------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

در حال بارکردن…

ه‍.ش. ۱۳۹۴ مرداد ۸, پنجشنبه

این مقاله ذوق زده ها را منجمد می کند.

نوشته: جی. متیو مک اینیس _ دیلی بیست، ترجمه مصطفی رحمانی 

حفظ رژیم اسد در سوریه سالیانه 35 میلیارد دالر برای ایران هزینه دارد.
اما در مورد آینده چطور؟


مقدمه مترجم: با خواندن این مقاله تحلیلی بسیار غنی، لبخند از لبان چهره نزدیک بینان  خوشحال از تفاهم هسته ای رخت بر خواهد بست. فاجعه تفاهم هسته ای با رژیم تروریست پرور جمهوری اسلامی، بسیار عمیق تر از براوردهای اولیه است. با گذشت زمان، روشن شدن ابعاد تفاهم و منتشر شدن تحلیل های حرفه ای، آینده ای تاریک، مملو از آتش و خون برای ایران و منطقه نمود پیدا کرده است. در میان دهها مقاله ای که در هفته اخیر خواندم، این مقاله جامع ترین و پر مغز ترین تحلیل را دارد که شما را به خواندن آن دعوت می کنم:

با آزاد شدن ۱۵۰ میلیارد دلار برای ایران با برداشته شدن تحریم ها، به علاوه میلیارد ها دلاری که از تجارت جدید و سود فروش مواد نفتی، رژیم جمهوری اسلامی با مشکل چگونه خرج کردن این پول مواجه خواهد شد. لیست سرمایه گزاری اقتصادی و زیرساخت های انرژی تهران بسیار بلند بالاست و مطمئنا بیشتر این دلارهای جدید را به خود اختصاص خواهد داد. با این حال، ایران مقدار چشمگیری پول حاصل از برداشته شدن تحریم ها خواهد داشت که به شرکا و پروکسی هایش [ مثل بشار اسد و حزب الله لبنان] در قالب زیر مجموعه های سپاه پاسداران، اختصاص خواهد داد، که نیازمند این کار هم هست.
سپاه پاسداران مسئول و ناظر تمامی تحرکات سیاسی، شبه نظامی و عملیات مخفی در سرتاسر دنیاست، اما چهار منطقه مرکز توجه ایران است. بقای رژیم بشار اسد در سوریه، بنا بر گفته مقامات سازمان ملل، در حال حاضر برای ایران سالانه ۲۵ تا ۳۵ میلیارد دلار هزینه دارد.
 مهم ترین پروکسی تهران در منطقه، یعنی حزب الله لبنان که در نیاز مبرم به پول، منابع و تسلیحات بوده و به طور روز افزون، مهمترین نیروی بقای بشار اسد در خط مقدم می باشد. سپاه پاسداران ایران، به طور قوی به دنبال کمک و رهبری نیروهای امنیتی عراق و شبه نظامیان شیعه در این کشور علیه داعش است. و چهارمین منطقه، تهران حامی جنگجویان حوثی یمن است و علی رغم موانع بین المللی برای کمک تسلیحاتی و لوجستیک، مطمئنا مقادیر چشمگیری را هم به این گروه اختصاص می دهد.

غیر از یمن، این ها جنگ هایی هستند که ایران بایستی در آنها برنده حتمی باشد. احتمالا تهران برای آنها، علاوه بر ۱۶ میلیارد بودجه دفاعی داخلی، یک بودجه زیر میزی اضافی هم در نظر می گیرد که بر اساس برآورد کاخ سفید، حدود ۱۵ میلیارد دلار است. سپس، می رسیم به سود صنایع مولتی میلیاردی سپاه پاسداران و علی خامنه ای که بودجه اصلی نجات رژیم اسد از آنها منشاء می شود.

تجهیزات نظامی ایران، اعم از نیروی هوایی، زمینی و دریایی، همچنین نیازمند مدرنیزه شدن گسترده است تا به رقبای منطقه ای خود برسد. آی اچ اس جیمز تخمین می زند ایران برای بازسازی نظامی نیازمند ۴۰ میلیارد دلار است. خامنه ای این مشکل را می داند و دستور افزایش بودجه برای نیروهای مسلح، شامل موشک های بالستیک و توانایی های سایبری را در برنامه اقتصادی پنج ساله اخیر صادر کرده است.

تفاهم هسته ای راه درازی برای پرداخت این هزینه های گزاف در پیش دارد. تنها قسمتی از پول های آزاد شده ایران به طور مستقیم و غیر مستقیم، بسیاری از فشار بودجه های اولیه را برمی دارد. برداشته شدن تحریم از شرکت ها و اشخاص سپاه پاسداران، خون تازه ای به رگ های این عملیات تزریق می کند. اما سپاه پاسداران تا زانو در سوریه و عراق فرو رفته و تلاش می کند که یمن نیز به یک سیاهچاله ی بلیدن منابع نشود. با توجه به فشار بودجه داخلی، این چالش های منطقه ای یعنی بدور از ذهن است ایران دست به گسترش کارهایش در بی ثبات کردن منطقه بزند.

اما در مورد آینده چطور؟ گزارش ها حاکی از آن است که تحریم های تسلیحاتی در ظرف پنج سال و تحریمات موشک های بالستیک در عرض هشت سال برداشته خواهد شد. فرض کنید تا آن زمان، داعش شکست خورده باشد و ایران کنترل بغداد و دمشق را کاملا بدست بگیرد. در دراز مدت، بعد از ۲۰۲۰، وقتی که تمامی تحریم ها برداشته شود، دنیا چه شکل خواهد بود؟

]سپاه پاسداران به عنوان] یک نیروی نظامی بزرگ و از بند رها شده می تواند با سرعت بیشتری مدرنیزه شود. با مجهز شدن به تسلیحات روسی و چینی، ایران با آزادی می تواند تسلیحات و مهمات به شرکای خود در منطقه بفرستد. این موضوع، به طور دراماتیکی باعث افزایش جنگ پروکسی ها و مسابقه تسلیحاتی بین ایران و دولت های عربی می شود.
تا آن زمان، احتمالا ایران [با مرگ خامنه ای] رهبر جدیدی خواهد داشت، اما این بدان معنا نیست که منتظر سیاست های خارجی میانه رو از تهران باشیم. احتمال زیاد، یک نسخه اصلاح شده از خامنه ای رهبر ایران خواهد شد. در خوشبینانه ترین سناریو، ایران از هسته سخت ضد امریکایی-اسراییلی و ایدئولوژی اسلامی خود به دور خواهد شد و این رژیم با پالس های ناسیونالیستی رهبری می شود. کشورهای عربی، در بهترین حالت، همچنان با ایران ترسناکی که به دنبال نفوذ در منطقه بخصوص در کشورهای با جمعیت اقلیت شیعه، روبرو خواهند بود. به حاشیه بردن نقش رهبری عربستان در میان جهان اسلام و کشورهای خلیج فارس در مرکز برنامه و محاسبات ایران قرار خواهد داشت.

همچنین ایران، یک لشکر پیشقراول و سرسخت، متشکل از پروکسی هایش و شبه نظامیان از لبنان تا عراق خواهد داشت. بازسازی نیروهای متعارف ایران، وقت گیر خواهد بود، با این حال، بدست آوردن نسل جدید و هوشمند فن آوری هوایی، رادارهای مافوق افق، سیستم های پدافند هوایی، موشک های کروز، اژدر و فن آوری هدایت دقیق برای موشک های بالستیک می تواند تأثیر بسیار زیادی بر توانایی ایران برای هدف قرار دادن و متوقف کردن نیروهای امریکایی و عربی داشته باشد.

احتمالا توانایی ایران در گسترش توانایی های آفند و پدافند سایبری از قدرت های منطقه عبور خواهد کرد. تهران مراقب هر عکس العمل دولت های عربی به جایگاه قدرتی روز افزون خود و تمایل حمله نظامی ایران به آنها خواهد بود و به موقع عمل خواهد کرد. کشورهای عربی بر تقویت امنیت فوری خود متمرکز شده و از دخالت منطقه ای پرهیز خواهند کرد.

عربستان سعودی، ایران را هم یک تهدید داخلی نسبت به حکومتش و هم یک تهدید خارجی نسبت به رهبری منطقه ای اش می داند. پادشاهی عربستان بعد از عمیق کردن روابط اقتصادی و سیاسی، اقدام به ادغام امنیتی بیشتر با کشورهای شورای خلیج فارس خواهد کرد. این در حالی خواهد بود که امارات متحده عربی با دخالت عربستان در مسائل داخلی اش، خشنود نخواهد بود. این اقدامات پیشگیرانه، مقاومت های اینچنینی بوجود خواهد آورد، مرزهای داخلی کشورهای شورای همکاری خلیج فارس با شکنندگی یمن و مرگ سلطان قابوس عمان، نیازمند گستردگی همکاری امنیت داخلی خواهد بود.

شورای همکاری خلیج فارس، امنیت خارجی خود را به سمت «ایران خطرناک تر و حضور کمتر ایالات متحده» پیش خواهد برد. این ادغام، ریاض و شورای همکاری خلیج فارس را متمایل به خطر کردن و اقدام به پاسخ قاطع نسبت به تهدیدات منطقه ای می کند. اگر نیروی دریایی ایالات متحده عقب بکشد، ناامنی خلیج فارس باعث خواهد شد که کشورهای منطقه اقدام به تقویت نیروی دریایی خود کنند. این اقدامات باعث خواهد شد که این کشورها به علت کمبود منابع، کمتر به اقداماتی نظیر حمله به لیبی و داعش در سوریه دست بزنند.

خاور میانه ی دهه ی ۲۰۲۰، احتمالا شامل چنین رویدادهایی خواهد بود:

چالش های قدرت نیروی دریایی ایالات متحده: احتمالا ایران پافشاری می کند که امنیت خاورمیانه بایستی به قدرت های منطقه واگذار شود و ‌نیروی دریایی امریکا نباید در خلیج فارس حضور داشته باشد. وقتی در دهه آتی، ایران تسلیحات دریایی و موشک های کروز خود را مدرنیزه کرد، تهران نقطه ضعف ها و تمایل ماندن در منطقه ای ایالات متحده را امتحان خواهد کرد.

مناقشه اعراب و ایران در خلیج فارس: کشورهای خلیج ممکن است با کمرنگ شدن حضور امریکا در منطقه، مجبور به رقابت با ایران برای کنترل خلیج فارس و تنگه هرمز شوند. این رقابت می تواند کشورهای عربی را صاحب جدیدترین نسل موشک های کروز و مین های ضد کشتی، بعلاوه حرفه ای تر شدن در عملیات های سطحی دریایی کند. با رشد موشک های بالستیک در دو سمت خلیج فارس، فضایی آماده ی محاسبات اشتباه و تنش و تشنج بوجود می آید.

جنگ پروکسی ها در سوریه: جنگ داخلی سوریه ممکن است تا دهه آینده طول بکشد. اگر هم پایان یابد، سوریه ای تجزیه شده بر جای خواهد گذاشت. عربستان سعودی تمایلی به تحمل یک پروکسی شیعه، تحت امر ایران در سوریه و لبنان نیست. به خصوص که شامل استقرار سربازان سپاه پاسداران به صورت دراز مدت نیز باشد. ریاض احتمالا بدنبال عملیات های مخفیانه برای تنزل و اختلال در عملیات های ایران در منطقه خواهد بود، شاید حتی از طریق یک نیروی شبه نظامی جدید عربی به رهبری عربستان سعودی.

رقابت قدرت در عراق: هم اکنون، کشورهای حاشیه خلیج فارس، مقداری تمایل به رقابت برای نفوذ در بغداد نشان داده اند. عربستان سعودی، یک ارتش شبه نظامی شیعه و پروکسی ایران را در مرزهای شمالی اش تاب نمی آورد، مخصوصا اگر این شبه نظامیان با ارتش رسمی عراق ادغام شوند. کشورهای عربی ممکن است بر نیروهای شبه نظامی سنی خودشان، برای تضعیف فعالیت های ایران، سرمایه گذاری کنند. که این خود آتش جنگ های فرقه ای را شعله ور تر می کند.

عمان: مرگ سلطان قابوس ممکن است باعث بی ثباتی در کشور عمان شود. موقعیت استراتژیک این کشور بر تنگه هرمز، عربستان، امارات و ایران را به رقابتی دعوت می کند تا نفوذ غالب را در این کشور بدست بگیرند. در صورتی که ایران دست بالا را بگیرد، ممکن است کشورهای عربی اقدام خود را به استفاده از نیروهای نظامی افزایش دهند.

تلاش ایران برای بی ثبات کردن عربستان: کشورهای خلیج فارس، فعالیت های مخفیانه ایران در بحرین، اردن، یمن و استان های شیعه نشین در شرق عربستان، برای محاصره و خفه کردن ریاض را می بینند. حتی اگر تغییرات برجسته ای هم در رژیم ایران رخ دهد، با افزایش منابع ایران در پروکسی هایش با هدف کاشت اختلاف در پادشاهی [عربستان] ، این ترس فقط افزایش پیدا خواهد کرد.

با رسیدن به سال ۲۰۳۰، همه این سناریوها در تن شومی رخ خواهد داد که ایران احتمالا به آستانه دست یافتن به زرادخانه هسته ای قرار خواهد گرفت، اگر بخواهد.

این آینده ای است که مطمئنا ایالات متحده می تواند شکل دهد. تفاهم هسته ای اعلام شده باعث می شود کم کم قدرت های مهم بین المللی عقب کشیده و سپاه پاسداران و زیر شاخه های اقتصادی اش و شبکه های لجستیک اش را تحریم کنند. در دفاع از تفاهم هسته ای، آقای اوباما تلاش کرده تا نشان دهد واشنگتن به تلاش های یکطرفه و چند طرفه برای هدف قرار دادن حمایت های ایران از پروکسی های تروریستی اش، ادامه خواهد داد. افزایش کمک به کشورهای خلیج فارس، برای یافتن راههای بهتر در جلوگیری از فعالیت های خرابکارانه ایران، می تواند جلودار بسیاری از این پیامدها شود.

به طور مشابه، ایالت متحده نیازمند توسعه فعال استراتژی است که توانایی ایران برای بدست آوردن سیستم تسلیحاتی تهدید کننده ی ناوگان هوایی و دریایی امریکا را محدود کند- و یا قادر باشد در صورت عدم موفقیت آنها را کاهش دهد. تداوم حضور امریکا در خلیج فارس همچنین برای جلوگیری از تنش میان کشورهای عربی و ایران لازم است.

اگر ایران تقلب نکند، ممکن است تفاهم هسته ای خطر جنگ بر سر بمب اتمی ایران را کم کند. اما ایالات متحده نمی تواند به افتخارات خود تکیه کند. تفاهم جامع هسته ای، اثرات ثانویه خود را خواهد داشت. جنگ های دیگری هم اکنون محتمل تر شده اند.