً هنگام تجدید توافق ها با انگلیس به رسمیت شناخته شده است؛ خاتمه بدهند.