------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

ه‍.ش. ۱۳۹۴ مهر ۴, شنبه

جنگ زدگانی که نام آنها را «پناهجویان» آواره گذاشته اند!

یونگه ولت – ترجمه وتدوین رضا نافعی




در سال 2012 بطور رسمی 1،1 میلیون نفر به آلمان مهاجرت کرده اند. این رقم در سال 2013 به 1،2 میلیون نفر افزایش یافت. در عین حال در هر یک از این سال ها 750 هزار نفر از آلمان مهاجرت کرده اند. اگر در سال 2015 یک میلیون یا یک میلیون و چند صد هزار نفر به آلمان مهاجرت کنند ، اتفاق تازه ای رخ داده است؟

امروز آنها را پناهنده می نامند، ولی اکثر آن کسانی که در سالهای گذشته به آلمان مهاجرت کردند چه کسانی بودند؟ آنها هم پناهنده بودند. آنها هم به علت جنگی که عاقبتی جز ویرانی ببار نیاورد و هنوز هم ادامه دارد، از وطن خود فرار کردند و می کنند. آنها کوزوو را ، مقدونیه را، مونته نگرو را، بوسنی هرزه گوین و آلبانی را ترک می کنند.

مهاجمینی بنام ناتو و اتحادیه اروپا که بنام حقوق بشر جنگ را بر پاکردند به آنها قول داده بودند که جنگ وضع آنها را از هر لحاظ بهتر خواهد کرد: از لحاظ اقتصادی، سیاسی، حقوقی و اخلاقی. اما نتیجه درست برعکس شد. حاصل جنگ عبارت بود از: رشوه خواری، فساد، فروپاشی کشور و بیکاری. افزون بر این ها حاصل جنگ عبارت بود از افتادن حکومت بدست الیگارش ها ( پولدارهائی که زمام قدرت را بدست می گیرند) و بدست نیروهای راستگرای مختلف، از نژادپرستان گرفته تا ناسیونالیست ها و مافیا. این ها همدستان و پادوهای برنامه ریزان لیبرال های نوهستند ( مانند همانها که دراوکرائین هستند) . اگر اوضاع یوگوسلاوی به همان شکل مانده بود کسی از آنجا که امروز نامش را گذاشته اند» بالکان غربی» فرار می کرد؟ اگر آن قولهائی که به آنها داده بودند اجرا می کردند و زندگی مردم بهتر شده بود کسی از آنجا فرار می کرد؟ شبیه این بلایا در دیگر کشورهائی که مورد هجوم مهاجمان قرار گرفتند نیز پس از جنگ بوجود آمد و گریبانگیر مردم آن کشور ها شد و آنها نیز مجبور به فرار شدند، مثلا از عراق، افغانستان و لیبی.

امروز هم مردم سوریه در شرایط مشابهی قرار گرفته اند. در آنجا تجاوز گران تقریبا همان متجاوزان شناخته شده هستند با همدستی تروریست ها و دیگر دشمنان دموکراسی. اگر رژیم اسد را با آن حکومت هائی که اوباما و مرکل در برابرشان کرنش می کنند. مقایسه کنیم رژیم اسد روسفید است: سوریه کشور اسلامی نیست اما دیکتاتورهائی که محبوب » جامعه ارزش های مشترک» غرب هستند کدام کشورها هستند؟ کشورهائی هستند مانند عربستان سعودی و قطر، که فقط یک قلم از اعمالشان پرداخت هزینه تروریست هائی است که با رژیم اسد می جنگند تا یک رژیم سکولار را سرنگون کنند.

استراتژی بازار کار


این ها چه ارتباطی با بازار کار در آلمان دارد؟ » گونار هاین زون» این موضوع را برایمان روشن می کند. او در کالج دفاعی ناتو NATO Defense College (NDC) در رم مسئول امور مردم نگاری نظامی »Militärdemographie« است و درعین حال همکار آلمانی» بوندس آکادمی برای سیاست امنیتی» (BKA ( در برلن نیز هست. پیام علمی(؟) او چنین است: جمعیت کشورهای ثروتمند ناتو رو به کاهش است. زنان در اتحادیه اروپا سالانه 1،5 بچه به دنیا می اورند، این به آن معنی است که در اروپا سالی 2،1 میلیون نوزاد کمتر از نیاز به دنیا می آید. بنا براین باید تا سال2050 دست کم 75 تا 100 میلیون نفر یا بیشتر را به اروپا جذب کرد. طبق پژوهش های صورات گرفته زنان این جمعیتی که باید به اروپا آورده شوند بطور متوسط سالی 2 کودک به دنیا می آورند. اما بهتر آنست که انسانها های ییشتری به اتحادیه اروپا بیایند، بویژه افردی که کارامد باشند. چرا؟ چون برای مدل کنونی غرب که رو به نشیب دارد دو عامل یا دو فاکتور حائز اهمیت هستند: عامل بازار و عامل قدرت. در این مدل هر چه تعداد شاغلین بکار زیادتر باشد مطلوب تر است زیرا: افزایش تعدادشاغلین بکار هم بمعنی افزایش درآمد مالیاتی است که بسود قدرت است و هم بمعنی افزایش مصرف است که بسود بازار است.

در اتحادیه اروپا عده کثیری از افراد یا فاقد مهارت هستند یا بیکارند که تعدادشان در آینده بیشتر هم خواهد شد( هاین زون آنهارا » قابل ترحم» می نامد) به این دلیل نیز باید از دیگر نقاط جهان نیروی کار گردآورد. این طراح ایجاد محل اشتغال با سربلندی می گوید از هر ده نفر یک نفر می تواند شانس کار داشته باشد. از قرار معلوم در سیاست اشتغالی ناتو چنین پیش بینی شده که باید » بخور و نمیری» به افراد فاقد مهارت و همچنین بیکاران کنونی در کشورهای عضو داد و کنارشان گذاشت.

مهاجران یا پناهندگان یک امتیاز دارند : این ها افرادی هستند «زبر و زرنگ» . کسانی هستند که در مسابقه برای رسیدن به اروپا موفق شده اند. این یک مسابقه ورزشی نیست بلکه آن چیزی است که انگلیس ها به آن می گویند:» جانفشانی» کردن.

نخستین معیار انتخاب این است که آنها: خود را به اروپا رسانده اند. هاین زون می گوید :» فقط تکخال می توانند از مرزها بگذرند». معیار دوم این است که به این ها فعلا میتوان زور گفت و هر کاری را به آنها تحمیل کرد اعم از این که کار سنگین باشد و یا سبک و دون شأن آنها.

بنظر » مردم نگار نظامی » کار را می توان بگونه ای دیگر نیز سامان داد. مثلا از طریق آموزش الکترونیک. و اگر آنها که آماده آموختن هستند از عهده آزمایش اروپائی برآیند می توانند در اتحادیه اروپا به جست و جوی کار برآیند. ولی فقط تعداد بسیار کمی می توانند از این مانع بگذرند. » هرمتقاضی افریقائی هم باید بداند که رقبای او از پاکستان و بنگلادش نیز خود را برای گذار ازهمین راه آماده می کنند. «



رئیس گفت: ممنون ، آنگلا



در «کالج دفاعی ناتو » در باره عملیات برای سرکوب شورش ((Counterinsurgency Operations و نقش نظامی ها در انقلاب ها نیز تحقیق می شود. پیشنهاد هائی که حاصل ای تحقیقات هستند منحصرا به محافل نظامی راه نمی یابند.

فرمانده بزرگ باراک اوباما تلفنی از مددکار خود در برلن تشکر کرد و گفت : ممنون آنگلا که شما آلمان ها این عده کثیر از سوریه را پذیرا شده اید. این گام بزرگ انسانی به هدف دیگری نیز کمک می کند: رژیم منفور اسد نه تنها از لحاظ نظامی بلکه در عرصه غیر نظامی نیز بی ثبات می شود. زیرا مدارس، ادرات، بیمارستانها یا دفترهای مهندسی کارمندان تحصیل کرده و دانشگاه دیده خود را از دست می دهند و فقط ناتوان ترین ها و تهی دست ترین ها بر جای می مانند. بی آنکه کسی بدردشان برسد، بیکاران و کسانی که پولی برای دادن به قاچافچیان ندارند. آنگلا ، ای مددکار مقدس فراریان: چرا به اینها کمکی نمی کنی؟

«هانس ورنر زین» مغز متفکر دولت آلمان خواستار: کاهش دستمزدهاست، چرا؟ تا » ما » بهتر بتوانیم پناهندگان را در جامعه » جابیندازیم». این که حالا دیگر» دوستان آنگلا» مثلا سازمانهای   بزرگ کارفرمایان پناهجویان را بهانه ای برای کاستن دستمزدها خواهند کرد روشن بود. آنچه حیرت انگیز این است که کار فرمایان کاهش دستمزدها را وسیله ای برای تبلیغ » جا انداختن» یا انتگراسیون پناهجویان در جامعه کنند و وانمود سازند و این که گویا کاستن بیشتر از دستمزدها گامی است برای خدمت به بشریت و پناهجویان درمانده.


جای کارگران ماهر را پرکنید



در مسابقه بر سر جذب پناهجویان سازمان دهندگانی هم هستند که چندان جلب توجه نمی کنند. یکی از آنها «میشائیل سوبیک» کارشناس امور حقوقی کار است. اگر شما کارفرما یا مدیر موسسه ای باشید این روزها احتمالا نامه ای از او دریافت کرده اید با این توصیه:» حالا جای کارگر ماهرتان را که خالی است پرکنید و یک عمل خیر انجام دهید!»

سوبیک توصیه می کند عجله کنید:» صنایع از هم اکنون مسابقه را آغاز کرده اند.» و اشاره می کند به رئیس کارخانه اتوموبیل سازی بنز:» او در کمپ پناهجویان دنبال کارگر می گردد». اما او تنها نیست: دیگران هم » برای پیدا کردن استادکاران تازه وارد برای کار در دیگر صنایع، در گوشه و کنار کمپ پناهجویان در جست وجو هستند». این کارشناس به مشتریان خود توصیه می کند از ابراز تاثر و اشک ریختن خود داری نکنید این عمل » تاثیر مثبتی بر عامل » روابط عمومی» دارد.

سوبیک برای موسسه ای کار می کند بنام BWR Media که در سمینار های خود موضوعاتی مانند راه و رسم » اخراج اعضای شورای کارکنان موسسه را در مواقع استثنائی» به صاحبان و مدیران موسسات و کارخانه ها آموزش میدهد ( اعضای این شورا را کارگران و کارمندان مستقلا و بدون دخالت مدیریت موسسه انتخاب می کنند و کارشان دفاع از برخی از حقوق کارمندان یا کارگران موسسه است). این موسسه BWR Media متعلق به موسسه انتشاراتی «بنتروپ» است. سوبیک در نامه خود به تعرف و تمجید از کتاب خود که این انتشاراتی منتشر ساخته نیز می پردازد ، کتاب: » راهنمای کارفرما برای پرداخت حداقل دستمزد» » حاوی کلیه ریزه کاریها، تدابیر و کلک های قانونی است» . به این می گویند عشق به همنوع در عمل.

باید خود را از این تزویر رها سازیم. روشن است که باید به پناهجویان کمک کرد و نیازهایشان را برطرف ساخت، ولی اگر در نیت خود صا دق باشیم ، باید در عین حال گامی برای پایان دادن به سیاست جنگ طلبانه ای برداریم که ناقض حقوق بشر است، همان سیاستی که این مردم را از میهن خود آواره کرده است.