------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

در حال بارکردن…

ه‍.ش. ۱۳۹۴ مرداد ۴, یکشنبه

برخی مناطق به دست طالبان می افتد.

عبدالکریم خرم

کار وزیرستان سازی افغانستان که نتیجۀ مستقیم امضای قرارداد امنیتی (BSA) با امریکا میباشد به سرعت ادامه دارد. اظهارات مارتین دیمپسی لوی درستیز امریکا در پایان سفر اخیرش به کابل بیانگر آغاز کار عملی روی این نقشه میباشد. امریکایی ها در قدم اول از زبان رهبران حکومت اینرا بیرون آوردند که عساکر خارجی باید برای زمان بیشتری در افغانستان باقی بمانند و اینک مارتین دیمپسی میگوید که «حکومت وحدت ملی افغانستان خواستار ایجاد یک مرکز منطقوی برای مبارزه علیه گروه های تروریستی شده است» بگفتۀ وی افغانستان میخواهد به مرکز مبارزۀ علیه گروه داعش تبدیل گردد.
ایالات متحدۀ امریکا بعد از حادثۀ یازدهم سپتمبر ۲۰۰۱ مشغول ساختن پایگاه های نظامی در افغانستان بود. با امضای BSA سند ماندن در افغانستان و استفاده از آن پایگاهها را بدست آورد. پایگاههای مذکور مراکز اصلی تنظیم مرحلهء جدید جنگ که بنام داعش و سایر تروریستان خارجی آغاز میگردد خواهند بود. در بیرون از پایگاههای امریکایی ماحول و شرایط خاصی باید ایجاد گردد که من آنرا ماحول «وزیرستانی» میخوانم (مراجعه شود به مقالۀ تحت عنوان «ما چرا BSA را امضاء نکردیم؟ » بقلم نویسندۀ این سطور)
نا امنی، وضعیت ناهنجار اقتصادی توأم با نرخ بلند بیکاری، ضعف مؤسسات دولتی، تحت سوال بودن دایمی مشروعیت سیاسی رهبرایی دولت از عناصر لازمۀ پروسۀ وزیرستان سازی افغانستان است. گسترش جنگ به مناطق شمال کشور، مسلح شدن افراد غیر مسوول تحت نام مبارزه علیه تروریستان در آن مناطق، تطبیق شرایط کمرشکن IMF (صندوق وجهی بین المللی) که حالت اقتصادی را از ماه سپتمبر بدتر خواهد ساخت و جنجالهای زیاد شونده در مورد آوردن اصلاحات در سیستم انتخاباتی وضعیت را وخیم تر از امروز خواهد ساخت.
تضعیف حکومت مرکزی و حاکم ساختن نوعی از ملوک الطوایفی باعث خواهد شد تا از یکسو وحدت ملی در افغانستان صدمه ببیند و از جانب دیگر توانایی پاسخگویی و مدیریت مرکز کاهش پیدا کند.
در چنین شرایط است که لوی درستیز امریکا طرح تبدیل کردن افغانستان به مرکز جنگ علیه داعش (یا احتمالاً سایر گروه های تروریستی مربوط خارجیها) را پیشکش نموده آنرا از حنجرۀ حکومت ما بیرون میآورد. این طرح افغانستان را به مرکز صدور تروریزم به آسیایی مرکزی و رسانیدن جنگ به سرحدات چین و روسیه مبدل خواهد ساخت.
من در سال 2012 در مصاحبه با یکی از تلویزیونهای خصوصی کشور گفتم که امریکا میخواهد به کمک پاکستان کشور ما را پارچه پارچه نماید. در آنزمان از اظهارات من چنین تعبیر بعمل آمد که گویا منظورم تجزیۀ افغانستان بوده است، در حالیکه هدف من درست بیان حالتی بود که همین اکنون ما باسرعت بسویش در حرکت هستیم. یعنی افغانستانی با مرکز ضعیف و کانون های مختلف قدرت در اطراف آن.
در ماه دسمبر سال 2012 صلاح الدین ربانی که فعلاً وزیر امور خارجه است و در آنزمان رئیس شورای عالی صلح بود سفری به آیالات متحدۀ امریکا داشت. در بازگشت نامبرده طرح یک صفحه یی را با خود آورد که دفتر شورای امنیت امریکا آنرا در قصر سفید به وی سپرده بود.
در آن زمان موضوع گشوده شدن دفتر قطر برای صلح در افغانستان خیلی گرم بود. طرحی که امریکایی ها در یک صفحۀ A4، بدون مهر و امضاء به صلاح الدین ربانی سپرده بودند ضمن پیشتیبانی از افتتاح دفتر قطر برای طالبان آنرا مشابه به دفتر جمعیت اسلامی، جنبش ملی و حزب وحدت خوانده بود. زمانیکه این کاغذ به حامد کرزی رئیس جمهور وقت سپرده شد، نامبرده در برابر آن عکس العمل شدید نشان داد و این طرح در بی باوری وی نسبت به دفتر قطر نقش مهمی رابازی کرد.
رئیس جمهور کرزی این طرح را نمایانگر عزم امریکا مبنی بر تقسیم نمودن افغانستان به مراکز متعدد قدرت خواند که در آن گروه های مختلف نمایندگی از اقوام عمدۀ این کشور خواهند کرد. رئیس جمهور پیشین فوراً مجلس بزرگ رهبران جهادی و سیاسی را در قصر گلخانه فراخوانده و این تشویش خود را با آنها شریک ساخت. هر چند بعضی ها بر حقانیت برداشت رئیس جمهور حامد کرزی و عمق توطیۀ امریکا زیاد پی نمیبردند اما باز هم با تحلیل وی موافقه نشان دادند.
پنتاگون اخیراً راپوری را در ماه جون 2015 منتشر کرد و در آن بیان داشت که گروه های مختلف تروریستی طی سالهای آینده توجه خود را برمناطق خاصی از خاک افغانستان متمرکز خواهند ساخت. این راپور نقشه ایرا که امریکا برای افغانستان ترسیم نموده است برملامیسازد. در راپور پنتاگون آمده است که داعش در حال سربازگیری است بر شمال و شمال شرق افغانستان، گروه حقانی بر تعدادی از ولایات جنوبی و جنوب شرقی، القاعده بر میدان وردگ، غزنی و زابل و بالآخره طالبان بر ولایات جنوب غربی تمرکز خواهند کرد.
از سوی دیگر در عمل می بینیم که عده یی از رهبران حکومت فعلی نیز تحت نام مبارزه با داعش راه مسلح کردن افراد غیر مسوول را براساس وابستگی های قومی در پیش گرفته اند و عملاً قوتهای مسلح دولتی رابمثابۀ مدافعین این خاک از نظر انداخته اند.
جنرال عبدالرشید دوستم معاون اول ریاست جمهوری در روز های عید فطر به شمال کشور رفته از دفاع خودی حرف بمیان آورد و تا حد استنطاق از یک «تروریست» زخمی پیش رفته آن را از تلویزیون ملی نشر کرد. حاجی محمد محقق معاون دوم ریاست اجرائیه در پیام عیدی خود از دفاع خودی هزاره ها و استفاده از هر سلاحی بدسترس شان قرار بگیرد سخن گفت، ایضاً عطا محمد نور والی بلخ.
انکشافات فوق الذکر در حالی در شمال کشور رخ میدهد که امکان دارد ادامۀ مذاکرات مستقیم صلح میان طالبان و هیأت حکومت افغانستان که در مری پاکستان آغاز شد تفرقه بین طالبان را بوجود آورده و باعث تشدید جنگ در بعضی از ولایات گردد. در نتیجۀ این جنگها امکان آن موجود است مناطقی در دست طالبان سقوط نماید. اینگونه وضعیت باعث خواهد شد افغانستان درگیر جنگ بی پایان با تروریستانی گردد که با نامها و عناوین جدید در حال تبارز هستند. در عین زمان مبارزه علیه تروریستان نیز بجای دولت و توسط نیروی های مسلح دولتی توسط گروه های مسلح غیر مسوول قومی به پیش برده خواهد شد.
این وضعیت افغانستان را به یک «یاغیستان» تمام عیار تبدیل خواهد ساخت که فراتر از حالت «وزیرستانی» برای صدور تروریزم به کشورهای منطقه ضروری پنداشته میشود. درین یاغیستان جنگ همه علیه همه جریان خواهد داشت و امریکا در گردو غبار وضعیت ناروشن و از برکت ناتوانی عدم جوابگو بودن حکومت مرکزی شرایط دلخواه جهت گسترش دامنۀ جنگ و ناامنی در منطقه سود خواهد برد.
ضروریست درین میان نقش تفاهم نامه ایراکه توسط معاونین ریاست عمومی امنیت ملی و سازمان آی اس آی در ماه ثور به امضاء رسید برجسته بسازیم. این تفاهمنامه پلان بزرگ امریکا برای منطقه را به مرحلۀ اجرایی داخل میکند. حامد کرزی با درک خطرات این تفاهمنامه در مقابله با آن عکس العمل شدید نشان داد.
تفاهمنامۀ مذکور دستگاه و تجارب آی اس آی رابصورت تدریجی به افغانستان انتقال داده ریاست امنیت ملی افغانستان را در خدمت آن قرار میدهد.
مفاد مواد مختلف تفاهم نامه با آی اس آی در صورت عملی شدن نوعی فضای رعب و دیکتاتوری را در افغانستان بوجود میآورد، فضایی که لازمۀ عملی شدن نقشه های استخباراتی و خطرناک است. خلاصه اینکه آنچه را که آی اس آی در طول بیشتر از یک دهه در وزیرستان و سایر نقاط قبایلی انجام داد و در نتیجۀ آن تروریزم را تقویه و آتش جنگ را در افغانستان بر افروخت با عملی شدن این تفاهم نامه بعد از ین در افغانستان انجام داده و جنگ را به آسیای مرکزی و سرحدات چین و روسیه گسترش خواهد داد.
پایگاه های امریکا که ظاهراً بنام مبارزه با تروریزم و تربیت نیروهای مسلح افغان ساخته شده اند برای روشن کردن و گرم کردن جنگ جدید نقش رهبری کننده بعهده خواهند داشت.
وضعیت متزلزل سیاسی، ضعف مؤسسات دولتی، مسلح شدن گروه های غیر مسوول تحت نام دفاع خودی، تقسیمات جغرافیوی بر اساس وابستگی های قومی، وضعیت ناگوار اقتصادی توأم با افزایش فقر و بیکاری محیط مساعدی را برای آنچه فراهم خواهد کرد که مارتین دیمپسی لوی درستیز امریکا آنرا «ایجاد مرکز مبارزه علیه داعش» میخواند اما در واقعیت امر این مرکز، مرکز تربیت، تنظیم و تقویت تروریستان و فرستادن آنها به کشور های منطقه خواهد بود.