------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

در حال بارکردن…

ه‍.ش. ۱۳۹۴ شهریور ۲, دوشنبه

داستان زنده گی پدر خواندۀ تروریزم

نویسنده: بروس ریدل
منبع: بروکینگز/ مترجم: علی عطاران

دیپلماسی ایرانی: «حمید گل»، رئیس سابق سرویس اطلاعاتی پاکستان (آی.اس.آی)، که روز 15 آگوست/24 خرداد امسال درگذشت، نمونه تام و تمام یک نظامی پاکستانی مدافع جهاد در عرصه بین الملل بود. میراث او ارتشی است که هم حامی و هم قربانی تروریسم است. به لطف سالها خشونت و فریبکاری او، جنوب آسیا و جهان تبدیل به جای خطرناکتری شده است.
گل که در 78 سالگی در حومه اسلام آباد درگذشت، در سال 1956 به ارتش پاکستان پیوسته بود و در جنگ های سال های 1965 و 1971 علیه هند به عنوان فرمانده تانک مشارکت داشت. او به تدریج تبدیل به دست پرورده ژنرال ضیاء الحق شد و به عنوان فرمانده لشگر زرهی شماره یک پاکستان جایگزین ضیاء الحق شد که در سال 1980 طی کودتایی به قدرت رسیده بود. ضیاء الحق در سال 1987 فرماندهی آی.اس.آی را به گل سپرد و او را جانشین اختر عبدالرحمن کرد. اختر کسی بود که طرح پشتیبانی پاکستان از مجاهدین افغانستان را طراحی کرده بود؛ طرحی که در نهایت لشگر چهلم شوروی را در باتلاق افغانستان گرفتار ساخت. ضیاء و اختر افغان ها را تجهیز و رهبری می کردند، در حالی که عربستان سعودی و آمریکا مسئولیت تأمین مالی جنگ را بر عهده داشتند. بخش اعظم سلاح ها هم توسط چین فراهم می شد. این استراتژی دقیق به گونه ای طراحی شده بود که دیگ جنگ در افغانستان به میزان لازم بجوشد، و به گونه ای سرریز نکند که شوروی، پاکستان را هم مورد حمله قرار دهد. سال 1987 که رسید، شوروی ها در حال باختن جنگ در افغانستان بودند و داشتند آماده عقب نشینی و اذعان به شکست می شدند. درست در زمانی که پیروزی نزدیک به نظر می رسید، ضیاء الحق و اختر در سقوط هواپیما به طرز مشکوکی کشته شدند.
گل پس از ترک افغانستان توسط شوروی دست به طراحی راهبرد جدیدی زد. قرار بود مجاهدین از جنگ چریکی به جنگ متعارف روی بیاوردند و ارتش کمونیست افغانستان را که ساخته دست شوروی ها بود، در کابل و دیگر شهرها شکست بدهند. گل به «بی نظیر بوتو»، نخست وزیر جوان پاکستان، گفته بود که جنگ ظرف چند ماه به پایان خواهد رسید و پاکستان دولت دست نشانده خود را در کابل منصوب خواهد کرد. به نظر می رسید که پیروزی در دسترس است. سازمان سیا نیز همین قدر از پیروزی مطمئن بود.
در اوایل سال 1989، آی.اس.آی با اشتباهی فاجعه بار از مجاهدین خواست که جلال آباد را به محاصره دربیاورند. مسکو سیل سلاح را روانه میدان نبرد کرد و کمونیست های افغان موضع خود را حفظ کردند. مجاهدین قتل عام شدند و به درگیری با هم روی آوردند. آی.اس.آی به جای پیروزی قاطع گرفتار بن بست شد. «بی نظیر بوتو» گل را از کار برکنار کرد. از آن طرف، گل آمریکایی ها را متهم به خیانت کرد.
حمید گل در مقام فرمانده آی.اس.آی به خواسته ضیاء الحق منابع زیادی را هم در جبهه نبرد علیه هندوستان صرف کرد. آی.اس.آی آموزش تروریست های سیک و اسلامگرا را بر عهده گرفت. گل همچنین پدرخوانده «لشگر طیبه» و یار نزدیک «حافظ سعید»، رهبر آن نیز بود. تحت نظارت گل، جبهه جهاد هم در شرق و هم در غرب تقویت شد.
حمید گل بعد از ترک ارتش در سالهای 92-91میلادی، تبدیل به توجیه کننده تروریسم جهادی شد. او با اسامه بن لادن ملاقات کرد (بن لادن در آن زمان در نبرد علیه شوروی همکاری نزدیکی با آی.اس.آی داشت) و تبدیل به مدافع سرسخت القاعده شد. بعد از حملات یازدهم سپتامبر، او ابتدا ادعا کرد که حملات از داخل آمریکا صورت گرفته و کار سازمان جاسوسی اسرائیل، موساد، است. وقتی کماندوهای آمریکایی متوجه شدند که بن لادن در آکادمی نظامی پاکستان در جاده کاکول شهر عبوت آباد پاکستان پنهان شده است، گل ادعا کرد که بن لادن در افغانستان کشته شده بود. گفته می شود که ایالات متحده از سازمان ملل خواسته بود او را به عنوان حامی تروریسم معرفی کند اما چین، مدافع ارتش پاکستان، این اقدام را وتو کرده بود. گل به دنبال انتقام گیری از بی نظیر بوتو هم بود. او در ماجرای برکنار شدن بوتو از منصب نخست وزیری در سال 1990 نقش هماهنگ کننده را داشت. بوتو گل را متهم کرد که از برنامه ترور او پشتیبانی کرده است. گل از مرگ بوتو، که القاعده ادعای انجام آن را داشت، لذت کافی و وافی را برد.
در دوران حکومت ضیاء الحق، پاکستان تبدیل به کارخانه تولید نیروی [به اصطلاح] جهادی شد. ارتش این کشور تبدیل به دولتی درون دولت شد که مسئولیت اصلی خودش را حمایت از آرمان های جهادی می دانست. در این پروژه، گل یک چهره محوری بود. آی.اس.آی هنوز هم یکی از حامیان اصلی ترور است. اشرف غنی، رئیس جمهور افغانستان این سازمان را متهم به مدیریت کارخانه های ساخت بمب و اردوگاه های آموزشی برای طالبان افغانستان – یکی دیگر از گروه های مورد علاقه حمید گل- کرده است تا وحشت را بر کابل و دیگر شهرهای افغانستان حاکم سازد. آی.اس.آی خبر مرگ ملا عمر، بنیانگذار طالبان، در بیمارستانی در شهر کراچی را برای دو سال مخفی نگه داشت تا بتواند در پشت صحنه، شورش طالبان در افغانستان را تحت کنترل خود داشته باشد. لشگر طیبه یکی دیگر از سازمان هایی است که از قِبَل آی.اس.ای و ژنرال های ارتش طالبان سود برده است. این گروه یک سال پیش به کنسولگری هندوستان در هرات حمله کرد.
در عین حال، برخی از نیروهای جهادی اکنون دشمن حامیان خود شده اند. یک سال پیش، القاعده دست به جسورانه ترین طرح تروریستی خود در طول یک دهه گذشته زد و تلاش کرد ناو «ذوالفقار» پاکستان را بدزد. برنامه این بود که با کمک نفوذی های القاعده در نیروی دریایی پاکستان کشتی دزدیده شده و به دریای عرب برده شود تا آنجا برای حمله به یک ناو هواپیمابر آمریکایی یا یک هدف دیگر مورد استفاده قرار گیرد. هدف تروریست ها آن بود که میان پاکستان و آمریکا جنگ دربگیرد. این حمله می توانست حتی از حمله یازدهم سپتامبر هم تاریخ سازتر شود؛ حمله ای جسورانه و خطرناک، نمونه نابی از برنامه های القاعده و نقشه ای در شأن شاگردان بن لادن. خوشبختانه این نقشه خنثی شد.
گل باعث شکست مجاهدین در جلال آباد شد و نتیجه آن شد که افغانستان درگیر جنگی بدون پایان گشت. این جنگ به صورتی غیرقابل اجتناب به پاکستان نیز سرایت کرد و دهه ها ترور و خشونت را موجب شد. اما ارتشی که گل دست پرورده آن بود هنوز در هر دو سوی جبهه ترور ایفای نقش می کند.