------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

در حال بارکردن…

ه‍.ش. ۱۳۹۴ مرداد ۱۹, دوشنبه

نامه سرگشاده جنرال لطیف به دکترعبدالله

نامه زیر را از برگه فیس بوک جنرال لطیف برداشتم. ایشان برادر دکتر عبدالله است. لطیف در سالهای هشتاد مدیر سازمان جوانان وزارت دفاع بود و بعد ها معاون ریاست سیاسی وزارت دفاع شد.
جنرال لطیف  دو روز بعد، نامه کوتاه خود را براثر فشار و اوقات تلخی دکتر عبدالله، از برگۀ خود برداشت.



عبدالله جان آرزوی تندرستی ات را دارم.
 کلمه برادر را پیش از نامت نگذاشتم که نه دوستان جهادی ات بر شما مظنون شوند و نه یاران من در اشتباه.
 این نامه را از درد زیاد ناشی از بیکاره گی دولت موجود که توهم یکی از زمامداران آن استی مینویسم. اگر هنوز در اپوزیسیون میبودی پشتیانی ات میکردم ؛ مانند زمان انتخابات های کشاله دار، چون شاید از درد مردم میگفتی و سفته هایت ارزش مکث میداشت.
اما هم درزمان گویا حاکمیت مجاهدین یعنی خودتان، از طریق شما به آن آمر مرحومت نوشتم ( و هم درجریان انتخابات که با تاسف تاریخی نتایج همان شد که باید نمی شد)، من درپایان یک نامه سه ورقی به آن آمر مرحومت نوشتم که کسانی که اهمیت وظایف لحظه تاریخی را درک و عمل متناسب نکنند ، تاریخ برایشان آش دهن سوز میپزد. اگر آن ورقها را رسانده باشی و او خوانده باشد، حال خودت درهمان مقام و موقفی.
 یک نامه دیگر عنوانی آن ملاصاحب فهیم را نیز که در مورد اردو و امکان احیای آن، از ورجنیا عنوانی وزارت خارجه نوشتم و طولش زیاد بود نیز بیاد بیاور. نامه های سری دیروز که به آنها وقعی گذاشته نشده است ، سر گشاده میگردند.
بیاد داشته باش که تاریخ مکار است و بیاد داشته باش که هرگز به کسانی که اهمیت لحظه هایش را نا دیده گیرند، رحم نمیکند. امیدوارم از جفای تاریخ و ازدعای بد مردم در امان باشی.