------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

در حال بارکردن…

ه‍.ش. ۱۳۹۴ مرداد ۲۳, جمعه

جنگ فرساينده با بيرحمى يزيدى و سنگدلى چنگيزى

بخش بزرگ اين تباهى به كمك سخاوتمندانه ى گروه ها و زير ساختهاى اخوانى گرى ستيزه گر سالهاى پايانى "جنگ سرد" زير عنوان "برادرى دينى" و "انترناسيوناليزم اسلامى"، در لفافه ى فريبنده ى "جهاد" پياده گرديد.

نویسنده: غرزی «لایق»


نيت تأريخى آناني كه پاكستان را به حيث يك كشورى با صبغه ى دينى در قلب آسيا در يك زايمان دردناك به دنيا آوردند، منجمله در جلوگيرى از هجوم و نفوذ انديشه و عمل كمونيستى و تقرب روسها به جانب نيم قاره ى هند ترجمه مى شود. و زماني كه پس از قيام نظامى ٧ ثور ١٣٥٧ لبه ى ترازوى بازى هاى قدرت در افغانستان به نفع اتحادشوروى سابق سنگينى كرد و قول و قرار هاى پيشينه ميان دو بازيگر اصلى تياتر جنوب آسيا زير پا شد، افغانستان به ميدان جنگ منافع همان بازيگران كهنه كار اصلى مبدل گرديد. اين جنگ فرسايشى پاكستانِ تجريد شده را در صدر جدولِ وسيله هاى رسيدن به هدف قرار داد. 
يكى از بد نيتى هاى دولتهاى پاكستان و زمامداران طراز نخست آن كشور از بدو بنيانگذارى آن و تا روزگار ما در اين طرز انديشه كوتاه ميگردد كه با دريغ و درد ذلت و زوال پاكستان را در نيرومندى دولتهاى همسايه، به ويژه افغانستان جستجو ميكنند. باورمندى افراطى به همين انديشه يكى از ستون هاى سياست خارجى پاكستان در رابطه با افغانستان را ميسازد.
جنگ فرسايشى جارى در افغانستان كه شيپور بيصداى آن هنوز از نخستين روز هاى زمامدارى سردار محمد داؤد خان نواخته شده بود، اينك از مرز چهار دهه گذار ميكند. پيامد هاى شرمگنانه ى اين جنگ كه مد و جذر هاى گونه گون و مرحله هاى خونبار را از سر گذشتانده و در معادله ها و معامله هاى لحظه ها به كرات آدمها و ساختار هاى افغانى را گوشت دٓمِ توپ ساخته است، در تخريب پايه هاى اقتصادى كشور، بى ثباتى در دولتدارى، بى باورى در مردم، تنشهاى دينى و پرخاشهاى قومى، زوال فرهنگى، حذف سربلندى هاى تأريخى، بى ايمانى به آينده...اظهر من الشمس اند. 
بخش بزرگ اين تباهى به كمك سخاوتمندانه ى گروه ها و زير ساختهاى اخوانى گرى ستيزه گر سالهاى پايانى "جنگ سرد" زير عنوان "برادرى دينى" و "انترناسيوناليزم اسلامى"، در لفافه ى فريبنده ى "جهاد" پياده گرديد. در مراتون مضمحل ساختن بنياد هاى دولتدارى و ارزشهاى مردمى در افغانستان تمام ساختار هاى "جهادى" و تنظيم ها و سران تنظيمى ، بدون استثنا، دوشادوش حكومتهاى پاكستان خالصانه و صادقانه هم آواز شدند و در تحليل نهايى نفوذ بى قيد و شرط و رايگان شبكه هاى افغان دشمن پاكستان را تا تار و پود مناسبات افغانى چاره سازى نمودند.
امروز، زمانيكه كاردِ بران كينه ى دولت پاكستان از گلوى مردم بينواى افغانستان ميگذرد، زمانيكه شهر ها پى يكديگر به كربلاى معلا مبدل ميشوند و صداى مهيب انفجار خمپاره ها وجدان آدميت را تا دور ترين گوشه هاى زمين به لرزه مى اندازد و درياى خون بى گناهان و بى خبران دارد تا كمر ها ميرسد، مگر ريشداران بزرگ عصر "جهاد" و "قهرمانان" فتح افغانستان به غير از بازديد هاى فرمايشى جايگاه انفجارات و سرزدن نمايشى به بيمارستانها و عيادت رنگ باخته ى زخمى هاى چنين شرارت ها، حرف جدى، حساب شده و باورمند به خاطر تسكين سوگ افغان و بيرون رفت از هيولاى جنگ و رهايى از دام شعبده هاى پاكستان براى گفتن دارند؟ 
حكومت، شورا، قضا، ارگانهاى امنيتى دولتى و نيز مخالفين دولت در طيف گسترده ى ساختار ها، گروه ها، داره ها، بندار ها، خيل ها و سرخيلها و آنانيكه از به سينه زدن سنگ وفاداراى به پشتون و تاجيك و ازبك و هزاره نان حرام كمايى ميكنند در يك معجون بد ذائقه و بد تركيب از احزاب و تنظيمهاى خورد و خمير شده ى "جهادى" و اخوانى گرى عصر نوين، پاكستان را و آى اس آى را و طالب را و داعش را و همه ى گژدم و غندل روزگار ما را سخاوتمندانه سرزنش و تقبيح ميكنند و در زنجيره ى متهم ساختن همدگر در همكارى با پاكستان، در چشم خلق خدا خاك مى پاشند و چه ساده فراموش ميكنند كه اين همه مصيبت و خوارى و ذلت، مُهر سخاوت "جهاد" و "جهادى" را بر پيشانى دارد. واويلاى هردو جناح، دولت و مخالفينش تعجب برانگيز است كه هر دو در آركستر هاى جداگانه و با متهم ساختن همدگر، با زير و بم يك ساز و يك آواز، سمفونى "نفرين" و "لعنت" ولينعمت خويشرا سر نموده اند. مردانه تر و شايسته تر ميبود، هرگاه همين ها از تاريخچه ى عبرت انگيز معاشقه هاى خويش با اين "اهل شر" مى سرائيدند و در برابر هر كشته ى و زخمى هر انفجار بيان ندامت و سرافگنده گى ميكردند. 
به ندا ها و فراخوانهاى ضد پاكستانى اهل شرارت و سينه كشى هاى پاكستان ستيز ايليت "جهادى" مسلط بر روزمره گى هاى افغانستان نه ميتوان باورمند شد! 

[][][]

حالا، اين جنگ فرساينده با بيرحمى يزيدى و سنگدلى چنگيزى دارد در تمام ابعاد نا خجسته ى آن در حال شاخ و پنجه كشيدن است: جنگ با طالب، جنگ طالب با طالب، جنگ با "جهادى"، جنگ "جهادى" با "جهادى"، جنگ با داعش، جنگ داعشى با داعشى، جنگ با مافيا، جنگ مافيا با مافيا، "جنگ"با پاكستان، "جنگ" با ايران، "جنگ" با دنياى غرب، "جنگ" براى نفوذ در آسياى ميانه، جنگ با دولت، جنگ با مردم، جنگ باخود...
جنگ در كشور به يكنوع روزمره گى و فرهنگ حاكم مبدل گرديده است. ماشين جنگ، پول و منفعت بار ميآورد و بر شمار قصر ها و آسمان خراشها مى افزايد؛ جنگ بر سفره ها رنگينى مى بخشد و جيب ها را پر و پيمان تر ميكند؛ جنگ كار، درآمد و نان ميسر ميسازد و چرخ روزگار را با تندى مى چرخاند؛ جنگ يعنى زنده گى!!! 
اين جنگ با ذائقه ى پاكستانى به جنگ قاره گشايان عصر بيرحمى و ستيزه ى سرمايه مبدل گرديده كه در آخرين تحليل منافع راهبردى زور آوران جهانى را پاسدارى كرده و راه دستيابى به اهداف دراز مدت در منطقه را مفهوم تر ميسازد. 
جنگ و نمايش خشونت و كشتار روى صحنه ى تياتر افغانستان خيلى كنترول شده و پيشبينى شده است. نه ميتوان در جنگ جارى از تصادف ها كناره ماند، اما بقيه، سراپا در جو آگاهانه پيش مى آيد. جنگ در افغانستان نماد شاخ جنگى هاى پرقدرت ترينهاى دنياست كه براى تقسيم دوباره ى جهان شمشير دوسره از نيام كشيده اند. 
هر انفجار، هر ترور، هر كشتار، هر شورش، هر قيام، هر بلوا و هر بى نظمى، در سناريوى عمومى وابسته گى و اشغال قابل ترجمه و تفسير است. هر حادثه در ذات خويش نرخ خويش را دارد. هر انفجار و كشتار وطنداران هردم شهيد، در معادله ى ساده ى سود و ضرر بازيگران بيرونى با دقت تام سنجه ميشود. در جنگ جارى بى محاسبه گى گنجايش نه دارد! 
و اما،
ندا ها و فغانهاى روزمره و پر تكرارِ "وطن در غمت شريكم"، "بدخشان در غمت شريكم"، "بغلان در غمت شريكم"، "خوست و كابل و ننگرها و پكتيا و پكتيكا و قندهار و هرات و زابل و پنجشير در غمت شريكم"...و نمايش بى پايان نمايه هاى و تصوير هاى وحشتزاى خون و كشتار و تن هاى بريان شده در پيآمد هر انفجار و هر ترور و هر آدمكشى بيزارى مى آفريند! 
مشت هاى گره شده و ندا هاى قهر آميز در گلو هاى بغض كرده براى دعوت به قيام و شورش و انقلاب از لندن و امستردام و هامبورگ و وانكوور و سيدنى و نيويارك و پاريس...تنفر مى زايد! 
بيگمان، خيلى آدمانه و خيلى نوعپرورانه است كه جويبارى جستجو كرد تا درد و عاطفه و غمشريكى فردى خويشرا از آن مسير جارى ساخت و افيونى پيدا كرد تا بى اختيارى و بى وسيله گى بى اثرى خويشرا تسكين بخشيد. با اداى حرمت به همه دردديده گان و احساس ميهنى و انسانى شان، مگر اين همه چيغ و بيداد كجاى زخم هزار پاره ى وطن را رفو ميكند؟ 
از "من" نسخه ى راه بيرون رفت نه خواهيد، بلكه به درگاه قصر هاى آنانى دق الباب كنيد كه آغازگر اين سوگ سراسرى افغانى بوده اند! به آنانى مراجعه كنيد كه با سخاوت، پاكستان را در شعله ور ساختن جنگ و نفرت و كينه در كشور همراهى كردند! در يك كلام، به دزدان راه بلد داخل خانه تو جه كنيد و از آنان پاسخ اين همه رسوايى و بدنامى را مطالبه كنيد! نسخه ى بيرون رفت از باطلاق شرارت پاكستان بايد از دماغ كسانى طراوش كند كه به اين بازى ناپاك عليه مادر وطن پرداختند و دامان عزيزش را با گند پاكستان مشربى آلوده و لكه دار ساختند! 
مردم بلاپرورده ى كشور دست و پا بسته در گرو طلسم همين سرداران و قصر نشينان عصر "جهاد" گير كرده اند و معصومانه به مرگ تدريجى وطن سربلند خويش نظاره ميكنند!
به بينوايى افغان و ناعلاجى افغانستان متأسفم!