------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

در حال بارکردن…

ه‍.ش. ۱۳۹۴ مهر ۴, شنبه

خودرو های افغانی کش یا ارابه های مرگ؟

بهای زنده گی شهروندان افغانستان ارزان و حتی رایگان است.


سرهنگ شرافتی، رئیس پلیس راه شمال استان سیستان و بلوچستان در گفتگو با «همشهری» می گوید: «قاچاقچیان انسان برای اینکه بتوانند هر بار تعداد بیشتری از اتباع افغانی را وارد ایران کنند تغییراتی در خودروی خود ایجاد می کنند. به طور مثال، آنها با تقویت موتور خودرو و یا تقویت شاسی و تغییر در ابعاد صندوق عقب خودرو می توانند بیشتر از حد مجاز به سرنشینان خودرو اضافه کنند بدون اینکه پلیس بتواند از روی ظاهر ماشین متوجه ماجرا شود.»
قاچاقچیان انسان مدت هاست که به چیدمان تازه ای برای حمل مسافرانشان دست یافته اند. آن ها مهاجران را مانند آجر در کنار هم می چینند به طوریکه  در یک پژو تا ۱۸ مسافر هم دیده شده است. آمار بالای تصادفات این ارابه ی مرگ باعث شده است که این خودروها در بین مردم سیستان و بلوچستان به «خودروی افغانی کش» معروف شوند. آنان در تاریکی و روشنایی، در کوه و بیابان با سرعت بالایی راه می پیمایند تا زودتر محموله ی انسانی خود را به ماشین بعد تحویل بدهند. محموله ای که پس از دریافت مبالغ بالا دیگر ارزش انسانی چندانی ندارند آنقدر که حتی قاچاقچیان به جان خود نیز رحم نمی کنند و چنان در جاده ها پیش می روند که منجر به تصادفات ناگواری می شود.

افزایش آمار مرگ و میر جاده ای

سال گذشته بود که خبرگزاری ایسنا در گزارشی خبر از مرگ سالانه ۱۸۰۰۰ هزار نفر بر اثر بروز تصادفات جاده ای جان خود را از دست می دهند که معادل سقوط ۶۰ فروند هواپیمای مسافری با ۳۰۰ سرنشین است. خبرگزاری مهر نیز در سال جاری خبر از رتبه ی ۱۸۹ایران در تلفات جاده ی داد آن هم از میان ۱۹۰ کشور این جدول. مطمئناً چنین ارقامی نشان گر بی احتیاطی و عدم توجه رانند گان به مقررات راهنمایی و رانندگی است اما مسئله ای که نباید فراموش شود قاچاق بران هستند که در بالا رفتن این آمار تاثیر به سزایی دارند. اکثر رانند گان ارابه های مرگ به شکل خطرناکی اقدام به جابه جایی این افراد می کنند، به صورتی که سهم مهاجران افغان در تصادفات جاده ای سالیان گذشته بیش از ۳۰ درصد بوده است. تنها در روزهای پایانی فروردین امسال ۶۱ پناهجوی افغان در مدت سه روز بر اثر تصادف در جاده‌های ایران کشته شدند. براساس اعلام مسئولان انتظامی کشور مسیر یزد به نایین پرترددترین مسیری است که شهروندان افغان به صورت غیرقانونی برای سفر به مناطق غربی در آن تردد می‌کنند. سال‌هاست که مسئولان نسبت به تردد این خودروهای توجه و هشدار داده اند اما هنوز راه کاری جدی رای مقابله با این معضل اتخاد نشده است. پیشتر از دلایل عدم امکان رسید گی به این معضل را انتخاب جاده های فرعی و کوهستانی توسط قاچاق بران عنوان می شد اما اینک دیده می شود که آنان در کمال خونسردی و با سرعتی دهشتناک در جاده های اصلی کشور می تازند و  موجب رنگین شدن سیاهی آسفالت می شوند.
«فاطمه اشرفی» مدیر انجمن حمایت از حقوق آوارگان و پناهندگان در گفتگویی با «شهروند» می گوید: «اتباع غیرمجاز که قصد دارند به صورت قاچاق وارد مرزهای کشور شوند باید در یک زمان‌بندی خاص به مقصد برسند. آنها اصولا یک زمان خاص را برای رسیدن به مقصد تعیین می‌کنند و درست باید طی همان زمان‌بندی از خیابان‌ها و گذرگاه‌ها پلیس عبور کنند. چراکه آنها از قبل تعیین کرده‌اند که چه زمانی گذرگاه‌های پلیس خلوت‌تر و قابل تردد است و اگر دقیقه‌ای جابه‌جا شود احتمال خطر و گیر افتادنشان بالا می‌رود. همین زمان‌بندی باعث می‌شود که رانندگان با سرعت بسیار بالایی حرکت کنند. به دلیل سرعت بالا و جمعیت زیاد داخل خودرو، تصادفات سخت و خطرناکی رخ می‌دهد و با اولین مانع خودرویشان چپ می‌کند. همچنین گاهی اوقات نیز پس از مشاهده پلیس هنگام فرار بر سرعتشان می‌افزایند و دچار حادثه می‌شوند.

نفس تنگی های یک مهاجر

 رسول یک قاچاق بر ایرانی است  که با پژوی خود مدتها در مسیر جاسک به سیرجان اتباع بیگانه را جا به جا می کرده است. وی که هم اکنون دانشجوی یکی از دانشگاه های پیام نور است  در گفتگویی به ملی- مذهبی می گوید:” که در ازای یک تا دو میلیون تومان این افراد را جا به جا می کرده است.” اما سرانجام بر اثر یک حادثه دست از این کار می شوید و سعی می کند به زند گی عادی بازگردد. وی در باره ی آن واقعه می گوید:” نزدیکی های پلیس راه میناب بود. به سرعت می رفتم و سعی می کردم حواسم به ماشین های مقابل باشد که ناگهان دیدم با مشت به صندوق عقب می کوبند. اعتنایی نکردم اما وقتی دوباره تکرار شد مجبور شدم کنار بزنم تا ببینم چه اتفاقی افتاده است. وقتی در صندوق عقب را گشودم متوجه شدم که یکی از پنج افغانِ محبوس، دچار نفس تنگی شده و جانش در خطر است. به سختی نفس می کشید و می خواست بیرون بیاید. مانعش شدم و گفتم صبر کند تا بعد پلیس راه. اما نمی توانست صبر کند. برای همین بیرونش آوردم و گفتم پشت ماشین دراز بکشد. مجبور شدم از مسیری فرعی خودم را به شهر برسانم تا جوان افغان را به درمانگاهی ببرم. وقتی او را مقابل درمانگاه پیاده کردم خوب یادم است که نفسش بالا نمی آمد. او را به اورژانس رساندند و دیگر ندیدم چه شد.” وی که بسیار از آن گذشته نادم است می گوید:” شب های زیادی خوابش را دیدم و حالا هم امیدوارم برگشته باشد به افغانستان و سالم باشد.”
اما درصد کمی از این افراد به خوش شانسی مسافر رسول هستند. بسیاری از آنها اگر بر اثر تصادف نمیرند بر اثر خفه گی جان می دهند و از آن جایی که ناشناس هستند به شکلی ناشناس هم بی هویت می مانند و این یعنی یک عمر چشم انتظاری برای خانواده ای چشم به راه که فرزند یا پدر برای پیدا کردن کاری بهتر و آینده ای درخشان تر به اروپا رفته است و چه بسا همینک مشغول آن زند گی موعود است حال آن که وی زیر خروارها خاک در گورستانی غریب چشم از دنیا بسته است.
  ما متهمیم
ناگفته پیداست که مرزبانی و نیروی انتظامی کشورمان با تمام سعی و تلاش خود می کوشد تا ورود غیرقانونی اتباع افغان به داخل کشور جلوگیری نماید. مرزی که همواره به دلیل آسیب های ناشی از تزانریت موادمخدر ناامن و پیچیده جلوه می نماید. در چنین شرایطی خواه ناخواه توان و همت مرزبانان بیشتر معطوف به مبارزه با این پدیده ی شوم گشته و از قاچاق بران انسان غافل مانده اند. گسترش روز افزون پدیده ی مهاجرت افاغنه به اروپا متاسفانه باعث ایجاد نوعی سردرگمی بین مسئولان شده است. کریدور اصلی قاچاق اتباع افغان به دیگر نقاط جهان امروزه ایران محسوب می شود و با توجه به بحران جدید مهاجران پیش بینی می شود خیل عظیمی از آنها خود را برای ورود و خروج از خاک ایران آماده کنند. به نظر می رسد که این وظیفه تنها بر دوش مسئولان امنیتی و نظامی نیست. روزنامه نگاران و نهادهای مدنی دیگر می توانند با این پدیده به شکل دیگری جدای از صفحه ی حوادث برخورد نمایند. در حوادثی از این دست که منجر به کشته شدن عده ای می شود که تنها به ذکر حادثه بسنده شده  و کمتر پیش می آید تا با پرداختن به عمق این واقعه کمکی به بهبود اوضاع نمایند. باید امیدوار بود که با ایجاد کریدوری فرهنگی بتوان به مقابله با این روند دهشتبار پرداخت. شاید که روزی این مهاجران راه های بهتری برای خروج از کشور خویش و رسیدن به مکان مورد نظرشان پیدا کردند.