------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

در حال بارکردن…

ه‍.ش. ۱۳۹۴ مرداد ۸, پنجشنبه

مضمون مشترک حذف استاد ربانی و ملاعمر

تاریخ سیاسی و نبرد ها درحوزه افغانستان ورق خورده است.


بربنیاد گزارش های اطلاعاتی غیر رسمی ( تحلیل شده) مذاکرات فشرده بین ایران، هند، پاکستان، انگلیس و امریکا بر سر سرنوشت «شمال» و مدیریت پروسه صلح با حکومت کابل ادامه دارد. «انتقال جنگ» به آسیای میانه ضرورتاً باید براساس یک معامله همه جانبه منطقه یی صورت داده شود.

 حذف ملاعمر از پروسه تعامل سیاسی از اول ماجرا در دستورکار همه نماینده گان کشورهای ذیدخل در بحران حوزه افغانستان قرار داشت و کار مشترک روی یک اجندای صلح درافغانستان درموجودیت ملاعمر، با مقاومت و مخالفت سخت ایران و گروه های مجاهدین قرار داشت. نکته کلیدی آن بود که ملاعمر در مناطق غرب، شمالی، مرکزی و حتی نواحی شرقی، به عنوان نماد خشن تعصب قومی شناخته شده و بدین ترتیب، تاریخ مصرف وی دیگر سپری شده بود. درجنگ های نیابتی، هر رهبر، هرقوماندان وهر «عامل» سیاسی ونظامی، یک تاریخ مصرف تعین شده دارد.
 بررسی های سیاسی گسترده نشان داده بود که هیچ یک از سازمان هایی که از نظر سیاسی و نظامی به «ضد طالبان» معروف اند، تحت هیچ شرایطی حاضر نبوده اند با گروهی که ملاعمر در رأس آن باقی باشد؛ به مذاکرات وسازش تن بدهند. عکس این حالت، دراردوگاه طالبان مصداق داشت و آنان هیچ گاه با حکومات کابل که گروه های برسر اقتدار درآن، از هواداران استاد ربانی، گلبدین وسیاف بودند؛ حاضر به مصالحه نبودند. اکنون وضعیت تغییر کرده وکشورهای بازیگراصلی، سعی دارند ا زبان خود شان درین باره با همدیگر به مصالحه برسند.
رهبرانی که جنگ را رهبری کرده اند، هرگز آن اتوریته و ظرفیت را ندارند که افکار عمومی را از بهر صلح خواهی های شان قناعت بدهند.
درحال حاضر، ملاعمر و برهان الدین ربانی درصحنه حضور ندارند و نسل دوم طالب و ضد طالب هیچ راه دیگری ندارند جز آن که درهمکاری نزدیک با امریکا و انگلیس و متحدان منطقه یی شان، به انجام مذاکرات صلح و تقسیم جدید قدرت راضی باشند. جنگ افغانستان نه درعرصه داخلی ونه در گسترۀ خارجی، برنده کامل ندارد.
 انهدام کامل طالب یا ضد طالب از ساختار سیاسی و نظامی افغانستان امری محال است و درمذاکراتی که هم اکنون درجریان است، هریک از کشور های منطقه که از گروه های خاصی حمایت می کنند؛ ویا حامیان گروه های خاص شناخته می شوند؛ کم کم دارند با خود شان به توافقاتی نزدیک می شوند.
دگرگونی عمده پس از اعلام توافق هسته یی بین ایران وغرب، شُل شدن پالیسی های سخت افزاری درحوزه افغانستان است. تا زمان شروع عملیات سراسری در آسیای میانه، بستن آتشفشان کهنه بین افغانستان وپاکستان و همچنان خشکاندن دریای خون بین طالب و ضد طالب امری بنیادی واجتناب ناپذیر است. بدون حل معضل تاریخی بین کابل واسلام آباد پروژۀ رانش به سوی آسیای میانه، نه تنها خرج عملیات همه جانبه را بر بودجه کشورهای بازیگر تحمیل می کند واز سوی دیگر، مهم ترین ضربه ( از دست رفتن زمان) بر استراتیژی جهانی وارد می آید.
 لایۀ دومی رهبری طالب، همانند هموندان «تنظیمی» خویش، از نظر خط و مضمون حرکت، دروضعیتی جدید قرار دارند و مانند سال هایی که ملاعمر با پول شرکت های نفتی جهانی و مجهز با سیاست براساس اصل ( افغانستان، صوبه پنجم) به راه انداخته بودند؛ از حمایت های منظم بهره مند نیستند. گروه های جهادی نیز از رمق افتاده و فقط به حفظ آبرومندانه خود فکر می کنند. اما وضعیت طوری است که آبرو وقدرت هر دو جناح، به مرور، ذوب می شود.