------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

در حال بارکردن…

ه‍.ش. ۱۳۹۴ مرداد ۲۱, چهارشنبه

کتاب اشتباه کرزی، روی میز دکترغنی

سفر هیأت عالی دولت کابل به اسلام آباد، از نظر مضمون و ازنظرزمانی، مطلق پوچ است. این ها چه  چیزی را به پاکستان خواهند گفت... 


سفرهیأت سه نفری مسئولان امنیتی ودفاعی جمع وزیرخارجه که قرار است به اسلام آباد برود، تکرارحزن انگیز اشتباهات سیاسی کرزی- فهیم است؛ علاوه برآن،  خون های ریخته شدۀ صدها تن از شهروندان بیگناه خشک نشده و افکارعمومی به شدت علیه سیاست های زبونانه و مماشات بی حاصل، هنوز داغ است. چشم بستن بر حساسیت مردم، اهانت به مردم است.

اگر از این همه هواپیما سواری ها آبرویی برای افغانستان کمایی می شد؛ از 21 بار سفر حامد کرزی به پاکستان، یک چیزی حاصل می شد. 
پاکستان وافغانستان ازمنظر جئوپلتیک، همانند دوقلوهایی اند که از فرق سرتا بند های پا، به درازای 2500 کیلومتر به همدیگر چسبیده اند و جدا سازی این دو، از نظرعملی، مرگ و تجزیۀ هردو است و تحمل چسپیده گی «ابدی» نیز جنگ ابدی را ( البته به زبان وبربادی دایمی افغانستان) با خود دارد.
تقدیر ما چنان است که ازنظراقتصادی وامنیتی، ما از طریق پاکستان نفس می کشیم. بدتر آن که، پاکستان شریک استراتیژیک امریکا وانگلیس است.
 امریکا برای استقرار دروسط آسیای مرکزی وجنوبی، فقط هوا و زمین پاکستان را دراختیار دارد. افغانستان برای امریکا، صرفاً یک قرارگاه نظامی و پاسگاه دیده بانی شبه قاره هند و آسیای مرکزی است. مهم تر از دو مورد قبلی، این است که یک اردوگاه سیاستگران هوشمند و آگاه به ماهیت بحران منطقه و افغانستان، درکابل مستقر نشد تا غرب وامریکا را به عنوان یک شریک با اعتماد، قانع و دلگرم کند.
افغانستان از فرصت طلایی (حضورابرقدرت های غربی) برای ماندگاری و قوتمندی زیرساخت های اقتصادی وسیاسی نتوانست بهره ببرد. ما ازنظر سیاسی، ورشکست شده ایم. بهترین مثالش، سخنان امروزین حامد کرزی است؛ فردی که باید از 14 سال تجربه، یک چیزی درچنته ی میداشت. وی گفته، اگر جنگ تن به تن و نبرد شمشیر می بود، بیرق ما امروز در واشنگتن دراهتزاز بود.
این، اوج افول سیاسی و سیاسی گری عامیانه است.
 یک لحظه فکرکنید که وی خوب خیال پردازی کرده؛ اما فوری سوالی در ذهن تان می آید که شمشیری های افغان که گویا درجنگ بدویت، برنده شده اند؛ چه گونه هزاران کیلومتر فاصله دریایی تا امریکا را می پیمودند؟ این شمشیرزن ها، به جای طیارات ما فوق سرعت صدا، الاغ و قاطر در اختیار دارند. آدم های شکسته ریخته و گرسنه، که از موقعیت وتاریخ خود بی خبر است؛ چه گونه شمشیر می راند؟ دقیق ترین حرف این است که «کنجاره خواب دیدن» درمان معضل افغانستان نیست. این سخنان، خاطره یی را به یادم می آورد. 
درمحبس پلچرخی کسی به نام مدیریاسین بود که از جور روزگار، عقل خود را از دست داده و خودش را لخت مادر زاد میکرد و درهمان حالت بینی بریده گی، دربحث های سیاسی هم سهم می گرفت. او میگفت: قربان خدا شوم، درین زندان، کسی دیوانه شده، کسی عقلش را از دست و شماری هم پاگل شده وخود را بیخی باخته اند اما فضل خداوند، زندان بالای من هیچ تأثیری نکرده است!
وقتی ارشادات عامیانه کرزی را خواندم، بی اختیار همین خاطره درذهنم زنده شد.
سخن برسر این بود که هیأت کابل در اسلام آباد، سرخورده تراز همیشه، برخواهند گشت. بدون اجرای گسترده کارزار ضد حمله، پاکستانی ها فقط به ریش شما خواهند خندید.  برخی گروه ها که زمانی مدعی شکست دادن شوروی بودند، حالا مثل موش ها غار میپالند و قریب است که تمام کتابچه های پاسپورت در ریاست پاسپورت را به شکل داوطلبانه، پیش خرید کنند.