------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

در حال بارکردن…

ه‍.ش. ۱۳۹۴ تیر ۳۱, چهارشنبه

درنگی بر مسلح سازی


نوشته از: احمد بهزاد



در دوره گذشته شورا بحث تسلیح نیروهای مردمی (اربکی ها) از جنجالی ترین مباحثی بود که در تالار و کمیسیون های مجلس نمایندگان در چند نوبت مطرح شد. یادم است در یکی از این جلسات گفتگوی تندی میان من و آقای اتمر (وزیر داخله وقت و معمار طرح اربکی سازی) درگرفت. در آن زمان اخباری مبنی بر انتقال راز آلود افراد مسلح توسط چرخ بال ها به مناطق شمالی کشور نیز در محافل سیاسی و رسانه ها مطرح بود.
لب لباب استدلال من در مخالفت با این طرح این بود که:
یک - چرا بودجه و امکانات مورد نیاز برای اربکی ها در بلند بردن کمیت و کیفیت نیروهای امنیتی کشور هزینه نمی شود؟
دو - پیامد مسلح سازی افراد و دسته جات گوناگون چه تاثیری بر امنیت و ثبات کشور خواهد داشت؟
پاسخ مقامات حکومتی مبهم و گاه متناقض بود؛ از جمله اینکه طرح مسلح سازی، برنامه همکاران خارجی ماست و آنها فقط برای این برنامه است که پول بیشتر می پردازند!
آن روزها دست اندرکاران این برنامه توانستند با تحریک رقابت ها و ترساندن بسیاری از وکلا و فعالین سیاسی از فعالیت تروریست ها در ولایات و ولسوالی های شان، کنجکاوی های بیشتر در مورد دو موضوع (اهداف پنهان اربکی سازی و انتقال افراد مسلح به شمال) را تحت الشعاع قرار دهند. در این بین رهبران سیاسی نیز سکوت را بر پیگیری بیشتر ترجیح دادند.... سرانجام کار آن شد که امروزه از بدخشان و قندوز تا فاریاب و بادغیس شاهدش هستیم.
-----
و حالا در برابر فاز دوم آن برنامه قرار گرفته ایم: چگونگی مقابله با نا امن سازی افغانستان مرکزی یا هزارستان.
ماه هاست که راهگیری های مسلحانه، آدم ربایی ها، گروگانگیری ها، و تهاجمات سنگین نظامی به نام های گوناگون چون کوچی، طالب و ... مسیرهای ارتباطی این مناطق را کاملا نا امن ساخته است و بیم و هراسی گسترده را در بین مردمان این ساحات حاکم کرده است. در این بین هر کسی برای مقابله با تهدید، نسخه ای می پیچد. تاکنون پر سر و صدا ترین طرح، مسلح ساختن مردم هزارستان بوده است که توسط بعضی از مقامات ارشد حکومت وحدت ملی مطرح شده و تا حد زیادی با استقبال مردم به ستوه آمده از ناامنی ها نیز مواجه شده است. اما آیا این طرح چاره کار است؟ آیا ورود به این بازی میتواند امنیت بیشتری برای مردم فراهم کند؟ آیا آنها که در پشت نا امنی ها ایستاده اند همین را نمی خواهند؟
برای پاسخ به این پرسشها چند پیامد غیر قابل اجتناب مسلح سازی را باید مد نظر قرار داد:
یک- توزیع سلاح میان افراد و دسته جات گوناگون تبعات غیر قابل اجتنابی خواهد داشت که کمترین آن درگیری های محلی، عقده گشایی ها و توسعه شرارت ها خواهد بود.
دو- تقابل و درگیری های قومی را تشدید خواهد ساخت و دور از ذهن نیست که برای ساکنان یک منطقه همزمان چند جبهه قومی در چند محور بگشاید.
سه- بی تردید پای کشورهای منطقه را به میان خواهد کشید و سرانجام آن دخالت و اقدام نظامی نیروهای ناتو خواهد بود.
حال با این وصف آیا به صرفه است که جدای از شعارهای فصلی، به طور عملی وارد این ماجرا شویم؟
پاسخ من به این پرسش قطعا منفی است. بیشترین نگرانی من نهفته در همان سه موردی است که در بالا بیان کرده ام. بیاد داشته باشیم که جمع آوری سلاح از میان مردم هزارستان در سالهای اخیر اگر به ظاهر ما را ناتوان نشان می دهد، اما همین امر عامل کاهش رشک برانگیز خشونت ها و قتل و کشتارها در این ساحات نیز بوده است.
با این حال راه حل کم هزینه و نسبتا اطمینان بخش برای مقابله با برنامه نا امن سازی هزارستان چیست؟ و چگونه می توان مردمی را که به امید زندگی بهتر، ستم های چند ساله اخیر را در کنار محرومیت های تاریخی با صبوری تحمل کرده اند از دام سیاست "خشونت متوازن" رهایی بخشید؟
پاسخ من به این پرسش دو مطالبه اساسی است:
یک- استقرار نیروهای نظامی و امنیتی رسمی کشور برای مقابله با تهدید تروریزم، در قالب یک قل اردوی ارتش در بامیان و افزایش تعداد و تجهیزات نیروهای پولیس و امنیت ملی در این ساحات.
دو- بازگشت به راهبرد سیاسی رهبر شهید و مطالبه توزیع متوازن چهار سمت عمده نظامی(دفاع - داخله - امنیت ملی - رییس ستاد مشترک ارتش) میان چهار قوم بزرگ کشور؛ تا این امر بتواند اقدامات نظامی و امنیتی را از فرایند های دسیسه آمیز مبرا سازد و همزمان اعتماد عمومی به نیروهای مسلح کشور و برنامه های امنیتی دولت را افزایش دهد.
باور دارم که جامعه سیاسی هزاره هنوز توانایی های انکار ناپذیری در فایق آمدن بر برنامه های ضد انسانی و ضد ملی دارد؛ شرط به فعلیت در آمدن این توانایی کنار هم قرار گرفتن همه فعالین سیاسی آن است. از قریب به یک ماه است که فراخوانی را از آدرس وکلای هزاره در پارلمان به رهبران احزاب داده ایم و خواهان جلسه ای عمومی شده ایم تا طی آن یک راهبرد واحد برای عبور از بحران سنجیده شود و همگان به اجرای آن پابند و همنوا شوند. امیدواریم هرچه سریعتر دوستان ما به این فراخوان پاسخ مثبت دهند.
فراموش نباید کرد که برای پیشبرد هر طرح و برنامه ای اولین پیش نیاز، انسجام و هماهنگی ماست . ناگفته پیداست که اقدامات فردی آنهم در سطح شعار و حرکات عکس العملی ما به مسیری هدایت خواهد کرد که چه بسا برای تحقق " خشونت و نا امنی متوازن " فرا راه ما قرار گرفته باشد!