------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

در حال بارکردن…

ه‍.ش. ۱۳۹۴ مرداد ۱۷, شنبه

 دکتراشرف غنی با دو عصای زیر بغل، که برای روحیه دادن زخمی های حوادث اخیر از اتاق recocery برآمده، نمادی از درون پاشی واقعی حکومت افغانستان است. اگر فرد زخمی که ایشان از وی عیادت کرده، یک پهلوان نترس، رستم دستان یا یک بزن بهادر گرم و سرد چشیده هم باشد، با دیدن رئیس جمهور خمیده قامت و پا شکسته، که خود به کمک پنج یا ده نفر از دستیاران به شفاخانه آورده شده، مورال خود را از دست میدهد.
یکی از آدم هایی را که هماره در نگرش های خود جدی و امیدوار است؛ امروز دیدم. کمی از اوضاع سخن گفتیم. دیدم، برخلاف گذشته، صدایش از طنین زنده، تهی است. پرسیدم: چیزی شده؟
لحظاتی به صورتم زل زد و گفت: دیگر چه شود؟ عکس رئیس جمهور درهنگام بازدید از مصدومان انفجار را که دیدم، فهمیدم که کار این حکومت به این صورت به سامان نمیرسد. گفتم: مگردکترعبدالله سرزنده و فعال است. مخاطبم اظهار داشت:
تو هم میفهمی و من هم میفهمم که کارهای عبدالله نه به دولت ارتباطی دارد، نه به افغانستان!
پرسیدم: چطور؟
گفت: نمی بینی؟ چنان شوقی وبی خیال چکر میزند که فکر کنی جواد ظریف است که از وین درهیأت یک فاتح به وطن برگشته است. شاید اگر برایش بگویی که کابل غرق وحشت وخون شده. درجوابت بگوید: اگر شما فکرمی کنید که کدام حادثه یی شده که حکومت از آن خبرندارد، احتمال دارد که به خطا رفته باشید. بنا برین اگر لازم شود به شما اجازه داده نخواهد شد که مسایل را این گونه توضیح دهید!