------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

در حال بارکردن…

ه‍.ش. ۱۳۹۴ شهریور ۱۸, چهارشنبه

محمد محقق مورال خود را باخته است.

وضعیت جدید، سیاستگران جهادی را به شدت ترسانده است.


استاد حاجی محمد محقق، جنگ سالاری کهنه کار، به طور غم انگیزی کم روحیه شده است. جنگ های سرسختانۀ وی در دره صوف و گوشه گوشه حوزه مرکزی، از وی یک سیمای دلاور وسیاستگری واکنشی و نظامیگر پرداخته بود. اما ایشان درسخنرانی امروز در خیمه لویه جرگه، به قول ایرانی ها، پکر معلوم می شد.
ترس ولرزی که از گرفتن نام پاکستان در سخنانش نشان داد و از اعزام احتمالی دسته جات خودکش از پاکستان، دلهره یی کاملاً غیرقابل توجیه از خود ظاهر ساخت. هیچ گاه او را چنین ندیده بودم و افراد هم طراز وی در اردوگاه جهادی ها نیز، هیچ گاه چنین حالت وارفته نداشتند. یک جنگ سالار سیاستگر و مجرب، از خروج گروه گروه مردم از کشور، چرا باید این گونه مورال خود را ببازد؟
محقق نسبت به دیگر جهاد گران دولتی، از بابت خطرات روز به افزایش که خصوصاً مردم هزاره را آماج گرفته است؛ به شدت از سوی مردم زیر فشار است.
مردم، و حواریون سیاسی، از وی راه چاره طلب دارند و راه چاره، مفقود است و همه چیز تابع یک فرآیندی مرموز وخیلی هراسناک قرار دارد. وی لااقل درنقش یک سیاست باز دارای خصلت چند گونه زیستی ظاهر می شد؛ ونیازی نبود به شکل نمادی همه جانبه از یک نگرانی وهراس، نخست با ادبیاتی منظم، اما با گفتاری واریخته در فرجام، قلب مردم را بشکند محقق شاید مسایل را عریان تر می بیند و دیگر نیازی نمی بیند که درپرده سخن گوید و همانند دیگر هم سنگان جهادی، با دست خالی و موقعیتی متلاشی، حدیث «بسیج» عمومی را مزمزه کند. محقق کابوس یک وضعیت را در بیداری تشخیص داده است. او از نظرظرفیت های مقاومت مردمی قوی است؛ مگر ... این مگر واگر ها بسیار حساس است و اگر بیشتر زمان ببازد؛ پشیمانی و ناتوانی مضاعف، برای وی امان نخواهد داد.