-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۴ اردیبهشت ۲۹, سه‌شنبه

پیمان اطلاعاتی با پاکستان قابل تشویش نیست.

حکومت کابل در زنجیرۀ یک شبکۀ منطقه یی، ابزار های خطرناک فشار علیه پاکستان را در اختیار دارد.


یک سند همکاری اطلاعاتی بین کابل واسلام آباد امضاء شده است.
این رویداد، یک اندازه سراسیمه گی ایجاد کرده و واکنش های فوری را نیز برانگیخته است. جزئیات پیمان همکاری اطلاعاتی هرچه باشد، به جنگ افغانستان با پاکستان، کینه ودشمنی ریشه دار که بر مغز و قضاوت چندین نسل درافغانستان غالب بوده و است؛ و بحران «بسیارپهلو» در حوزۀ افغانستان یک شبه و چند شبه پایان نخواهد داد.

جنگ بین پاکستان و افغانستان همین اکنون درتمام ابعاد آن با شدتی بیشتر از گذشته ادامه دارد. جبهۀ نبرد فراگیر اطلاعاتی به چشم دیده نمی شود.

ساخت وسازۀ امنیت ملی افغانستان، از نظر نگاه و روحیه علیه پاکستان، دارای حساسیت بومی و فوق العاده است. این نهاد، از دکترنجیب الله شروع که آن را پی ریخت تا تغییر بافت آن با کارکنان «جهادی» و تشکیل کنون به رهبری رحمت الله نبیل، هرگز و هیچگاه ( درهیچ شرایطی) از خط راهبردی خویش منحرف نشده و بعد ازین هم نخواهد شد. بازی اطلاعاتی با سروکله زدن های رسانه یی، قضاوت های سرسفره، سیاست رسمی دولت ها، لبخند های دپلوماتیک و داد و دهش های تبلیغاتی ( نظیر پیمان امضاء شده) ربطی ندارد. جنگ و مقاومت اطلاعاتی، دنیای دیگری است.

دکترغنی و دکتر عبدالله با آن که از گیراگیر بحران اقتصادی وامنیتی کمر راست نکرده و نارضایی در حساس ترین وضعیت موجود، رو به افزایش گذاشته، سیاست گذشته وحال پاکستان، موقعیت صدمه پذیر کنونی آن و اقتصاد از پا افتادۀ آن کشور در نبرد منطقه یی حاضر را با دقت تحلیل می کنند. این اقدامات، تصمیم های دو نفری ( همانند تصمیم های شبانه کرزی- فهیم) نیست؛ جنگ وارد مرحله یی تازه شده و  کش وقوس های بسیاری از سیاستگران طلب می کند. این جنگ، با خصلت جهانی که دارد، با سیاست منطقه یی در تصادم قراردارد. دکتر غنی در تلاش پیوند زنی و جوشکاری شبکه های اقتصادی منطقه با یکدیگر در قلمرو افغانستان است و ابزار فشار زیادی علیه پاکستان را در همین افغانستان جنگزده متمرکز کرده است.

دورۀ کاربرد طالبان از سوی پاکستان با اجندا و میدان مانور قبل، به سر رسیده و سازنده گان این جریان، اکنون روی تغییر موقعیت این گروه سرگشته نقشه می کشند. طالبان مورد حمایت پاکستان راهی جز ادغام در ساختار دولتی افغانستان در پیش ندارند و چیز تازه این است که پاکستان مانند گذشته برآنان کنترول ندارد.

تغییر وضع الجیش طالب در نتیجۀ مشورت های انگلیس، ایران، امریکا وپاکستان مطابق شرایط جدید تعریف خود را پیدا می کند. اما آن چه به عنوان آتشفشان نابود کننده باقی میماند؛ طالبان پاکستان است که از افغانستان اداره می شوند. گویا تاریخ، این بار دهل خود را در جهت زیونی پاکستان میکوبد. دیگر نه شوروی وجود دارد و نه گروه های جهادی حرف آخر را میزنند. جهادی های کلاسیک همراه با ملحقات آنان درحال زوال اند.

درتاریخ دشمنی پاکستان با افغانستان، این نخستین بار است که ناخون خونین پاکستان زیر پاشنه حکومت کابل قرار گرفته است. ستر وپوشش «هندوستان دوم» یا «هندوستان مسلمان» در گسترۀ 2500 کیلومتری مرز پیچیده افغانستان با پاکستان، به همکاری هندوستان اصلی و به یک عمر همت اپرات امنیت ملی افغانستان به آسانی به دست نیامده است. این که نوازشریف، با رئیس آی، اس آی و رئیس ستاد ارتش و جمعی از «کله گنده» های پیر پاکستان با دستپاچه به کابل میرسند؛ یک موضوع شوخی نیست.

تقابل هند وایران در برابر امریکا و چین، یک بحث بسیار مهم است و پیمان بندی اطلاعاتی با پاکستان در واقع ریشخند کردن سران مغرور و بی رحم اسلام آباد است. قبل ازین، ظاهراً یک دسته کوچک افسران اردوی ملی نیز به پاکستان اعزام شده بودند که هیچ فایده یی به پاکستان نداشت. این مسایل، بخت رو به نزول پاکستان را راسته کرده نمی توانند.
گزارش های دقیق در دست است که حکومت کابل، از یک موضع قوی، و به طور آزمایشی طناب را گاه شُل می کند تا ارادۀ واقعی پاکستان را در میدان عمل تثبیت کند.

آموزش دهی اپرات امنیت ملی افغانستان در پاکستان به سود افغانستان و به زیان پاکستان است. فراهم آوری تجهیزات و ابزار های فنی به امنیت ملی ما، به نفع ما است. این چیزهای ظاهری که با تشریفات رسمی همراه است، مغز یک کارمند امنیت را که ظرف چهل یا بیست سال به بهای جاری شدن دریاهای خون هموطنان شان عیار شده، تغییر داده نمی تواند. گزارش ها از منابع خاص حکایه دارند که دکترغنی وعبدالله در برابر پاکستان از اعتماد به نفس قوی و دپلوماسی فشار استفاده می کنند. دورۀ گریه ها و صفایی دادن های کرزی و فهیم در گذشته است.
افغانستان معبر یک جنگ نیمه جهانی به سوی آسیای مرکزی است و پاکستان برای نخستین بار صریحاً محتاج دوستی والطاف حکومت کابل است. حکومت کابل هر آن توان آن را دارد که مسیر عبور به سوی آسیای میانه را نه از راه کندز، بل از راه «وزیرستان» عوض کند. هندی ها با اقتصاد هیولایی خویش، دست در دست افغانستان ایستاده اند. عامل ایران نیز بر فشار های قبلی اضافه شده و از آن جایی که ایستگاه آخر خط بازرگانی «چاه بهار» ولایت کندز می باشد؛ تلاش ها برای استقرار داعش ( دروضع الجیش کندز) با مقاومت سخت اطلاعاتی روبه رو است که در شبکه های رسانه یی منعکس نمی شود.