------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

در حال بارکردن…

ه‍.ش. ۱۳۹۴ مهر ۴, شنبه

هفت «دندغوری» دیگر در راه است.

کلید پیروزی داعش درافغانستان صرفاً درلندن، اسلام آباد یا ریاض نیست؛ شاه کلید آن، در اختیار تهران است. 


گزارشنامه افغانستان به اطلاعاتی غیررسمی دسترسی یافته است که دولت وحدت ملی در نظر دارد اضافه بر اعطای خود مختاری به جبهه جنگی طالبان در «دندغوری بغلان» هفت مرکز دیگر را در مزار، هرات، قندهار و هلمند و کابل در اختیار آن ها قرار دهد. واگذاری دند غوری یک پروژه آزمایشی است و هدف ازین تصمیم در آستانۀ شتاب گیری خطر و پیشروی های دولت اسلامی خراسان (داعش) درقلمرو افغانستان، آن است که طالبان را برضد آنان کمک وتجهیز کنند.

این همان سناریویی است که دولت استاد ربانی درسال های 1994- 1996 به هدف سرکوب حزب اسلامی وحزب وحدت، خط شکنان طالبان را از قندهار تا دروازه های کابل بدرقه کردند. درآن زمان، بنا به فیصله استاد ربانی، احمد شاه مسعود و استاد سیاف و دیگر رهبران متحد دولت، طیارات دولتی از قندهار شروع، تا غزنی، وردک وچهار آسیاب، عملیات های گروه نوظهور طالبان را پوشش می دادند.
علاوه برآن، استاد ربانی مبلغ شش میلیارد افغانی از حساب هزینه های اپراتیفی به طالبان اختصاص داد که باید به وسیله قاضی مظلوم و صدیق چکری به طالبان تحویل داده می شد.
بخش اعظم پول تحویل داده شد اما مبالغ هنگفتی از جمع شش میلیارد افغانی از سوی چکری وقاضی مظلوم ربوده شد.
اکنون دولت وحدت ملی همانند حکومت مجاهدین در سال های هفتاد، در برابر یک نیروی هیولایی وقدرتمند قرار گرفته است. تلاش برین است که طالبان به عنوان نخستین آماج داعش ( یا دشمن احتمالی آنان) از نظر نظامی و ساحه عملیاتی، پوشش داده شود تا بتواند ضربه گیر عملیات داعشی باشد تا دولت فرصت یابد زمان بقای خود را طولانی کند.

استاد خلیلی معاونت دوم ریاست جمهوری در زمان حامد کرزی که اخیراً از « ﻫﻤﻜﺎﺭﻱ ﻫﺎﻱ ﺩﻭﻟت ﺑﺎ ﺩاﻋﺶ ﺑﺮاﻱ ﺑﻴﺮﻭﻥ ﺭاﻧﺪﻥ «ﺭﻗﺒﺎﻱ ﺷﺎﻥ اﺯ ﻣﻴﺪاﻥ ﺳﻴﺎﺳﺖ» هشدار داده و آن را «اشتباه تاریخی» خوانده بود؛ دقیقاً به همین موضوع انگشت گذارده بود.

واگذاری احتمالی محور های خود مختاری بزرگ تر به طالبان، به همان میزانی که حامد کرزی و تیم ایشان را نیز خرسند می سازد؛ تیم مجاهدین دولتی به رهبری استاد سیاف را دریک اضطراب سخت فرو برده است. اکنون حضور دیالکتیکی پنج نیروی متخاصم، (داعش، طالب، مجاهدین، نیروهای بین المللی و اردوی ملی) درصحنه حضور دارند وهیچ کس نمیداند کار به کجا می کشد.
در شرایطی که جنگ اصلی در پشت پردۀ جبهات و صف آرایی ها طراحش شده و به اجرا در می آید، آیندۀ تهاجم ودفاع، مانور یا ائتلاف های این چنینی، کلاً در پردۀ اوهام و ابهام قرار دارد. اما تجربه در افغانستان اثبات کرده است که نیروی تازه دم، در نخستین دور برخورد ها، بساط حریفان دولت و ضد دولت خود را جمع میکند و گروه های طالب و مجاهد، ممکن است در برابر توفان هراس و ددمنشی نوع داعشی، جرئت ایستاده گی کار ساز را از همین حالا از دست داده باشند. 
با اجرای طرح ائتلاف اعلام ناشده میان مجاهد- طالب، بدون شک، یک سردرگمی عجیب به وجود خواهد آمد. اما باید منتظر یک معامله منطقه یی باشیم که تمویل کننده های جنگ، آیا با هم کنار می آیند یا باز هم عمر جنگ های نیابتی- فرسایشی را تا آینده یی نا معلوم تمدید می کنند.
پیروزی یا مهار داعش در افغانستان به پالیسی ایران رابطۀ مستقیم دارد.