------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

ه‍.ش. ۱۳۹۴ مرداد ۱۰, شنبه

از زمان می ترسم.

شعری زیبا از مریم «میترا»

از گام‌های ناستوار زمان می‌ترسم
انگار
به گردش هزاره‌های دور می‌رود
و من دوباره
زنده
زیر خاک می‌روم
از نگاه مشکوک برادرم
در لای هفت پرده پنهان می‌شوم
که فکر می‌کند
باد مذکر است
و گیسوان مرا
می‌بوسد