------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

در حال بارکردن…

ه‍.ش. ۱۳۹۴ مرداد ۱۰, شنبه

تعیین رهبربه طالبان، کار جامعه بین المللی است.

ملامنصور پدیده یی جدید در شرایط تازه است که رفتار ملاعمر را منسوخ اعلام خواهد کرد.


پروژه ملاعمر ختم شد. همان گونه که پروژه برخی رهبران «مجاهد» ختم شد. اگر حوادث برای رهبران سیاسی درافغانستان، به مثابه ایستگاه آخر است؛ بحث بقای افغانستان در استمرار وابسته گی به مدیریت بین المللی خاتمه یافته نیست؛ تازه، آغاز یک فاز تازه است. معرفی رهبر به طالبان، نتیجه تفاهم بین پاکستان، امریکا ودولت کابل است.
انتخاب ملامنصورعلی العجاله با یک رشته اعتراض ها رو به روست و وی درین گرماگرم مجبور شده است که از «ادامه جهاد» صحبت کند. ادامه جهاد، بسته به فتوای ملامنصور نیست و زود گذر است.

مرگ رهبران  «نیابتی» ، نوبتی است. رهبران درافغانستان، مستقیم یا غیر مستقیم به نیابت از منافع بزرگ فرا مرزی میجنگد، بالطبع روی «تایم» مشخص عیار است. هر یک، به مقتضای «ضرورت» به پایان خط می رسد.

 رهبران زنده مانده در افغانستان که جان صد ها هزار انسان را درجریان جولانگری های شان گرفته اند؛ بعید است به مرگ طبیعی بمیرند. 

اعلام مرگ ملاعمر درچنین زمان حساس و روی صحنه آمدن ملامنصور، از روی تصادف نیست؛ آغاز عصر پسا ملاعمر، به عنوان بخشی از معامله پاکستان، امریکا، انگلیس و حکومت کابل، پیشاپیش، مصوب شده است. محور این معامله، نخست، نزدیک کردن تاریخی پاکستان با افغانستان با نظارت انگلیس وامریکا، و درگذار آتی، توحید سیاست خارجی ونگاه منطقه یی پاکستان- افغانستان با پالیسی بین المللی است. عبور ازین مرحله، بحث برخورد مشترک، واحد و هماهنگ با پلان پیشروی به سوی حوزه حیاتی آسیای میانه است. آن جاست که تنور کشمکش به طرزی غیرقابل پیش بینی داغ خواهد شد.
 روزنامه لاس انجلس تایمز درشماره دیروزی خود به نقل از وحید «مژده» نوشته است که ملامنصور «همواره به ملاعمرگوشزد می کردکه جنگ راه حل قضیه افغانستان نیست و ما درکشتار برنده نخواهیم بود.»

به غیراز توحید کردن سیاست منطقه یی وبین المللی پاکستان- افغانستان، هیچ نظام حکومتی درافغانستان شکل نمیگیرد. درین رابطه دلایل سخت (مایۀ پژوهش) وجود دارد؛ ازجمله آن که پس از سقوط نظام سلطنت درافغانستان، تشکیل حکومت پایدار ونظام مستقر درکشور، نتیجه نداده است.
این مسأله کلیدی ترین نماد آسیب شناسی سیاست وجامعه در افغانستان است.
اگر این داستان کماکان «بی نتیجه» جلو برود، از افغانستان چیزی باقی خواهد ماند؟

تا این جای کار، برای امریکا، پرش جهت انجام عملیات چند جانبه بر منابع انرژی، کوبیدن خرمن نکوبیدۀ تضاد بین پاکستان و افغانستان است که هنوز می تواند استراتیژی فرا منطقه یی را با بندش مواجه کند. اگر بیش ازین، زمان ضایع شود، اقتصاد امریکا مطابق پیش بینی هایی که وجود دارد، توان انتظار و ریاضت ندارد. 
پیش روی، پس روی، شکست یا فتح در اجرای مأموریت ملاعمر، حقانی، احمد شاه مسعود، مارشال فهیم و استاد ربانی هریک روی «تایم» استوار بود. چهره هایی که تا کنون زنده مانده اند، همه در جال «تایم» درجولان اند. آن ها به خاطری حذف شدند که بیش ازآن، میزان هزینه را بالا می بردند و دربند این نبودند که تاوان از دست رفتن زمان را چه منابعی خواهند پرداخت.
نکته کلیدی ترآن که، با حضور شخصیت هایی که منظم و طبق برنامه از صحنه برداشته شدند، در سطح داخلی، امکان سازش، ساختن دولت مشترک بربنای آشتی، تأمین رابطه هم سان با امریکا و تحقق «اسلام» ( آن گونه که خود تعریف کرده بودند)،  توسعه اقتصادی و برچیدن گلیم دشمنی و کشمکش تاریخی با پاکستان، هرگز وجود نداشت.
سیاف و گلبدین هنوز ریزرف اند. سیاف هشیار تر از دیگران بود. او با هرکسی کش وگیر داشته باشد، با امریکا وپروژه جهانی، خودش را ( به قول خودش) «تکر» نمی دهد.
در آستانۀ ظهور رهبری جدید طالب، لشکرکشی ( بیشتر متکی بر تهدید های رسانه یی) دوستم درشمال توقف داده شد. عطا نور که لباس جنگ برتن کرده بود؛ آن را از تن بیرون کرد تا با فیلدمن نماینده امریکا درکابل دیدار کند. مذاکره عطا، تمرکز روی برنامه های پسا ملاعمر و مهندسی سیاست قبلی همزمان شروع تصدی ملا منصور است. این اتفاقات شماری از مردم را گیج کرده بود که چرا دروضعیتی که کندز، فاریاب وتخار وبغلان سخت ملتهب شده اند؛ سیاستگران نظامی ورهبران کابل، تکانی به خود نمیدهند؛ همه اش به خاطر آن که بود خبری در راه بود.
 قواعد پروسه صلح وجنگ، جنگ آینده و مسیرهای تعیین شده، به رسانه ها هیچ ربطی ندارد و فقط زمانی لقمه یی بر دهان رسانه ها داده می شود که آخرین تصامیم اجرایی در تالار های معامله و پژوهش، نهایی شود. هر آن چه به خورد رسانه داده می شود، پروژه یی است که پایان یافته است و افشای آن، جزو امور مدیریت مغز های مخاطبان است و فقط به درد یادداشت نویسان تاریخ میخورد.
درین مقطع، پرسش تعیین کننده این است که ملامنصور، دکترغنی، جنرال دوستم و عطا محمد نور تا چه میزانی از خود قابلیت و ظرفیت نشان میدهند تا عملیات رانش رزمنده گان استراتیژیک ( دولت اسلامی خراسان) به سوی آسیای مرکزی بدون چالش و سنگ اندازی پرخرج به اجرا درآید.
«کنترول» مذاکره کابل با طالبان، در دایرۀ صلاحیت امریکا وانگلیس است وپاکستان وافغانستان فقط دعوای سهم وجایگاه خود را دارند. ازین قرار، کلام فشرده درین باره چنین است: ملامنصور گزینه جامعه جهانی است. حتی اگر وی درنتیجه اختلافات خلع شود، جایگزین احتمالی اش، مصوب جامعه جهانی خواهد بود.
هر نیرو، هرسیاستگر وهر جناحی که برموضوعی غیرازین، اصرار دارد؛ محق است؛ چون میدان بازی بسیار بزرگ است و هرکس می تواند به قدر توان خود، مانور بدهد. اگر این بخش مهندسی اوضاع، به یک نتیجه یی مثبت منتج شود؛ مهم ترین پاداش آن، اعلام «آتش بس» بین طالب و دولت کابل خواهد بود.