------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

در حال بارکردن…

ه‍.ش. ۱۳۹۴ مرداد ۱۲, دوشنبه

خراسان جدید با قمچین جنون بیدار میشود.

اشاره: به نظرمیرسد که پس از قریب به هفتاد سال، نگاه سیاستگران درکابل نسبت به منازعه با پاکستان متحول شده است.


در پروژه امریکا طالب به آخرخط رسیده است و باید از مأموریت نظامی به موقعیت سیاسی ریزرفی عبور کند. پاکستان هرگز حاضر نیست که فرزند اپراتیفی و راهبردی خود را که با آن همه عرق ریزی و آزمونگردی ها به کمال رسانده، از دست بدهد و تماشاگر صحنه یی باشد که در آن، طالب در شکم داعش فرو برود.
حضور طالب به عنوان سازمان جنگی که اختصاصاً به سیاست پاکستان خدمت می کند، دیگر برای امریکا درمنطقه و افغانستان، تنها یک تهدید و یک هشدار نیست؛ دوام این کشمکش پروژۀ عملیات راهبردی درماوراء افغانستان را به تعویق می اندازد. 
پاکستان داعش را رقیب و گورکن منافع خود می داند. داعش با شعاری نوستالژیک به قلمرو های غیر پشتون وارد عمل شده و مأموریت فراتر ازطالبان برعهده دارد. داعش، همان گونه که طالب ومجاهد، قواعد اسلام میانه وغیرافراطی را از بین بردند، به نوبه خود، غول خیالی خراسان تاریخی را نه از زاویه ارزش های فرهنگی ومدنی بلکه با قمچین جنون مذهبی وسلاخی بیدار کند. دولت خراسان اگر مرز های خود را ترسیم کرده و از آن دفاع بتواند؛ هیچ ضمانتی وجود ندارد که به سوی شبه قاره به خصوص پاکستان تاخت برندارد.
تشکیل دولت خراسان، بزرگترین بهانه برای یک درگیری منطقه یی و سپس جهانی درحوزه افغانستان خواهد بود.

هندی ها حاضر اند در پروژه داعش، به آمریکایی ها به خاطر تأمین هزینه های آن آفر بدهند؛ مشروط براین که امریکا سیاست پاکستان گرایی را یکسو نهاده و آن لانه تروریزم سنتی را متروک سازد. اما این پیشنهاد برای امریکا خطرات زیاد دارد. حضور امریکا در حوزه افغانستان نتیجه استفاده از راه های زمینی وهوایی پاکستان است. علاوه برآن، در15 سال سیاستگران چند پدره در افغانستان قادر به جلب اعتماد قدرت های بزرگ نشدند و اثبات نتوانستند که می توانند برای قدرت های سرنوشت ساز جهانی، درین گوشه دنیا شرکای مطمئنی هستند. 
افغانستان چانس خود را ازین ناحیه از دست داده است. امریکا اردوی جنگی افغانستان را تا زمانی که رهبری سیاسی، با افکار قدیمی خویش ( تهدید به پاکستان با دست خالی وجیب خالی) وداع نگوید، تجهیز نخواهد کرد. انحراف سیاسی درافغانستان، ذاتی است و برخورد لجوجانه با متغییر های امروزی، دربهترین حالت، تکرار سوگند های پاکستان برای حفظ جنگ در افغانستان است. چون دیگرراهی به پاکستان باقی نمی ماند.
پس راهی که به تصور درمی آید، تمرکز روی یک معاملۀ مفید است که نه جلو داعش را سد کند و نه، طالبان از مالکیت پاکستان فرار کند. چفت وبست چنین معامله یی احتمالی را نمیتوان شرح داد؛ اما بدون یک سازش هم پروژه داعش متوقف می شود و هم، افغانستان به یک «صوبۀ» زخمی تا زمانی نا معین باقی می ماند.
امریکا وانگلیس وقت زیادی ندارند. دنیای سرمایه ناگزیر است که قهری را به مرحله اجرا بگذارد که کمتر در دیگر جا ها آن را استعمال کرده است.