-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۴ تیر ۲۳, سه‌شنبه

ترسیم خط برزخ در تاریخ ایران

وقفه یی بدون تاریخ میان هیولا های تمدن
ایران از تمدن کهن نسب میبرد و اسلام را، در جنگ های اجتناب ناپذیر تمدن ها صرفاً همچون عصای جادو استعمال میکند.
توافق بین ایران وغرب، پس انداز کردن فرصت هاست و اعتباری برای آینده ندارد.


سرانجام خبرگزاری ها اطلاع داده اند که بین ایران و جهان غرب ( قدرت های اول نظام سرمایه داری) جهت سرپوش گزاری بر آتش فشان تاریخی بحران هسته ای ایران به توافق رسیده اند. اما آموزه های تاریخ شناخته شدۀ انسانی به ما می گوید که نه تنها در دنیای واقعی، حتی در کرانه ناپیدای اسطوره های انسان، خدایان همیشه با یکدیگر در نبرد اند.
در اصل ماجرا، هیچ توافقی نمیتواند آینده را ضمانت کند. داروندار ایران، غرور سه نسل و امنیت اجتماعی وفرهنگی ایرانیان طی سی سال اخیر، در سبد هسته یی گذاشته شده است.
اما این چرخش دردناک، چه پسامد ها و پس درد های ویرانگر خواهد داشت؟
هیچ کسی توان پیشگویی درین زمینه را ندارد.
رژیم اسلامی- کوروشی که با تمام دنیا بالذات سر تقابل دارد، سرانجام ( دم نقد) درجا زده است. احساس من این است که هیولای این سازش، یا سازو سامانۀ رژیم اسلامی را از درون می بلعد؛ یا فیل کوه آسای اعتراض وسرپیچی دایمی که در لایه های اصلی سپاه پاسداران درگردش است، می تواند به ناگه، خفقان بگیرد و از چهارچوب خانه بیرون زند وممکن است منطقه را ویران کند. توقف دادن ایران برای هیچ قدرتی در دنیا، ممکن نیست.

یگانه استدلال من، ازین نکته برمی خیزد که در توافق حاصله، آمده است که بازرسان سازمان انرژی اتمی در جریان نظارت بر فعالیت اتمی ایران، هرلحظه، شب یا روز، درهرکجا،  مجاز به پافشاری برای بازدید مراکز نظامی هستند. تقاضا های مجاز به هدف تفتیش مراکز حساس هسته یی، درهر زمان و در هر شرایط، به مفهوم لگد مال کردن شخصیت ذاتی رژیم اسلامی است. «شیطان بزرگ» درهمیاری یا شیاطین همراه، تاریخ و عظمت های تبلیغ شده و ترس اندازی های بی دریغ ایرانیان را صفر می سازد.
 آیا چنین توافقی قابل اجرا است؟ آیا راه امریکا پس ازین به حوزه آسیای میانه سهل تر باز خواهد شد؟ معامله های به خط نیامده درین توافق ممکن است بسا چیزهایی دیگری باشند.
من به اجرای بی درد سر چنین توافقی که از سر ناگزیری حاصل آمده، به شدت مشکوکم. این توافق به سرکوب همه جانبه روح توفانی آلمانی ها در پایان جنگ دوم جهانی شباهت دارد. دیدیم که روح یاغی اصالت و برتری جویانه یک ملت کهن (آلمان) چه گونه تمدن بشری را در جنگ دوم جهانی تا و سر کرد. فقط یک تصادف بود که بشریت، بقای خود را بازیافت. 
ایران امروز، با انباشته های عظیم تمدن کهن فارس، مسلح با شمشیر اسلامِ غیرقابل اصلاح، ثروت افسانه یی و حضور عالمگیر در جنگ پنهان، بعید است روح خود را دو دسته تحویل تمدن برتر غرب بدهد. قدرت ناشناخته ایران، کم توانی و فروکاست در کارزار تقابل جهانی برای فتح یا کنترول بر جهان را بر نمی تابد. از نظر من، این توافق یک وقفه short break برای پیشگیری از یک انفجار بی تکرار در تاریخ بشر است. هیچ کشوری که دعوای برتری وبرابری دارد، نمی تواند در عذابکده برزخ، خانه آرامش برای خود بنا کند و یا حتی فرض کند. 
عصای روح یک ایرانی، اسلام نیست؛ ارواح پس انداز شدۀ امپراتوری های به خواب رفته است.
ترس ایرانیان از صفر شدن تاریخ رستاخیز برای بقای قدرتمند، فزونی می گیرد. این توافق، مارکیت آینده در تمدن بشر را که ضامن بقای قدرت های نوظهور تعریف می شود؛ از دسترس ایرانیان خارج می کند. تاریخ انسان گواهی میدهد که هرگاه میان انباشت ثروت و روش توزیع در جامعه بشری، فاصله فاحش رونما می شود، موازنه حیات با خطر مواجه می شود. آنگاه، خدای خون و آتش به مدیریت اوضاع آغاز می کند.
 درچنین شرایطی است که تمدن ها فرومی پاشند و جای خود را به نیروهای خشن تر و با انضباط تر رها می کنند. احتمال دارد ایران نفسی تازه کند تا کار سلاطین عرب را در جنگ سوریه، عراق و یمن، و حتی افغانستان، زار کند. اما این یک داروی مسکن موقتی است و درمانی برای پاکسازی عفونت اصلی تضاد عمومی محاسبه نمیشود. هماره (غالباً) اتفاق افتاده تا چرخ تاریخ، موقع میدهد یک دور صد ساله پیموده شود. گفت وگوی تمدن ها یک اوتوپی است. تمدن ها زبان مشترک ندارند؛ چون درون انسان در بحث سود و زیان، الفبای یک زبان واحد را در اختیار ندارد. این زبان، قابل اختراغ هم نیست.