------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

در حال بارکردن…

ه‍.ش. ۱۳۹۴ مرداد ۱۳, سه‌شنبه

چرا مرگ ملاعمر دو سال مخفی ماند؟

نویسنده: محمدرضا فرقانی  سفیر سابق و تحلیلگر مسایل افغانستان
طالبان در دست سرویس‌های اطلاعاتی


دیپلماسی ایرانی: نخستین نکته درباره ملاعمر، گذشت بیش از دو سال از مرگ اوست که در یکی از بیمارستان های پاکستان اتفاق افتاد. این خود سوال بزرگی است که چرا دو سال و نیم مرگ ملاعمر اعلام نشده و پنهان نگه داشته شده بود؟ به طور حتم اطلاع پاکستانی ها از این موضوع انگشت اتهام را متوجه آنها خواهد کرد. پاکستان با مخفی نگه داشتن مرگ ملاعمر نقش اساسی برای تحولات پس از مرگ داشته و خود را در این زمینه آماده می کرد.

نکته دوم اینکه، پس از تایید رسمی مرگ ملاعمر در هفته گذشته آن هم پس از دو سال، بحث و درگیری ها برای جانشینی او مطرح شده است. در حال حاضر سه گروه در میان طالبان وجود دارد که مباحث رهبری حول آنها مطرح است. اولین گروه طرفداران ملامحمد اختر منصور است. او فرمانده نظامی قدرتمند طالبان و معاون ملاعمر بود. گفته می شود طی دو سال گذشته تمامی اطلاعیه هایی که به اسم ملاعمر صادر می شده، ملااختر آنها را صادر می کرده و او با کمک پاکستانی ها، طالبان را رهبری می کرده است.
فرد دیگر ملایعقوب پسر ملاعمر است که عده ای از فرماندهان طالبان پیرامون او جمع شده اند. آنها معتقدند با توجه به جایگاه ملایعقوب، احترام به ملاعمر و همچنین با توجه به اینکه رهبر طالبان باید از نسل ملاعمر باشد، بنابراین بهترین فرد برای رهبری ملایعقوب است. گروه دیگر در اقلیت طالبان، طرفداران ملاطیب آغا است که گرایش به فعالیت های سیاسی و دیپلماتیک دارد. او که مسئولیت دفتر قطر را بر عهد دارد، معتقد است با توجه به اینکه طی ده سال گذشته طالبان نتوانسته از طریق نظامی به اهداف خود دست یابد، بنابراین می توان با گفت وگو و مذاکره به اهداف دست یافت.
نکته سوم بروز اختلافات درونی بر سر جانشینی ملاعمر در گروهی مانند طالبان بوده که امری بدیهی و قابل پیش بینی است زیرا در همه سازمان ها و نظام های توتالیتر و فردمحور، پس از مرگ رهبر خودکامه، بر سر جانشینی او اختلاف پیش خواهد آمد و حتی به درگیری نیز خواهد انجامید. بنابراین طالبان نیز از این قاعده مسنثنی نیست. اما نکته مهمی که در ابتدا نیز به آن اشاره شد، موضوع مخفی نگه داشتن مرگ ملاعمر طی دو سال گذشته بوده است.
به نظر می رسد هدف اصلی از این اقدام، فراهم آوردن ترتیبات و مسایل حول مرگ ملاعمر به عنوان رهبر طالبان و اتفاقات و حوادث ناشی از مرگ اوست که بتوانند طالبان را به سمت و سوی مورد نظر سوق داده یا هدایت کنند، به نحوی که به نفع کشورها، سازمان یا افراد ذی نفع باشد.

علاوه بر پاکستان، به طور حتم سازمان های اطلاعاتی آمریکا و عربستان و برخی کشورهای اروپایی از مرگ ملاعمر باخبر بوده اند. بنابراین نمی توان بی اطلاعی آنها را مورد قبول دانست اما سکوت آنها و حمایت از پاکستان و دستگاه های اطلاعاتی این کشور، به منظور انجام تمامی سازماندهی ها و اعلام جانشینی او _ ملااختر منصور _ بوده است. با این حال با وجود تمامی تلاش های کشورهای خارجی به خصوص پاکستان، اختلافات بروز خواهد یافت و کم و بیش طالبان دیگر آن سازمان منسجم نخواهد بود.
اعلام مرگ ملاعمر پس از موفقیت های داعش در افغانستان، بر اساس اطلاعات مراکز خبری و سیاسی، حاکی از آن است که داعش توانسته در تعدادی از ولایت های این کشور حضور رسمی و نظامی داشته باشد. اعلام مرگ ملاعمر در این برهه از زمان بی ارتباط با قدرت گرفتن داعش نیست زیرا این موضوع به گسترش فعالیت ها و یارگیری داعش از میان طالبان کمک خواهد کرد. باید توجه داشت که در گذشته یارگیری داعش از میان نیروهای طالبان بوده است.

نکته چهارم اینکه گرچه طالبان یک سازمان داخلی و برآمده از تحولات بعد از پیروزی مجاهدین و جنگ بین گروه های جهادی بوده است اما باید توجه داشت که سازمان های اطلاعاتی کشورهای دیگر به خصوص پاکستان نقش اساسی در شکل گیری آن داشتند. در واقع سازمان طالبان زاییده فکر، تلاش، نقشه ریزی و تامین بودجه کشورهای پاکستان، آمریکا، انگلستان و عربستان است. به همین دلیل بیش از آنکه افغانستانی ها و طالبانی ها خواهان تصمیم گیری در مورد مسایل داخلی و فعالیت های آن باشند، سرویس های اطلاعاتی کشورهای خارجی به خصوص پاکستان، برای آنها دیکته کرده یا موقعیتی را به وجود می آورند که طالبان تصمیمات لازم را به نفع آنها در نظر بگیرد. از این رو طالبان در اختیار سرویس های اطلاعاتی کشورهای خارجی باقی خواهد ماند. مهم ترین دلیل مخفی نگه داشتن مرگ ملاعمر و موفقیت بسیار چشمگیر سازمان های اطلاعاتی به خصوص پاکستان در مخفی نگه داشتن مرگ او، نشان از تداوم همین خط سیر و تلاش ها خواهد بود.