------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

در حال بارکردن…

ه‍.ش. ۱۳۹۴ مرداد ۲۶, دوشنبه

پاکستان را در کجا می‌توانیم متوقف سازیم؟

نویسنده: تاریخ شناس و پژوهشگر سیاسی، دکترمحی الدین مهدی


رو برداری از: تاربرگ سلام وطندار
گفته می‌شود که پاکستان اهدافی فراتر از تثبیت خط مرزی دیورند در سر دارد؛ در صورت ممکن انضمام همۀ افغانستان، و دست‌کم دست‌یابی به مجاری علیای دریای کابل یعنی تیغه‌‌های هندوکش، از اهداف استراتیژیک این کشور است.
اما در این سوی مرز نیز کسانی هستند که داعیۀ بازپس‌گیری «سرزمین‌های از دست رفته تا پل اتک» را در سر می‌پرورانند. حامد کرزی - رییس جمهور پیشین افغانستان ـ که از حامیان جدی این ایده بوده، اخیراً در میان جمعی از یارانش، «جهلم» را مرز افغانستان خوانده است. دهانۀ این رودخانه، در قرارداد تقسیم اراضی میان نادر افشار و محمدشاه گورکانی، مرز هند و خراسان تعیین گردیده بود.
از زمان تهاجم اتحاد شوروی سابق به افغانستان، پاکستان که پیش از آن از نظر تبلیغاتی حالت تدافعی داشت، برنامۀ جست‌وجوی «عمق استراتیژیک» را به‌ طور عملی دنبال کرد. این اصطلاح، ابتدا توسط «فرایزر تتلر» ـ سفیر انگلیس در افغانستان میان سال‌های 1933 تا 1939م – عنوان شد. تتلر انضمام افغانستان به پاکستان را امری ضروری و الزامی دانست و بر این باور بود که افغانستان می‌تواند به مثابۀ دیواری که قسمت‌های دیگرش را ایران و ترکیه تشکیل می‌دهد، در برابر پیشروی اتحاد شوروی به سوی آب‌های گرم کشیده شود.
به نظر می‌رسد، یکی از پاداش‌هایی که پاکستان در ازای ایستاده‌گی در برابر یورش شوروی دریافت می‌کرد، «داشتن دست باز در آتیۀ افغانستان» بود؛ چیزی که در عصر طالبان، آن کشور را قادر ساخت تا کناره‌‌های آمو پیشروی کند. درست است که ظاهراً رویداد یازده سپتامبر، مانع هضم آن‌چه که پاکستان بلعیده بود گردید، اما حقیقت این است که همسایۀ‌مان تا مرز تعبیر سنگین‌ترین خواب‌هایش پیش رفت.
اینک که حضور بیش از یک دهۀ نظامیان غربی نیز نتوانست ثبات را به افغانستان بازگرداند، به دلایل اهمال و سهل‌انگاریِ غرب و جانبداری‌‌های حامد کرزی، طالبانی که تا سال 2005م نابود انگاشته می‌شدند، دوباره جان گرفتند و طی سال‌های 2014 و 2015، حضور سهمگین خویش را در تمام افغانستان به رخ کشیدند.
در حالی‌ که دولت افغانستان ناتوانی خویش را در دفع طالبان آشکار ساخت، چرا پاکستان امیدوار به بازگشت کامل اوضاع به وضعیت و حالت دهۀ نود قرن گذشته نباشد؟ به نظر می‌رسد دست کم شاخۀ نظامیان پاکستانی هنوز از آن خواب سنگین بیدار نشده‌اند.
هواخواهان «بازپس‌گیری سرزمین‌‌های از دست رفته»، از دو شاخۀ عمده تشکیل شده ‌اند: نخست، ناسیونالیست‌‌‌های قوم‌گرا و برتری‌جویی که خط مرزی دیورند را مانع سلطۀ بی‌چون و چرای قومی می‌دانند؛ دوم دست‌آموزان سیاست هند در منطقه که مصروف‌سازی پاکستان در مرز‌‌های غربی و رو‌گردانی آن کشور از کشمیر به سمت کابل را، زیر پوشش شعار وطن‌پرستی دنبال می‌کنند. در حال حاضر، رهبری هر دو دسته را حامد کرزی بر عهده دارد.
در حالی‌ که در آن سوی دیورند هیچ کسی این صدا را همراهی نمی‌کند، اینان به امید فرارسیدن روزی که هم‌آورد قدرت نظامی پاکستان شوند و تعادلی نظامی میان دو کشور برقرار شود، از تحریک‌های هند پشتیبانی می‌کنند و با حمایت از این کشور، افغانستان را طعمۀ آتش جنگ نیابتی می‌سازند. معنای تعادل نظامی با پاکستان این است که افغانستان صاحب سلاح اتومی شود. آیا می‌دانید چه وقت به سلاح اتومی دست خواهیم یافت؟
اهداف کدام یک از این دو دسته دست‌یافتنی است؟ رسیدن به سواحل آمو (دست‌کم تیغه‌‌‌های هندوکش)، یا آب‌تنی کردن در آب‌‌های رود سند؟ در حالی‌ که طالبان برای پاکستان سربازان کم‌هزینه‌یی هستند که از فرط جهل و تعصب و بی‌باکی، هیچ محدودیتی برای آسیب‌رسانی به هموطنان خویش نمی‌شناسند. افغانستان به کمترین امکانات در داخل پاکستان دسترسی ندارد. بنابراین، در حالی ‌که پاکستان می‌تواند این بازی را تا دیر زمانی ادامه دهد و همه‌روزه از جان و مال و آبادانی و پیشرفت و رفاه و امنیت و وحدت مردم افغانستان باج بستاند، افغانستان قادر به هیچ کار عملی‌یی علیه پاکستان نیست. قابل تذکر است که هیچ کشوری از کسانی که «داعیۀ بازپس‌گیری سرزمین‌های از دست رفته» را در سر دارند، پشتیبانی نمی‌کند؛ چه، همین ادعا بود که پس از نیمۀ دوم قرن بیستم (پس از استقلال پاکستان)، افغانستان را از غرب و جهان اسلام دور ساخت و سرانجام به دامان شوروی سابق سقوط داد.
آری، این درست است که خواست پاکستان فراتر از تثبیت خط مرزی دیورند است؛ ولی می‌خواهم از آنانی که مخالف صلح ـ حتا مذاکره ـ با پاکستانند بپرسم که پاکستان را در کدام یک از این مواضع استراتژیک می‌توانیم متوقف سازیم: رود سند، خط دیورند، تیغه‌‌های هندوکش، یا کناره‌‌های رود آمو. انگلیس طی دورانی معروف به «بازی بزرگ»، هرگز به آن‌سوتر از تیغه‌‌های هندوکش فکر نکرد و در عمل، با استقرار در امتداد سلسله کوه‌هایی که قسمت اعظم مرز موجود ـ یعنی خط دیورند - بر روی آن کشیده شده، اکتفا کرد. اما حال که قدرت بازدارندۀ روسیۀ تزاری سدی در مقابل این پیشروی نیست، بهتر نیست به واقعیت‌‌های موجود تن در دهیم؟