------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

در حال بارکردن…

ه‍.ش. ۱۳۹۴ شهریور ۱۴, شنبه

سقوط داوطلبانه دکتر انورالحق احدی

این پاکستان است که یک قدم دیگر به سوی فتح مدیریت سیاسی افغانستان نزدیک می شود؛ نه صاحبان «افغان» یا افغانستان


درهمایش امروز در مقابل مسجد عید گاه، دو نشانه غیرعادی دیده شد که می تواند درشرایط لرزان کنونی، خانه همه را ویران کند.
مورد اول، شعار« اگر افغان نیستید از این کشور بیرون شوید.» که یک ماجراجویی کاملاً بی فایده است. رخ دیگر این شعار، حمایت از تجزیه طلبی است. این کشور به یک دسترخوان ویک سرنوشت مشترک نیاز دارد. این شعار، دقیقاً شعار گوهرایوب خان ونصیرالله بابر دردهه هفتاد بود.

مورد دوم، حضور دکترانورالحق احدی رهبر افغان ملت درحمایت از ماجراجویی های از جنس یون وواحد طاقت بود.

 این نشان میدهد که چیز هایی بیش از یک اعتراض مدنی در جریان است. اگرکمی این جرقه بازی ها از آدرس های دیگری هم شروع شود؛ هیچ کس هیچ چیزی را به دست نخواهد آورد. حضور انورالحق احدی موفقیت درخشان اسماعیل یون بود که توانست برای نخستین بار به طور آشکار، کشتی کهنه افغان ملت را هم درین تلاطم رها کند. شخصاً تصور نمی کردم که انورالحق احدی درحمایت از شعار نفی دیگران، به خیابان بیاید. هیچ سیاست گری عاقل، درحالی که نام افغانستان پا برجا است، دریک چنین شرایط انفجاری که گروه های مرموز سرگرم پف کردن آتش نفرت برعلیه یکدیگر شده اند؛ خودش را از نظر اعتباری درمعرض سقوط قرار نمیدهد.

کسانی که شعار مضحک « اگرافغان نیستید، ازین کشور بروید.» را درسینه گرفته بودند، همه از جنس اسماعیل یون و واحد طاقت بودند. اگر امنیت ملی تحقیق کند، خانه اول اکثریت شان، پشاور وکراچی است؛ نه افغانستان خصوصاً کابل. هیچ کسی برای این اقلیت کوچک، شناسنامه قوم پشتون را نداده است. شاخه های کوچک عصبی مزاج درهرشاخه تباری، نماینده آن تبار حساب نمی شوند. 
دراعتراض امروز شعار «اسلامیت میخواهیم» تکرار شد.
درکشوری که صددر صد مسلمان است، بازتکرار این شعار، به طور کامل اجندای طالب و داعش است. هیچ توجیه دیگری ندارد. شعار اسلامی درین مقطع، مرزکشی بین مسلمان ونا مسلمان است. بحرانی که ما را درخود گیر داده، به اسلام هیچ ربطی ندارد. این همان فرمول مولانا فضل الرحمن است.
درحالی رهبران تنظیم ها و جمع کثیری درمقام شاگردان صدیق مولوی سمیع الحق، نصیرالله بابر و مولانا فضل الرحمن درحکومت و دولت درهم تنیده اند، دادن شعار اسلامیت اززبان یون و ستار سعادت، زاید است.
یکی از دشواری ها این است که هر دو طرف که شعار قومی میدهند، به جای عبور از شعورتاریخ و فهم عوامل تاریخ، روی بال های شعارهای مقطعی وسیاسی «نیابتی» سوار می شوند. تاریخ و فرهنگ مشترک این خطه را نمیتوان تسلیخ کرد. تعدد قومی در پاکستان، ایران و هند به مراتب بیش از افغانستان است؛ اما هیچ کسی شعار یون را برعلیه یکدیگر استفاده نمی کند؛ هیچ گاه یک رهبر به ظاهر تکنوکرات، دردام پروژه استخباراتی سقوط نمی کند. خشونت مذهبی قبر ما را حفر کرد؛ حالا نوبت جنون زده های قومی است.