------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

در حال بارکردن…

ه‍.ش. ۱۳۹۴ مرداد ۲۲, پنجشنبه

کجاست اسلامی که مرز ندارد؟

افغانی بگیر
گلشهر امروز روز سختی را از سر گذراند
سید جمال الدین سجادی


صبح با صدای تلفن بیدار شدم، یکی از دوستان گفت که در فلکه و اول گلشهر "افغانی بگیر" بشدت جریان دارد.
با خودم گفتم این هم مثل تمام مشکلاتی است که در طول سی سال مهاجرت در اینجا تجربه کرده ایم.
بعدتر تلفن های دیگری از سایر دوستان آمد و همگی این مسئله را یادآور می شدند، باید کسی کاری می کرد اما هیچ کس اینطور مواقع کاری نمی کند و همه نظاره گرند.
بهرترتیب، محمد زنگ زد و گفت بیا که برویم!
ناگفته منظورش را فهمیدم که چه نقشه ای در سر دارد، مدارکمان را در خانه گذاشتیم و راه افتادیم تا خود را در معرض گرفته شدن قرار دهیم، از بازار شلوغه آمدیم، بازار شلوغه خلوت بود و ملخ پر نمی زد، به فلکه رسیدیم، برعکس همیشه که فلکه شلوغ و پر جنب و جوش بود اینبار هیچ کسی نبود، خبری از کارگرهای دور فلکه هم نبود و گویا گلشهر در حالتی غریبانه کز کرده بود.
هوای گلشهر بوی ناامنی می داد، مردها نبودند، زنها در گلشهر تردد می کردند و سکوتی عجیب خیابانهای گلشهر را در بر گرفته بود، تو گویی گلشهر هم ترسیده بود که مبادا بگیرندش!
با تاکسی به اول گلشهر آمدیم، خبری نبود، گویا دیر رسیده بودیم و آنها که باید گرفته شوند، گرفته شده بودند.
بیش از 90 درصد کسانی که گرفته شده بودند کارگرهایی هستند که برای لقمه ای نان آجر روی آجر می گذارند و کاری به هیچ چیز دیگر ندارند.
اینها جرمشان چیست؟ به چه جرم ناکرده ای باید اینگونه تحقیر شوند؟ مگر اینها مسلمان نیستند؟ مگر اینها انسان نیستند؟ 
پس کجاست اسلامی که مرز ندارد؟
به چه حکمی باید به یک انسان اینگونه توهین شود؟
مگر کرامت انسان مساوی با کرامت خانه خدا نیست؟
پس چرا در کشوری که داعیه اسلامی بودن دارد چنین رفتاری با محرومترین انسانها اعمال می شود؟
پس چه شد اینهمه شعارها که ما مرز مشترک، زبان مشترک، دین و مذهب مشترک و فرهنگ مشترک داریم؟
مگر انسان با انسان فرق دارد؟
این کارگرها به چه کس و کسانی ظلم کرده اند که اینگونه باید تقاص پس بدهند؟
مگر نه اینکه همیشه در بدترین شرایط کار کرده اند و کمترین حقوق را گرفته اند؟
مگر غیر از این است که نصف بیشتر بناهای ایران را کارگران افغانستانی ساخته اند؟
پس چرا باید اینگونه تحقیر شوند؟
این مسئله آنقدر برای من سخت تمام شد که نتوانستم ننویسم، آنقدر برایم سخت تمام شد که نتوانستم نقض کرامت انسان مسلمان در کشوری مسلمان را تحمل کنم، آنقدر بغرنج بود که احساس کردم اگر ننویسم بزدلی بیش نیستم و پیش وجدان خودم سر افکنده ام.
خیلی ها دلشان می خواهد بنویسند اما نمی توانند، می ترسند که کارت اقامتشان قیچی شود و همین وضع اسفبار را هم از دست بدهند، شاید من را هم ببرند، اما ترجیح می دهم یک انسان آزاد باشم و در برابر بی عدالتی سکوت ناجوانمردانه نکنم!