------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

در حال بارکردن…

ه‍.ش. ۱۳۹۴ تیر ۳۰, سه‌شنبه

این ها درنوک ناوه با هم جور آمده اند.

نوشته ای از سمیع حامد


من در اوج قدرت دوستم و عطا و محقق با تمام صراحت مسقیم برای خودشان گفته بودم که میتوانند نیروی نظامی مردم را مدیریت کنند و در برابر « طالب» بایستند اما با هم جنگ نکنند بل « سیاست» کنند و مهمتر از همه این که جلو « اوباشیزم» افراد خود را بگیرند؛ زیرا مردم « طالب» را بهتر از « اوباش» میدانند اما نه تنها اینها باهم کنار نیامدند که آنقدر اوباشگری زیاد شد که مردم به آمدن طالبان راضی شده بودند. مردم فکر میکردند که طالبان ضد زن هستند و نمیگذارند زن ها از خانه بیرون شوند اما در حاکمیت اینها با آنکه زن میتواند از خانه بیرون شود و کار کند اما از ترس بیرون نمیشود زیرا میترسند قوماندان ها بر آنها تجاوز کنند...شاید بعضی ها بگویند ما که « تجاوز» نمیکردیم اما باید به یاد شان داد که ازدواج به زور تفنگ نیز تجاوز است. 
بعد از یازده سپتامبر نیز من با هر یک از اینها مسقتیم گپ زدم و گفتم که باید باهم سیاست کنند زیرا « طالبان» دوباره « قدرت» خواهند گرفت ( زمانی بود که اصلن کسی فکر نمیکرد دوباره طالبان جان بگیرند) و خواهی نخواهی مردم به مدیریت نظامی نیاز دارند. من به هریک از این ها مسقیم گفتم که شما با مخالفت با یکدیگر « اره» را قورت میکنید...هم قورت کردنش گلوی تان را پاره میکند و هم بیرون کشیدنش « کون» تان را...به همین زبان گفتم. برای شان گفتم که « طالب» حتا اگر با « صلح» بیاید و « قانون اساسی» افغانستان را هم به فرض محال قبول کند شما را « سُمبه الغافلون» میکنند و این برای ما هم خطرناک است زیرا فضا تنگتر میشود و جلو مبارزهء مدنی هم گرفته خواهدشد. 
حالا در « نوک ناوه» اینها دوباره باهم جور آمده اند...پیشنهاد من این است که همانگونه که در برابر طالب جنگ میکنند کوشش کنند جلو « اوباشیگری» افراد خود را بگیرند؛ در غیر آن مردم دوباره به « طالب» به جای « اوباش» راضی خواهند شد. به قدرت « نظامی» خود هم زیاد مغرور نباشند زیرا نیروهایی که پشت طالب و داعش اند میتوانند لشکر بخرند. اینها در صورتی از نظر نظامی میتوانند بر طالب غلبه کنند که خود اصلاح شوند و خوب سیاست کنند. کوشش نکنند اکت « رهبر فکری» کنند و به خم و چم چوکره ها خوش شوند...همان رهبر نظامی بمانند و به سخن دیگرانی که سیاست میفهمند گوش کنند ( خصوصن جوان ها) ورنه اینبار چنان « تمبه» شوند که دیگر در غار های کوه هم جای نداشته باشند. 
اولویت ما حالا مبارزه با « طالب» و « داعش» است و طرف سخن من برهمین بنیاد اینها استند. 
پیام من به همان لحن مشهور سمیع حامدی برای دوستم و محقق و عطا این است: ای 3 تا! اگر اینبار باهم جورنیایید به 3 تا برابر میشوید!!!!
پیام من به مردم هم این است که وقتی فرزندان خود را برای اینها میدهند تا قربانی شوند متوجه باشند که از آنها بخواهند « مردم » را در نظر بگیرند و به آنچه تا حال پیدا کرده اند و خورده اند « قانع» باشند. این آخرین فرصتی است که میتوانند کاری کنند!
و پیام من به جوانانی که کارسیاسی میکنند این است که موج های تازه یی شکل دهند که در آینده بتواند حکومت را تخصصی و پاسخگو سازد...به فکر « یک موج» نباشند...موج هایی که میتوانند با هم مخالف باشند اما دشمن نه. 
جامعهء مدنی بین مردم باید چنان با شور و شعور و شکیبایی کار کند که مردم آهسته آهسته بدانند که « نیروی مردمی» تعیین کننده است و قدرت خود را بشناسند تا هرکس بر ما سوار نشود. 
یک نکتهء دیگر : آنکه یک « پل » میسازد و راهی « بُز رو» را به کراچی رو تبدیل میکند...آنکه همسایهء خود را در کارخانه گی کمک میکند...آنکه آشغال را بر کوچه نمی اندازد...همه « مبارزه» میکنند و باید دانست که در نظر گرفتن کوچکترین کار ها نیز میتواند مارا چنان بار آورد که مادروطن ما پیش چشم های م ما «گاه در آغوش این و گاه در آغوش» آن» بماند!