------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

در حال بارکردن…

ه‍.ش. ۱۳۹۴ مهر ۲, پنجشنبه

نقش احتمالی خلیفه عباسی در برافروختن آتش حمله مغول

نگارنده : رامین فخاری
 برگرفته از تاریخ ما



زمانی که اقوام مغول به نزدیک ایران رسیدند، در ابتدا حمله ای به ایران صورت نگرفت و خان مغول نیز بازرگانانی راهی ایران کرد، و بعدها به بهانه کشتار بازرگانان ایرانی به دست خوارزم شاهیان حمله به ایران را که منجر به نابودی گسترده ایران و بعد از آن نابود کردن تمدن اسلامی شد را آغاز کردند. بدون تردید اگر جنگهای صلیبی و حمله مغول به تمدن اسلامی صورت نگرفته بود امروز کشورهای مسلمان در جایگاه دیگری قرار داشتند.

اما مساله قتل و غارت بازرگانان مغول که گفته می شود یکی از آنها می تواند فرار بکند[؟]و خود را به خان مغول برساند، همواره مورد بحث مورخین بوده است.اما برتولد اشپولر در کتاب تاریخ مغول در ایران نظریه جالبی را در این مورد مطرح می کند:
اگرچه الناصر الدین الله خلیفه عباسی(۶۲۲-۵۷۵ ه.ق) توانست برای آخرین بار به دولت خلفای پیامبر اسلام، وجهه ای ببخشد اما جانشینان وی قادر نبودند حدود قلمرو خود را با فرمان روایان همسایه حفظ کنند وچه در شرق قلمرو خلافت؛ محمد بن تکش خوارزمشاه قدرت بسیار یافت، و برای دستگاه خلافت چنان خطری شد که می بایست پیوسته از وی برحذر باشند وخوارزم شاه در این هنگام در مرزهای شرقی کشور با شاهان قراختای و غور سرگرم نبرد بود؛ آن زمان کسی در بغداد نمی دانست که این جنگها چه مدت دوام خواهد یافت؛ و نیز احتمال می رفت پس از پایان این جنگ ها خوارزمشاه با تمام نیرو به خلیفه عباسی حمله برد.
در این موقع در ۶۱۴ ه.ق به دربار خلیفه گزارشی رسید که در آسیای مرکزی تموچین نامی که مغولان وی را به ریاست برگزیده اند و به وی لقب چنگیز داده بودند توانسته است سرزمین و قبایل گوناگون را تحت فرماندهی خود با یکدیگر متحد کند و به این ترتیب نیرویی عظیم به وجود آورد. میرخواند مورخی ایرانی که با وقایعی که می نگاشت، تا حدی فاصله زمانی داشت نقل می کند که خلیفه از روی ناچاری به این فرمانروا روی آورد تا خطری که از جانب همسایگان خلافت بود دفع نماید.[۱]

همانطور که این مورخ اشاره کرده در زمان حمله خان مغول به خوارزم شاهیان، آنها در گیر نبرد با همسایگان خود بوده اند و بدن تردید علاقه ای به باز کردن یک جبهه نبرد تازه نداشته اند، علاوه بر آن خلفای عباسی از این حربه که به جان هم انداختن دو گروه و قوم مختلف بود، در زمان بابک و افشین استفاده کرده بودند، و نتیجه گرفته بودند و از قدرت واقعی مغول ها و آتشی که حتی گریبان خود عباسیان را نیز گرفت و منجر به نابودی خود آنها نیز شد آگاهی نداشته اند. این بار ضرب المثل تفرقه بنداز و حکومت کن به ضرب المثل چاه کن همیشه ته چاه است تغیر ماهیت داده بود، و حتی ممکن است خوارزم شاهیان نقش مستقیمی در قتل بازرگانان مغول نداشته باشند و عده ای با دستور خلیفه عباسی بهانه در گرفتن جنگ را همانند اتفاقی که بعد ها در زمان جنگ جهانی دوم در مرز لهستان رخ داد برای چنگیز مغول مهیا کرده باشند. بدون تردید این زوایای کور تاریخ که سرنوشت ملت ها را در مسیر دگرگونی قرار داده است به همراه دلایل آنها باید بیشتر و بیشتر مورد برسی پژوهشگران تاریخ قرار گیرد.