------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

در حال بارکردن…

ه‍.ش. ۱۳۹۴ شهریور ۲۸, شنبه

دنیای عرب طرفدار مسکو اند؟

سفر رهبران کشورهای عربی به مسکو افزایش یافته است.
روزانا بومنصف


هیچ واکنشی از سوی کشورهای عربی از جمله کشورهای عربی همسایه سوریه نسبت به تقویت حضور روسیه در مناطق ساحلی سوریه و افرایش حمایت از نیروهای حکومت بشار اسد مشاهده نشده است. آیا ممکن است این کشورها خود در خط روسیه باشند و این چارچوب تعریف شده از سوی مسکو را پذیرفته باشند؟
در هفته های اخیر شاهد افزایش سفر مسئولان بارز عرب به خصوص بعد از امضای توافق هسته ای قدرت های بزرگ جهانی با ایران به مسکو بودیم. همه آنها در این دیدارها درباره راه های حل بحران سوریه با مقامات روسیه بحث و تبادل نظر کردند در حالی که مواضع نه بشار اسد و نه روسیه به هیچ وجه نرم نشده است.
کشورهای عربی به ندرت مواضع علنی خود را به صراحت در برابر مسائل حساس و مهم بیان کرده اند حتی زمانی که نگرانی بسیاری از مذاکرات سری ایالات متحده با ایران بر سر پرونده هسته ای این کشور بدون اطلاع متحدان امریکا داشتنند نیز مواضع خود را از طریق کانال های دیپلماتیک بیان می کردند. در مورد روسیه نیز دقیقا همین رویکرد را داشته اند. وقتی که روسیه حضور نظامی خود را در شهرهای ساحلی سوریه تقویت کرد و شانه به شانه حکومت بشار اسد ایستاد و به آن در مبارزه با داعش کمک کرد، هیچ کدام از کشورهای عربی مواضع خود را اعلام نکردند.
بسیاری از تحلیلگران سیاسی می گویند که اخیرا به اطلاعاتی از سوی رهبران عرب دست یافته اند که نشان می دهد کشورهای عربی تاثیرگذار چندان از تقویت حضور روسیه در سوریه نگران نشده اند. در حالی که پیش از این می دیدند که اعراب از مواضع هشدارآمیز روسیه نسبت به دخالت امریکا در امور سوریه نگران می شدند و حتی زمانی که در شورای امنیت روسیه به هر گونه قطعنامه ای که بوی دخالت امریکا در سوریه می داد، رای منفی داد، به شدت از مواضع مسکو نگران شدند.
می توان گفت کشورهای عربی در برابر مواضع روسیه در قبال سوریه در موضع عمل انجام شده قرار گرفته اند. آنها می بینند در طول چهار سال گذشته ایالات متحده امریکا هیچ واکنشی به تقاضای کشورهای عربی که خواستار ورود آن به پرونده سوریه با هدف توقف خونریزی ها می شدند، نمی کرد در حالی که روسیه به حمایت خود از بشار اسد ادامه می داد. در این چارچوب می توان گفت کشورهای عربی از باراک اوباما، رئیس جمهوری امریکا ناامید شده اند اگر چه همچنان امیدوارند در سال های باقی مانده دوران ریاست جمهوری اش کاری برای پایان دادن جنگ سوریه انجام دهد.
فارغ از این که آیا حضور نظامی روسیه می تواند در حل بحران سوریه سهیم باشد یا خیر، این مساله ای ثانویه است، اما می توان گفت که واشنگتن نمی تواند منطقه به ویژه سوریه را رها کند و محلی به اتفاقات جاری در آن ندهد. به ویژه بعد از تحولات لیبی و فروپاشی که به جان این کشور افتاده است و می رود جای خالی نبود دولت کارآمد را جریان هایی پر کنند که فقط به فکر منافع قدرت های دیگر هستند. امریکا ابرقدرتی جهانی است که مصالح حیاتی در منطقه دارد.  
از منطق ایران در طول عملکرد آن در دو سال گذشته این گونه بر می آید که تلاش کرده هر جا امریکا صحنه را خالی کرده خود فورا جای آن را پر کند. همان طور که در عراق بعد از عقب نشینی نیروهای امریکایی همین کار را کرد و عرصه برای ورود بلامنازع ایران فراهم شد. ایران پنهان نمی کند و ترسی هم ندارد افشا شود که بعد از تضمین هایی که ایالات متحده به آن بعد از امضای توافق هسته ای داده است دست بازتری در پیشبرد اهداف منطقه ای خود دارد و می تواند خلاء بسیاری از بحران های منطقه ای را با حضور خود پر کند. امریکا همین شیوه را در قبال روسیه نیز در پیش گرفته است. این روزها باراک اوباما، رئیس جمهوری امریکا در معرض انتقادهای شدیدی قرار دارد مبنی بر این که منطقه خاورمیانه را به نفع کشورهای بزرگ دیگر مثل روسیه و ایران رها کرده و با عقب نشینی امریکا از منطقه اجازه داده است این خلاء را آنها پر کنند. در حالی که این مساله تاثیرات شگرفی بر مصالح تاریخی امریکا در منطقه می گذارد.
در حال حاضر روسیه با قدرت وارد سوریه شده و تلاش دارد در تمامی جبهه ها علیه مخالفان اسد تحت عنوان مبارزه با تروریسم یا شبکه داعش بجنگد اما آیا این کار می تواند اسد و حکومت او را از خطر سقوط نجات دهد؟

منبع: النهار / تحریریه دیپلماسی ایرانی/11